eitaa logo
مَـوّاجـ...؛
26 دنبال‌کننده
260 عکس
47 ویدیو
0 فایل
بسم رب الخالق الانسان:)! و تو چه میپنداری وجود آدمی را که روحی است به عظمت خدا و نفسی است به خواری شیطان...:)🌱 مواجّـ‌الروح:)🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
اقاجانمان فرمان دادند... ۱) مثل گذشته در تجمعا شرکت داشته باشیم ۲) با هر چه در توان داریم به جبهه حق کمک کنیم ۳) روز قدس حضور حداکثری داشته باشیم
قران را دوست داشتی..خیلی:) این را هنگام خط به خط خواندن طرح کلی اندیشه اسلامی فهمیدم...در تک تک سخنرانی‌هایت درک کردم... عاشقش بودی و تمام وجودت با او انس داشت...الکی نبود که شهادتت هم هنگام خواندن قران بود... اقای ما...ارامش ما...امشب شب قدر است...ماه رمضان است...شبی که وجودت را همه جا می‌شود دید... می‌شود...می‌شود همچون شب‌های قدر سال پیش که المتاس دعا میگفتی و در اخر اشاره می‌کردی که شما هم برایمان دعا می‌کنی...برایمان دعا کنی...دعا کنی همچون شما با قران انس بگیریم و در اخرم...شده با دعای شما بشویم مصداق: من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا...
"به نام خدا" باید به خود جرات داد...
ما فقط تو را داریم چیزهای دیگر بهانه است ما را به حال خودمان رها نکن:)
دنیای بدون شما دیگر هیچ چیزش عادی نیست:)
اتشمان بزن و ما را بسوزان که مثل ققنوسی سر از اتش برافروخته فریاد رهایی سر دهیم:)))
در مرز ایستاده‌ام...مرز رفتن و ماندن! مرز زندگی و ...شهادت! مرز دلتنگی و ... خداوندا! قرار بود سال ۴۰۴ بهتر باشد:) قرار بود امسال دیگر از ما سید حسن نگیرند...قرار بود حاج قاسم برگردد! قرار بود در اغوش سید ابراهیم ارام بگیریم...قرار بود... قرار نبود تکه تکه شویم! قرار نبود بشکنیم، اتش بگیریم... قرار نبود...قرار نبود تکه جانمان را از ما بگیرند:) میدانی؟ هنوز باورم نشده:) ما هنوز به نبود حاج قاسم و سید حسن و سید ابراهیم عادت نکرده بودیم:) ما هنوز به وجود این همه سین در سفره‌مان عادت نکرده بودیم...ما... اگر بگویم اگر خدا نبود همان روز همه از دم دق میکردیم دروغ نگفته ام! اگر بگویم تک تکمان درد عمه‌مان را وقت فراق درک کردیم...دروغ نگفته‌ام اگر بگویم... خسته شدیم:) نه از جنگیدن...نه! والله هیچ گاه از جنگیدن خسته نشدیم! ما...فقط از نبودش خسته شدیم:) از دلتنگی خسته شدیم...ما دیگر از بعد او از هر روزی که نیست...خسته شدیم:) در مرز ایستاده‌ام! مرز بین ماه خدا و تمام شدنش! مرز بین عید و سوگواری! مرز بین...بین وداع و... سال ۴۰۴...به ما بدی کردی:) به ما خیلی بدی کردی:) از ما بهترین بندگانت را گرفتی! سال ۴۰۴...به ما بدی کردی...قلبمان را اتش زدی...دستمان را تا ابد مشت کردی...ما را با عکس‌هایش و خاطراتش...تنها گذاشتی:) سال ۴۰۴! به ما بدی کردی...به قول دیدار امسال وفا نکردی...نکردی... در مرز ایستاده‌ام...ثانیه‌هایی مانده به تمام شدن رمضان...به تمام شدن این سال... تلویزیون شروع می‌کند: یا مقلب القلوب و الابصار...یا محول الحول والاحوال...حول حالنا الی احس الحال... اشک از چشمانم فرومیافتد... خدایا...حالمان بد است...حال بدمان را فقط با ندای انا المهدی رو به راه کن:)))
محمد رسولی:)))))
گاهی فکر میکنم دنیا خیالی بیش نیست... اگر اتفاق بدی بیافتد مدام منتظرم یکی به من بگوید در خوابم و اگر لذتی را تجربه کنم پیوسته در ترس بیدار شدن از خوابم! دنیا خیال است یا من در خیالم...نمیدانم:) فقط میدانم که هر کداممان خیالی باشیم دیگری فقط در خیال ان یکی است و...یکی تخیل دیگری است و... بالاخره همه چیز رویایی بیش نیست! اندر احوالات نصفه شبی:)!