هر وقت صحبت از سفر در زمان بميان مي آيد ،واكنش ها به آن بسيار متفاوت است.بسياري از مردم عادي كه گرفتار زندگي روزمره شان مي باشند اين موضوع به مثابه يك شوخي يا جك در نظر گرفته مي شود.مثلا اگر به انها بگوييد كه ممكن است در آينده تكنولوژي اختارع شود كه شما با ان بتوانيد به صد سال يا 1000 سال بعد سفر كنيد مطمئنا فكر مي كنند شما انها را دست انداخته ايد.اما برخي ديگر كه كمي بيشتر مطالعه دارند با ديده شك و ترديد به ان نگاه مي كنند و آنرا كاري دور از ذهن مي دانند و انرا بيشتر در حوزه موضوعات علمي تخيلي بحساب مي آوردند.اما برخي ديگر شامل فيزيكدانان و افراد اگاه به اين مقوله به ديده يك واقعيت نگاه مي كنند و سفر در زمان به آينده را كاملا محتمل مي دانند و گرچه ممكن است در حال حاضرانجام انرا ناممكن تصور نمايند اما مطمئن هستند كه در آينده مثلا 200 سال بعد ممكن خواهد شد.اما سوال اساسي در اينجا اينست كه آيا سفر به گذشته نيز امكان پذير خواهد شد؟ كه جواب آنرا بارها در اين كانال ارائه داده ايم و ان اينست كه سفر به گذشته برخلاف سفر به آينده كه بر روي كاغذ ممكن است به دليل وجود تناقضات ممكن نيست.اما برخي معتقدند با پيشرفت تكنولوژي شايد درهايي باز شود و اينكار غيرممكن ممكن شود.اما برخي از افراد هستند كه دنبال نشانه هاي سفر در زمان هستند و شايد امروزه با وجود تكنولوژي هاي مدرن نظير اينترنت و صنعت عكس ديجيتال بتوان نشانه هايي از سفر در زمان يافت.در اين راستا برخي افراد با تكنولوژي تشخيص چهره شروع به جستجو در بين ميلياردها تصوير در اينترنت نموده اند و براي نمونه تصاوير اشخاص مشهور را بعنوان نمونه اصلي قرار داده و شروع به جستجو براي اشخاص مشابه نموده اند و عجيب اينكه تقريبا هر شخصيت مشهوري داراي يك نمونه بسيار شبيه خودش از بين تصاوير مربوط به 80 يا 100 سال پيش مي باشد.برخي معتقدند شباهت بسيار زياد در بين اين اشخاص شايد شاهدي بر مقوله سفر در زمان باشد.اما اين صرفا يك حدس و گمان است كه ممكن است از نظر من و شما بسيار دور از ذهن باشد و آنرا صرفا يك شباهت عادي بدانيم كه به احتمال بسيار زياد همينطور هم هست.اما به عقيده برخي ممكن است چنين نباشد و اين افراد واقعا مسافران زمان باشند. اين افراد مي گويند اگر تكنولوژي سفر در زمان از گذشته هاي بسيار دور وجود داشته باشد و عده خاصي از ان با خبر باشند ما چطور مي توانيم آنرا انكار كنيم. در بالا تصاوير جاني دب ،ادي مورفي هنرپيشه هاي هاليوود و جي زي خواننده و مارك زاكربرگ صاحب فيسبوك و افراد شبيه شان از صد يا 200 سال پيش را مي بينيد.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
📚مترجم : ادمین کانال از تخیل تا واقعیت
حق نشر محفوظ ©
@wikispace 💫
772.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عبور سریع ایستگاه بینالمللی فضایی از روی ماه که توسط یک منجم آماتور بعد از ماهها انتظار در بريزبن ،استرالیا به تصویر کشیده شد.عبور در زیر یک ثانیه انجام شد.
@wikispace 💫
خرس ایرانی که در جنگ جهانی دوم در صف متفقین به درجه سرجوخگی رسید.
بیشتر بخوانید در زير
@wikispace 💫👇
در سال 1942 در زمان جنگ جهانی دوم سربازان لهستانی مستقر در شمال ایران،در نزدیکی یک روستا، با مرد جوانی ملاقات می کنند که همراه با یک توله خرس است. سربازان که این بچه خرس را کاملاً بامزه دیدند، تصمیم گرفتند آن را از پسر بخرند.
خرس کوچولو که نامش را ووتک گذاشتند، طلسم غیررسمی ارتش لهستان شده بود. او به جاذبه ای برای سربازان تبدیل شده بود، با آنها بازی می کرد و در این مواقع جنگ به آنها روحیه می داد. ووتک یک آدم عجیب و غریب به حساب نمی آمد، برعکس، سربازان او را برادر کوچک خود می دانستند. به دلیل کمبود امکانات، زمانی که ووتک کمتر از یک سال داشت، سربازان با یک بطری ودکای خالی را پر از شیر کرده و او را سیر می کردند. ووتک واقعاً در گروه سربازان ادغام شده بود، او بخشی از زندگی روزمره آنها بود و روحیه سربازان را به میزان قابل توجهی بهبود می بخشید.
سپس به طور رسمی به عنوان یک گروهبان وظیفه در بخش تدارکات توپخانه 22 ادغام شد. به عنوان یک سرباز رسمی درجه و حقوق نظامی دریافت کرد. خوب، البته او عمدتاً حقوقش را بصورت غذا می گرفت. وتک با انسان ها بزرگ شد و عادات و سبک زندگی آنها را پذیرفت. او که بزرگ شد میوه و مارمالاد و عسل می خورد و به نوشیدن آبجو علاقه زیادی داشت.
او همچنین با رفقای خود سیگار می کشید... خب او بیشتر سیگارها را می خورد. او با سربازان دیگر بازی میکرد، غذا میخورد، دعوا میکرد و میایستاد. او یا مانند سربازان دیگر در چادر یا در قفس چوبی سفارشی اش می خوابید. او در تمام سفرها گروه را همراهی می کرد. از عراق، سوریه و فلسطین گذشت و از مصر و ایتالیا گذشت. این خرس به معنای واقعی کلمه بیشتر از من و اکثر افرادی که می شناسم سفر کرده است. وتک در ارتش کاربرد واقعی داشت. علاوه بر این که روحیه نیروها را ارتقا می داد به سربازان در حمل مهمات گلوله های توپ که هر کدام ده کیلو بودند کمک می کرد. او کار چند نفر را به تنهایی انجام می داد. او بعدها ارتقا درجه یافت و به سرجوخه تبدیل شد. در سال 1947، پس از پایان جنگ، ووتک به باغ وحش ادینبورگ برده شد و پایان عمر خود را در آنجا گذراند و در سال 1963 در سن 22 سالگی درگذشت.
@wikispace