شازده كوچولو:
آخرشم اونایی واسم ميمونن که اصن روشون حساب باز نکرده بودم و گذاشته بودمشون حاشیه ی زندگیم.
روباه روزنامه روى ميز رو برداشت
عينكشو زد و گفت:
"اوناهم منتظرن بیاریشون وسط که برن"
دلــ🇮🇷ـی☫
خوبم. -
ـ چطوری ؟
+(چون به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن)
عالیام، تو چطوری ؟
گاهی اوقات ما از آدمها ناراحت نمیشیم؛ فقط حسرت میخوریم که خودمون چرا اونهمه بودیم، صدمون رو گذاشتیم.