رودخانهِءموجدآر⑇
وقتی دیدمش اومد جر و پلاس عکاسیشو گذاشت زمین برای عکاسی و فیلمبرداری و منم کل اون مدت به دختر نگا میکردم جوری که میتونستی بفهمی چشام قلبی شدن
بعد رفت اونور جرو پلاسو جمع کنه و خیلی استرس داشتم و همش میخواستم همچین عکسی منم بگیرم بعد خیلی با هزار تا راه دل و دلم به دریا و اومدم پیشش و فهمیدیم که وای چقد تفاهم 😭😭 و این شد دوستی من با حدیثه خانوممم
بماند به یادگار از امروز ؛