تکیزکردن اتاقم شده شکنجه برای روحم. روح ِخستهم که تقلا میکنه تا فراموشت کنه اما چطور؟ چطور میتونم کسی رو که روحم رو رشد داد، فکرم رو پرورش داد و منو به اینی که هستم تبدیل کرد فراموش کنم؟
بچهها اینجا کسی از بستههای ورش استفاده کرده؟
احتمالا بخوایم براش بخریم نظرتون چیه؟ پول نریزم تو جیب تهش هیچی به هیچی؟
هدایت شده از ﺁﻳﻣﻰ ✣ 𝑐𝑎𝑙𝑜𝑢𝑠
هدایت شده از 𝘉𝘶𝘵 𝘸𝘩𝘺?
_تو به همه همینجوری نگاه میکغنی.
+اما چشمهام فقط روی توعه.
_نگاهت روی دیگرانه.
+نگاه گذر میکنه چشم میمونه.
توی ذهنت. توی قلبت. توی وجودت.
_اما من هیچوقت ندیدم چشمات روی من باشه.
+وقتی نگاهم نمیکردی نگاهت میکردم.
وقتی چشمات روی من نبود چشمام روی تو بود.
وقتی قلبت برای من نبود قلبم برای تو بود.
من چشماتو دوست داشتم. غمت شفافشون کرده بود و میتونستم بازتاب غم چشمهام رو داخلشون ببینم.
_من هیچوقت غمگین نبودم.
+چشمام راجب چیزی که از چشمات دیدن دروغ نمیگن عزیزم.