بنبست کوچهی سیزدهم.
من در حال خوندن نوشتههای قدیمیم: DAMN Girl you wrote THIS?
واقعا یادش بخیر چقدرکوچولو و مظلوم بودم.
هدایت شده از 𝖠𝗌𝗍𝗋𝗈𝗍𝗐𝖾𝖾𝗍𝗒
پایسیز، تو زیادی نبودی، اونا فقط خیلی داغون بودن و قدرنشناس.
"هر روز صبح احساس می کنم قراره یه اتفاق بدی بیفته. انگار همه چی خرابه و هیچکس نمیتونه کاری بکنه. همه دائما ترسیدهن."
بنبست کوچهی سیزدهم.
The institude, 2025. بنبارنز بازی میکنه پس میدونی قراره جالب باشه- آم خب همین الان تمومش کردم،می
A beautiful mind, 2001.
در عین قشنگ بودنش ترسناک هم بود برام.
فکرکنید کل زندگیتون یه شخصی رو میشناختید، باهاش خاطره داشتید، باهاش حرف می زدید و بخش بزرگی از زندگیتون رو تشکیل میداده و بعد، بوم.
میفهمید همش ساخته و پرداختهی ذهن خودتون بوده. واقعی نبوده. یه عمر داشتید با یه آدمی که اصلا وجود نداشته حرف می زدید. ترسناک نیست؟
اسکیزوفرنی همینه بچهها. واقعا ترسناکه.
ذهن زیبا زندگینامهی جان نش عه، ریاضیدان نابغهای که جایزهی نوبل رو همراه با توهمات آزاردهندهی پس ذهنش گرفت.