ساعت 20:43 امشب🕰
° بعضیا خواب بودن
° بعضیا در حال وقت تلف کردن
° بعضیا در حال غصه آینده رو خوردن
اماااا
بچه های VIP در حال آموزش و یادگیری بودن تا آینده خودشونو بسازن💪🏻💪🏻💰
اینجاست که #تفاوت مشخص میشه!!💎
دم همگیشون گرم🔥🔥
ساعت ۲۱:۳۰ کلاسش تموم شده کمتر از نیم ساعت بعد تکلیف فرستاده👆
تا صبح از #تفاوت این شخص با افرادی که تلاش نمی کنن و فرصت هدر میدن صحبت کنم کمه!!!
وب بلاک ضمانت می کنه ایشون برنامه نویس خفنی میشه🎟🎖
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن
امام حسین(ع) : «هركه مرا پس از مرگم، زيارت كند، روز قيامت زيارتش مى كنم و اگر در آتش هم باشد، او را بيرون مى آورم».
فرا رسیدن ماه محرم و ایام سوگواری سالار شهیدان و سرور آزادگان جهان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایش تسلیت باد. 🖤
╭─❀ @web_block ❀─╮
🅰پروژهای که در جهنم را باز کرد
🅱قسمت ۱۴: نویز درونی
اون پیام سیستم، اون جملهی «الگوهای بیسابقه» مثل لرزشی تو ستون فقراتم بود. انگار می دونستن تمام اون سالهایی که پشت مانیتور تو تاریکی کد زدم، چطور فکر میکردم و چطور «اونا» رو میدیدم...
اما اینبار، اونا بودن که من رو «مشاهده» میکردن!
سعی کردم دوباره با تب
Networkکار کنم. میخواستم بفهمم این ارتباط، این جریان داده، از کجا تغذیه میشه. یه
Websocketفعال بود که پیوسته پکتهای کوچکی رو بین سیستم من و یه دامین ناشناس جابجا میکرد. محتوای پکتها رمزنگاری شده بود، اما با بررسی
payloadها تو ابزارهای مرورگر، متوجه یه الگوی عجیب شدم.🤯 هر بار که من تو کدهای CSS یا بخش DOM, تغییری ایجاد میکردم تا سیستم رو دور بزنم یا چیزی رو مخفی کنم، پکتها تغییر ماهیت میدادن. انگار سیستم با تغییر رفتار من، خودش رو بازآرایی میکرد!!👀 وسط این شلوغی دادهها، چشمم به یه header خورد که قبلاً ندیده بودم: ⚠️X-Eval-Stage: 04/30⚠️ از شروع این ماجرا چند روزی گذشته بود ولی اینجا نوشته مرحله چهارم از سی♨️ دستم روی کیبورد خشک شد😧 «۳۰ مرحله؟» پس این کابوس قرار نیست به این زودی تمام شه. اگه سرعت پیشرفت تا اینجا اینقدر فرسایشی بوده، ۳۰ مرحله یعنی ماه ها گیر افتادن تو این حلقهی بیپایان!
(نه! نه! من دیگه نمی تونم تو این وضع بمونم...)سعی کردم تو فایل config.js تغییری ایجاد کنم تا حداقل بفهمم این مرحلهها به چی ختم میشن. کدهای اونجا برام آشنا بود: ساختار یه سیستم مدیریتی بزرگ! اما وقتی خواستم کد های اونجا رو دستکاری کنم سیستم آلارم داد: ❌> OBSERVERS ARE WATCHING THE PROCESS. «ناظران»... این اولینبار بود که این کلمه رو مستقیماً تو لاگها میدیدم. قبلاً فکر میکردم فقط تماشاگرن، اما انگار اونا جزئی از معماری این سیستم بودن😖 کمی پایینتر تو همون فایل، یه کامنت قدیمی و فراموششده دیدم: // Build: Talent_Acquisition_Protocol_v8.4 «پروتکل جذب استعداد» این کلمه تو ذهنم چرخید. جذب استعداد؟ یعنی اونا واقعاً به دنبال چیزی فراتر از یه سرگرمی نظارتی بودند؟ 🧐 شاید من فقط یه مهره تو یه فرآیند بزرگتر بودم؛🎭 یه تست استرس دیجیتال برای چیزی که هنوز نمی دونم چیه؟؟
(با اینکه دارم کم کم به جواب میرسم ولی گیج شدم...)میخواستم بیشتر بدونم، اما حس کردم فضای سیستم سنگینتر شد. صدای فن لپتاپم بالا رفت، انگار داشت از تمام توانش برای تحلیل کارهایی که تو پسزمینه انجام میدادم استفاده میکرد. صفحهی نمایش دوباره لرزید. نه اون لرزش عصبی قبلی، بلکه این بار یک افکت گرافیکی نرم روی کل صفحه نشست.🎟 متن جدیدی ظاهر شد که نه تو کنسول، نه تو پنجرهی چت، بلکه مستقیماً روی المانهای اصلی سایت رندر شده بود: 🤖> COMPLIANCE IS THE ONLY PATH TO GROWTH. 🤖> DO NOT LOOK FOR THE EXIT. 🤖> LOOK FOR THE PATTERN. ⬅️ «به دنبال خروج نباش. به دنبال الگو بگرد.» این یه هشدار بود یا یه دعوت؟ اونا میدونستن که من دارم دنبال راه فرار میگردم و به جای بستن راه، داشتن منو به بازی پیچیدهتری دعوت میکردن
(احساس می کنم هنوز چند تیکه از پازل رو ندارم... برای همین دارم گیج میشم)دوباره به همان پوشهی log_archive برگشتم. یه خط مشترک تو تمام لاگها وجود داشت. جملهای که دقیقا لحظهی حذفشدن همهی اون کاربر های بخت برگشته تکرار شده بود: ♾ > EVALUATION FAILED: NO POTENTIAL FOR ARCHITECTURAL SHIFT. «تغییر معماری» این کلید معما بود🔑 اونا کسی رو میخواستن که بتونه «ساختار» بازی رو تغییر بده، نه کسی که فقط تو اون زنده بمونه! سرم سنگین بود.🤕 من یک فرانتاندکار ساده بودم که میخواست فقط کد بزنه و زندگی کنه اما حالا باید معماری این زندان دیجیتال رو تحلیل میکردم تا شاید... شاااید راهی برای بیرون رفتن پیدا کنم!😞 ادامه دارد...🔜🔜 #داستان #پروژه_جهنمی ╭─❀ @web_block ❀─╮
درود خدمت همگی رفقای وب بلاکیم✌️🏻
🎯پایه اید براتون امروز یه ویدئو تدریس از دوره معمار HTML بزارم؟
اگر امروز مشتاق یادگیری تگ های جدید هستی 💙 بفرست پشتیبانی 👇👇
🆔 @Web_BLock_Support
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
موضوع: تگ های ins و del
🎯هدف: درک تفاوت u و ins
🎯هدف: درک تفاوت s و del
🟡 برگرفته از دوره تخصصی معمار html
🅰پروژهای که در جهنم را باز کرد
🅱قسمت ۱۵: شکاف در کد
سرم هنوز از اون پیامهای آخر سیستم داغ بود. «تغییر معماری»...
این دیگه چه صیغهای بود؟ انگار دارن دنبال کسی میگردن که نه فقط بلد باشه با کدها کار کنه، بلکه بتونه کل ساختار رو بهم بریزه و دوباره از نو بسازه!!😕
لپتاپم دیگه اون لپتاپ سابق نبود؛ انگار خودش هم فهمیده بود که دارن از بیرون کنترلش میکنن. فنش جوری کار میکرد که انگار میخواست از جاش کنده بشه😖
دوباره رفتم سراغ Network تا شاید یه چیزی پیدا کنم. اینبار تصمیم گرفتم خیلی آرومتر پیش برم. نمیخواستم دوباره سیستم بفهمه دارم دنبال نقاط ضعفش میگردم و امتیاز ناچیزی که برام مونده رو هم صفر کنه💳🧨
با Inspect Element زدم روی یکی از المانهای اصلی صفحه.
یه div بود که کل محیط کاربری مسابقه رو نگه داشته بود...
وقتی استایلهای این div رو چک کردم، دیدم کلی متغیر توش تعریف شده🗝🗝 همون متغیرهای رنگ و سایز و اینا...
یه چیزی اون وسط خیلی عجیب بود:
⚠️ --vulnerability-point
چشمام چهارتا شد😳 «نقطهی آسیبپذیری»؟ اونم توی متغیرهای استایل؟
(این آدما خودشون می دونن دارن چیکار میکنن؟؟)اول فکر کردم شاید یه شوخی احمقانه برای تمسخر من باشه از طرف طراح این سیستم ولی وقتی مقدارش رو تغییر دادم، یه اتفاق عجیب افتاد.🤯
(فکر کردم دارن مسخرم می کنن ولی مثل اینکه واقعا یه چیزی اینجاست)کل پنل امتیازها که همیشه گوشهی صفحه بود، برای یه لحظه غیب شد و جاش یه فضای خالی سیاه ظاهر شد. 💢 یه شکاف!!!!!!!! یه چیزی مثل یه حفره توی کدهای HTML ... که اصلاً نباید اونجا میبود💡 توی اون فضای سیاه، یه کد خیلی ریز نوشته شده بود که فقط با Inspect میشد دیدش: ⭕️ <!-- NODE_0: ENTRY_POINT_DETECTED --> ⭕️ یعنی من تازه تونستم یکی از ورودیهای اصلی سیستمشون رو پیدا کنم؟ تپش قلبم رفته بود روی هزار💥 این همون «تغییر معماری» بود که لاگها میگفتن؟ داشتم دستو پا میزدم که اون حفره رو بیشتر باز کنم که یهو یه پیام دیگه روی کل صفحه نشست⚠️ اینبار نه از طرف سیستم، نه از طرف ناظرها. یه پیام سیستمی خیلی سرد: 🌐> WARNING: UNAUTHORIZED MODIFICATION OF CORE STYLES. 🌐> SYSTEM BALANCE SHIFTED. سیستم داشت میفهمید. نباید میذاشتم متوجه بشن دارم به قلب تپندهی پروژهشون دست میزنم. سریع کد رو به حالت اول برگردوندم، ولی اون حفره... اون حفره رو هنوز یادم بود👀🕳 توی همین گیرودار، یه تغییر دیگه هم حس کردم. انگار تماشاگرها واکنش جدیدی نشون دادن. یه صدایی مثل پچپچ مبهم از توی اسپیکر لپتاپ بلند شد😶🌫 انگار دارن در موردِ من حرف میزنن. نه... انگار دارن در مورد «اینکه چطور این حفره رو پیدا کردم» شرطبندی میکنن!☠ کمکم داشت برام روشن میشد. اونا دنبال بهترین فرانتکار نمیگردن که بیاد براشون سایت بزنه. اونا دارن کسی رو تست میکنن که بتونه کدها رو بشکنه. صبر کن... صبر کن... یعنی😶😶 یعنی کل این مسابقه، در واقع یه جور «تست نفوذ» برای خودشون بود❗️ من یه فرانتکار ساده بودم که حالا داشت با یه دست خالی، دیوار بلند یه دژ دیجیتال رو سوراخ میکرد🧩 نمیدونستم پشت این حفره چیه، ولی حس میکردم اگه بتونم ردش رو دنبال کنم، شاید بالاخره بفهمم کجای این دنیای کثیف گیر افتادم🎭 فقط یه سوال بزرگ برام موند: چرا این حفره رو باز گذاشتن؟ این یه اشتباه برنامهنویسی بود، یا یه تلهی دیگه برای اینکه ببینن چقدر میتونم احمق باشم؟🧐 ادامه دارد...🔜🔜 #داستان #جهنمی ╭─❀ @web_block ❀─╮
به نظرت:
اگه اینترنت کل دنیا فقط ۱ ساعت قطع بشه، اولین چیزی که به مشکل بخوره چیه؟🧐
۱) بانکها 💳
۲) پیامرسانها 💬
۳) حملونقل 🚗
۴) شبکه برق ⚡
۵) زندگی خودمون 😶
حدس خودتونو به پشتیبانی بفرستید✅
🆔 @Web_Block_Support
فردا پاسخ صحیح رو توی کانال میزارم براتون❤️