من نمی دانم چه چیزی پایبندم کرده است
کوه اگر پا داشت تا حالا از این جا رفته بود...
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود
دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بی تو به سر نمی شود
عاشقی گفتا خدایا قبر میخواهم چکار؟
بی نشانم کن ببینم تربتم زهرایی است
حلال کنید
یاعلی «ع»
سرسفره افطار خانواده ما چه میگذرد؟؟
بابام:دیشب داشتم واسه علیرضا داستان انگور و حبه انگور تعریف میکردم بعد آخرش گفتم نتیجه چی میشه؛بنظرتون چی گفت؟؟
منو مامانم:چی؟؟
بابام:گفت نتیجه میگیریم درو رو کسی باز نکنیم اصلا هوش این بچه میدونی تا کجاس؟؟
مامانم به حالت زاری نگام میکنه میگه:
آره تا سر میدون زیارتِ(فلان جا)
بابام:نه تا ثریاس! به خودم رفته هااا
مامانم:اونو که میدونم دوتا بچه هام باهوشن البته که خداروشکررر به تو نرفتن
و منی که داشتم چایی میخوردم خندم گرفت قندش پرید تو گلوم چایی که توی دهنم بود از دهن و دماغم زد بیرون کلشم ریخت روم
ینیییی چایی داغ بود منم میخندیدم و میسوختم
دلــ🇮🇷ـی☫
سرسفره افطار خانواده ما چه میگذرد؟؟ بابام:دیشب داشتم واسه علیرضا داستان انگور و حبه انگور تعریف میکر
بعدش مامانم خواست بره مسواک بزنه من دراز کشیده بودم میخندیدم اومد یه لگد زد گفت لنگادو جمع کن الان اذون میگن میخوام مسواک بزنم😐💔
منم پاشدم برم مسواک بزنم کنار مامانم وایسادم یهو گفت:دیدی بابات چیکار با من میکنه؟؟آخرش منو دق میده اصن من از دست شما پدر و دختر سر به بیابون نزاشتم خوبه
بقرآن سر نمازام دعا میکنم خدا شفاتون بده
یه صبریم به من بده.
و منی که قیافه ام اینجوری بود:🗿🗿
دلــ🇮🇷ـی☫
اصن کل کلای مامان بابای من خداسسس اصن انگار نه انگار ۴۰ و ۴۷ سالشونهههه🤣🤣
مثلا یبار کل پتو هارو داده بودیم بشوریم با فرشای اتاقا
دوتا پتو مسافرتی داشتیم یکی واسه من یکی هم واسه مامان بابام
همه هم تو حال خوابیدیم
من ته حال اونا سر حال
بعد یهو ساعت ۳ شب دیدم دارن سر پتو دعوا و کل کل میکنن میگن ولش کن انقدر نکش
اون میگه پتو رو بده سردمه
این میگه خب برو لباس گرم بپوش ولی پتو رو بده
این میگه خودت بپوش
آخرشم به توافق نمیرسن میگن اصلا پتو رو ولش دوتامون بدون پتو میخوابیم🗿💔
بعد که میخوابن مامانم پا میشه پتو رو میندازه رو خودش میگه آخیشششش
و من که فکر میکنن خوابم ولی کل شبو بیدارم ولی زیر پتو عم🤣💔
ینی کل کلاشون عالیهههههههه
تو با مامان بابای من باش پیر نمیشی