امشب دلم گرفته، خیلی بیشتر از همیشه...
هر وقت اسم کربلا میآید، انگار دل آدم آتش میگیرد. آدم فکر میکند چطور ممکن است کسی در میان آن همه دشمن، با آن همه تشنگی و داغ، باز هم فقط به فکر هدایت مردم باشد.
امام حسین(ع) تنها نبود؛ اما یکییکی عزیزترین کسانش را جلوی چشمانش از دست داد. از جوان رشیدش علیاکبر گرفته تا کودک ششماههاش علیاصغر... چه بر دلی گذشت که هم داغ فرزند دید، هم داغ برادر، هم داغ یاران، و باز هم استوار ایستاد.
سختترین لحظه شاید آن زمانی بود که امام، آخرین نگاه را به خیمهها انداخت؛ به خیمههایی که در آن کودکان تشنه چشمانتظارش بودند. صدای «العطش» کودکان هنوز در تاریخ مانده است. کودکان تشنه بودند و عمو دیگر برنمیگشت...
و بعد از آن، زینب(س) ماند و کاروانی پر از داغ. ماند با خیمههای سوخته، با کودکانی که پدرانشان را صدا میزدند و جوابی نمیشنیدند. کربلا فقط یک روز نبود؛ کربلا قصهی داغ دلهایی است که قرنهاست اشک مردم را جاری میکند.
Lavender Haze
امشب دلم گرفته، خیلی بیشتر از همیشه... هر وقت اسم کربلا میآید، انگار دل آدم آتش میگیرد. آدم فکر می
صرفا فقط نوشتم به نکات دستوریش دقت نکنید 🙏
Lavender Haze
دوباره جنگ شد 😃
اندرنالینی که خاورمیانه بهم میده هیچ فیلم ترسناکی نمیتونه بهم بده 😔😍
هدایت شده از ✨افکار یک گربه خسته🐈⬛(یامال گوگولی✨🇪🇸)
منی که کل زور زدناشونو دیدم
اون پلانتی و دیدم
اون گل شجاع که آفساید بود دیدم
اون خطا ها رو دیدم
اون جون کندنا رو دیدم
گریه رامین و دیدم
عکسی که شجاع با اون عینک گرفت و الان تبدیل به زهر مار شدو دیدم
شادی مامانم و بابام و سر گل شجاع دیدم
صدای آتیش بازی بعد گل شجاع هم شنیدم....💔😭