هدایت شده از ⋆ستارگان سقوط کردهی کهکشان⋆
حقیقتا من و آلبوم میدنایتز تیلور against the world.
و اونایی که تا سرشون رو میزارن رو بالشت خوابشون میبره صد و بیست هیچ از بقیه جلوترن تو زندگی.
"And if you can't look at the bright side, Ill be sitting with you in the dark."
بنبست کوچهی سیزدهم.
روز⁴: کلاس فرانسه (این قضیه که همه دور یهمیز نشسته بودیم خیلی بانمک بود)، مبینا و «یه مدت زیاد خون
روز⁵:
«چرخ گوشت» و همهی مسخره بازیا، «مامان بهترین دوست آدمه» «خانومه نمیدونست مامان باید دلش بخواد چون من دلم نمیخواد گردنت بگیرم برو خوشمنمیاد ازت»، اسکای و کایتون و کمک، «پرخاشگری» و تایتانیک، «تنها سگی که من دور و برم دارم تویی»، «همین بو- آییییایابتیتیتتیتبتی*پهن شدن*»، تیکتاک های فرحبخش(دلقک بازی بود همش.)، خرید و رنگیرنگی و کتاب های کوچولو و پر کردن اون لاکت قلبی، اون اقاهه تو نونوایی. روز خوبی بود.
هدایت شده از شاید جالب
اینا فکر میکنن من بخاطر برد اسپانیا خوشحالم، نه خیر من بخاطر باخت ارژانتین خوشحالم.