Willi
گفتم بهدعا که چشمِ بد دور زِ تو! ایدوست مگر چشمِ بدت من بودم؟ ..
من گرفتار و تو در بند رضایِ دگران!
من زِ درد تو هلاکو تو دوایِ دگران..
اگه قرار باشه با واژهها از سال ۱٤٠٣ یاد کنم، نزدیکترین توصیفش برام اینطوریه که: " مارا به سخت جانیِ خود، این گمان نبود.. "
Willi
1403\1\1.
وقتی تو نیستی، چهبهاری؟ چهسبزهای؟
این عید هم مبارکِ آنها که با تواند ..
1404\1\1.
Willi
من خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه کمک نمیخوای؟ هیچکس نبود، خودم درستش کردم. خیلی جاها نیاز داشتم یکی
" دوستت دارم " را وسط دعوا بگو، یا وقتی که دارد در مورد یکچیز دیگر حرف میزند. خلاصه طوری باشد که غافلگیر شود. نگو الان زمانش نیست. اتفاقا زمانش همان موقع است.
در سکوت، یا در کافه با زیرصدایِ موزیک که همه بلدند عاشق باشند! در دعوا عاشق باش. در روزمرگی عاشق باش.
ساعت 00:00 که همه بلدند عاشق باشند. هفت و بیست دقیقهی صبح کجایی؟
* علی سید صالحی.
Happy birthday to the best defender in history 🤍
| Sergio Ramos |