بچه که بودم همیشه به این فکر میکردم که "اگه یهروزی من زودتر از عزیزکردههام از دنیا نرم چی؟ اگه اونا برای رهایی از این دنیا از من سبقت بگیرن چی؟ زندگی رو قراره چطور بگذرونم؟"
برام مثل کابوس بود. برای همین از یهجایی به بعد فکر کردن بهش رو متوقف کردم تا بیشتر از این تو چالهی افکارم غرق نشم.
گذشت تا بهمنماه. دیگه نمیتونستم به بودن ِهمیشگیت اعتماد کنم. ترسیده بودم که نکنه افکار بچگیم به حقیقت بپیوندن؟ انقدر درمونده شده بودم که به هر دری میزدم تا بمونی و من زودتر از تو تموم شم.
ولی نشد. نشد که بشه. شاید، قسمت نبود.
کاش میتوانستم به سردردهایم مرخصی بدهم تا هم آنها مقداری استراحت کنند و هم من کمی نفس بکشم.
عـطرنـعـنــٰــاعMohammad Esfahani - Havamo Nadashti.mp3
زمان:
حجم:
8.8M
نگاهت منو زیر و رو میکنه.
منو با دلم روبهرو میکنه.