شهید چمران:« وقتی شیپور جنگ نواخته می شود مرد از نامرد شناخته می شود؛ پس ای شیپور چی بنواز! »
هدایت شده از نـاگُفتههای یک مَن
نوکرت را چند روزی دعوتش کن مشهدت
ناخوش احوالم برایم استراحت لازم است
#شعر
هدایت شده از ابدیت کوتاهِ یک چایی خور "🇮🇷"
بین تو و من چیزی، دیوار نخواهد شد
ور فاصله نیز افتد، بسیار نخواهد شد
با عشق تنفس نیز ، یک حادثه ی تازه ست
در قصه ی ما چیزی، تکرار نخواهد شد
عشق آمد و زانو زد، پس چیدت و بر مو زد
آری! تو که گل باشی، گل خوار نخواهد شد
وقتی تو هواداری از باغ کنی دیگر
سر خورده ترین بیدش، هم دار نخواهد شد
جز زلف تو یک سنبل بر باد نخواهد رفت
جز چشم تو یک نرگس، بیمار نخواهد شد
تا سقف و ستون باشد، دست من و چتر تو
بر ما شبحی حتی، آوار نخواهد شد
از دیده سفر کردن، آغاز ز دل رفتن
هر بار اگر می شد، این بار نخواهد شد
شاید دلی از یک دل، آزرده شود، اما
هرگز دلی از یک دل، بیزار نخواهد شد
هر که آمد پشت در ای دل بگو من نیستم
رفته ام خود را بیابم تا بدانم کیستم!
#شعر