این تبرکی هایی که میگفتم معجزه شده همش به لطف داداش مصطفی ام هست!
همون لحظه که چفیه رو از دور دیدم رفتم پیویش و بهش گفتم داداش
یه نشونه واسم بفرست بفهمم حواست بهم هست!
پس همین الان ی کاری کن من بتونم اون چفیه رو لمسش کنم
و همششش
به لطف داداش مصطفی بود!...
صبح میخواستم برم آزمایش بدم بعد چون یذره دیر خوابیده بودم خیلی خسته بودمم
مامانم به زووور بیدارم کرد برم آماده شم با بابام بریم آزمایش بدم
منم رفته بودم تو اتاق نشسته ای خوابم برده بوددد🤣🤣🤣💔
وااایی فقط واکنش مامانمممممم😁🎀
دلــ🇮🇷ـی☫
صبح میخواستم برم آزمایش بدم بعد چون یذره دیر خوابیده بودم خیلی خسته بودمم مامانم به زووور بیدارم کر
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دلــ🇮🇷ـی☫
دقیقاااااا همین بوود
البته مامان من آرووومممم میزنه
اگر میخواست محکم بزنه که تا الان سیاه پوست شده بودم🤣💔