من راجب آدم مورد علاقم یه جوری حسود میشم که حتی خودم هم گاهی اوقات از اون ورژنم میترسم.
من همیشه نیاز داشتم به یه ادمی که بتونم پیشش احمقانه ترین کارهامو بکنم و قضاوت نشم:))
من تاریکی مطلقی که مال خودم باشه رو ترجیح میدم به اون نوری که به بقیه هم میتابه.
سعی میکنم از همین امروز لذت ببرم، چون این فرداهایی که میگیم معلوم نیست کی بیان. شاید خیلی زود دیر شد.
همه چیز از جایی شروع شد که فکر کردیم نظر بقیه تو زندگیمون تاثیر داره
از همه چیز عکس میگیرم، چون میدونم در آینده دور یا نزدیک دیگه قرار نیست همه اعضای این قاب کنار هم قرار بگیرن.
من بهت نمیگم همه چی درست میشه، انقدر کنارت میمونم تا همه چی رو درست کنیم