_ما اینجاییم تا فانتزی های درونمان را به واقعیت تبدیل کنیم...
@witch_writer"
اولین دست نوشته: این خاطره در هفتم آوریل سال 1982 نوشته شده است...
--------
بعد از دیدن اولین کتاب عمرم متوجه شدم که پدرخوانده ام موانع را بیشتر و صندوقچه اش را با طلسم مورا سخت قفل کرده است.
دیگر آرام و قرار نداشتم. از دنیای خویش خسته و آزرده بودم.. چه باید می کردم جز آنکه بخوانم و وارد دنیای دیگری شوم تا کمی از دنیایی در آن بودم رهایی یابم.
چه می شد کرد؟
خشمگین که در جنگل قدم می زدم خش خش برگ های پاییزی را زیر پاهایم حس کردم...
نگاهشان کردم برگ های سرخ، ارغوانی و نارنجی رنگ که روی زمین مچاله شده بودند...
یک برگ را برداشتم و دوان دوان به طرف اتاق کوچکم برگشتم... هیجان زده دنبال قلم و دوات گشتم... من باید ادامه داستان را می فهمیدم!
شاید خودم می توانستم خودم بنویسم...
آرام قلم را در دست گرفتم و چند خطی نوشتم:
پس از آن کاترین کیف چرمی اش را زیر بغل زد و هیجان زده سوار کشتی شد.
بوی نم و خاک و بویی شبیه به عود کشتی را پر کرده بود. کاترین با تمام وجود آنها را بو کشید و پس از آن احساس شادمانی و طراوت کرد
@witch_writer"
#دفترچه_خآطرات
#بخشپنجم
کتاب های هری پاتر رو رایگان می زاره😳👇🏻
@Royal_Library
هدایت شده از «کتابــــــــخانه سلطنتـــــــی»
شرط استفاده از کتاب صوتی ها عضو بودن در کانال✨🌱
@Royal_Library✨🍂
صَندوقچْه ی پُسْتی آدونــــــاْ جادوگَر نِویسَنْده←https://harfeto.timefriend.net/17187956827181
نامه هاتون رو با جغد برام بفرستید:) 🦉✨🖤
@witch_writer"