این صحنهها مربوط به اولین جلسهی مجلس بعد از حادثهی تروریستی ۷تیر هست.
نمایندگان مجلس مجروح و کفنپوش با عکس همکاران شهیدشون در جلسه حاضر شدن تا به حد نصاب برسه و جلسه حتما تشکیل بشه!
آقایون نمایندهی مجلس،
بیشتر از ۳ماهه که مجلس، تعطیله! و حتی بعد از مطالبهی رهبر و مردم کف خیابون هم باز نشده! شما چه جهادی مهمتر از رسیدگی به کار و امور مردم دارید؟
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحبتهای امروز اقای نبویان وسط پخش زنده قطع و از آرشیو صدا و سیما به کل حذف شده!
با گوش دادن این ۱۰ دقیقه شما متوجه میشید از قبل پذیرش توافق تا اخیرا نظر رهبر چی بوده و چه رفت و برگشتهایی اتفاق افتاده!
ایشون دارن از روی نامهها و اسناد این موارد رو بیان میکنن:)
آخرین بهار دنیا
صحبتهای امروز اقای نبویان وسط پخش زنده قطع و از آرشیو صدا و سیما به کل حذف شده! با گوش دادن این ۱۰
دوستانی که با متنهای ۲ صفحهای صغری و کبری میچیدن تا توجیهها و بهانههای متفاوت برای مذاکره در ادامهی مخالفت آقا بیان کنن، حتما ببینن؛
پیام آقا فارسی و قاطع و کامل بود، نیاز به ترجمه بزرگواران نداشت🙏🏻 ممنون🙏🏻
در زیارات و کلماتی که از ائمه علیهمالسّلام راجع به اباالفضل العبّاس رسیده، روی دو جمله تأکید شده:
یکی بصیرت، یکی وفا.
آخرین بهار دنیا
در زیارات و کلماتی که از ائمه علیهمالسّلام راجع به اباالفضل العبّاس رسیده، روی دو جمله تأکید شده:
بصیرت اباالفضل العبّاس کجاست؟
همه یاران حسینی، صاحبان بصیرت بودند؛ اما او بصیرت را بیشتر نشان داد. در روز تاسوعا، مثل امروز عصری، وقتی که فرصتی پیدا شد که او خود را از این بلا نجات دهد؛ یعنی آمدند به او پیشنهاد تسلیم و اماننامه کردند و گفتند ما تو را امان میدهیم؛ چنان بر خورد جوانمردانهای کرد که دشمن را پشیمان نمود. گفت: من از حسین جدا شوم!؟ وای بر شما! اف بر شما و اماننامه شما! نمونه دیگرِ بصیرت او این بود که به سه نفر از برادرانش هم که با او بودند، دستور داد که قبل از او به میدان بروند و مجاهدت کنند؛ تا اینکه به شهادت رسیدند. میدانید که آنها چهار برادر از یک مادر بودند: اباالفضل العبّاس -برادر بزرگتر- جعفر، عبدالله و عثمان. انسان برادرانش را در مقابل چشم خود برای حسینبنعلی قربانی کند؛ به فکر مادر داغدارش هم نباشد که بگوید یکی از برادران برود تا اینکه مادرم دلخوش باشد؛ به فکر سرپرستی فرزندان صغیر خودش هم نباشد که در مدینه هستند؛ این همان بصیرت است.
وفاداری حضرت اباالفضل العبّاس هم از همه جا بیشتر در همین قضیه وارد شدن در شریعه فرات و ننوشیدن آب است.
البته نقل معروفی در همه دهانها است که امام حسین علیهالسّلام حضرت اباالفضل را برای آوردن آب فرستاد. اما آنچه که من در نقلهای معتبر -مثل «ارشاد» مفید و «لهوف» ابنطاووس- دیدم، اندکی با این نقل تفاوت دارد. که شاید اهمیت حادثه را هم بیشتر میکند. در این کتابهای معتبر اینطور نقل شده است که در آن لحظات و ساعت آخر، آنقدر بر این بچهها و کودکان، بر این دختران صغیر و بر اهل حرم تشنگی فشار آورد که خود امام حسین و اباالفضل با هم به طلب آب رفتند. اباالفضل تنها نرفت؛ خود امام حسین هم با اباالفضل حرکت کرد و به طرف همان شریعه فرات -شعبهای از نهر فرات که در منطقه بود- رفتند، بلکه بتوانند آبی بیاورند. این دو برادر شجاع و قویپنجه، پشت به پشت هم در میدان جنگ جنگیدند. یکی امام حسین در سن نزدیک به شصت سالگی است، اما از لحاظ قدرت و شجاعت جزو نامآوران بینظیر است. دیگری هم برادر جوان سیوچند سالهاش اباالفضل العبّاس است، با آن خصوصیاتی که همه او را شناختهاند. این دو برادر، دوش به دوش هم، گاهی پشت به پشت هم، در وسط دریای دشمن، صف لشکر را میشکافند. برای اینکه خودشان را به آب فرات برسانند، بلکه بتوانند آبی بیاورند. در اثنای این جنگِ سخت است که ناگهان امام حسین احساس میکند دشمن بین او و برادرش عباس فاصله انداخته است. در همین حیص و بیص است که اباالفضل به آب نزدیکتر شده و خودش را به لب آب میرساند. آنطور که نقل میکنند، او مشک آب را پر میکند که برای خیمهها ببرد. در اینجا هر انسانی به خود حق میدهد که یک مشت آب هم به لبهای تشنه خودش برساند؛ اما او در اینجا وفاداری خویش را نشان داد. اباالفضل العبّاس وقتی که آب را برداشت، تا چشمش به آب افتاد، «فَذَکِّر عطش الحسین»؛ به یاد لبهای تشنه امام حسین، شاید به یاد فریادهای العطش دختران و کودکان، شاید به یاد گریه عطشناک علیاصغر افتاد و دلش نیامد که آب را بنوشد. آب را روی آب ریخت و بیرون آمد. در این بیرون آمدن است که آن حوادث رخ میدهد و امام حسین علیهالسّلام ناگهان صدای برادر را میشنود که از وسط لشکر فریاد زد: «یا اخا ادرک اخاک».
به نام نامی سر، بسمه تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر
فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد
که بندهی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر
قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق
که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر
نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن
به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر
سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند میروم با سر
هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر.»
همان سری که "یحب الجمال" محوش بود
جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر
سری که با خودش آورد بهترینها را
که یک به یک، همه بودن سروران را سر
زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر
سپس به معرکه عابس، " أجنّنی"گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر
بنازم " أم وهب" را، به پاره تن گفت
برو به معرکه با سر ولی میا با سر
خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید
گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر
چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید
به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر
در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد
همان سری است که برده برای لیلا سر
همان که احمد و محمود بود سر تا پا
همان سری که خداوند بود، پا تا سر
پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

غزل به نام نامی سر، بسمه تعالی سر
غزل زیبای شاعر جوان «سید حمید رضا برقعی» به مناسبت اربعین حسینی علیه السلام
کد خبر:۴۵۶۳۴۲
|۱۷ آذر ۱۳۹۳ - ۱۲:۵۸|
74423 بازدید
|
۳
به نام نامی سر، بسمه تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر
فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد
که بندهی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر
قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق
که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر
نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن
به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر
سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند میروم با سر
هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر.»
همان سری که "یحب الجمال" محوش بود
جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر
سری که با خودش آورد بهترینها را
که یک به یک، همه بودن سروران را سر
زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر
سپس به معرکه عابس، " أجنّنی"گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر
بنازم " أم وهب" را، به پاره تن گفت
برو به معرکه با سر ولی میا با سر
خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید
گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر
چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید
به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر
در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد
همان سری است که برده برای لیلا سر
همان که احمد و محمود بود سر تا پا
همان سری که خداوند بود، پا تا سر
پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر
میان خاک، کلام خدا مقطعه شد
میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر
حروف اطهر قرآن و نعل تازهی اسب
چه خوب شد که نبوده است بر بدنها سر
تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود
به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر
جدا شده است و سر از نیزهها درآورده است
جدا شده است و نیفتاده است از پا سر
صدای آیه کهف الرقیم میآید
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر
بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر
عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟
به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر
دلم هوای حرم کرده است میدانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر
#حمیدرضا_برقعی
هدایت شده از بدرقه آقای شهید ایران
📢آغاز ثبتنام حضور زائران غیرتهرانی در مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب در «بله»
💬رئیس مرکز ارتباطات و امور بینالملل شهرداری تهران :
▪️زائران غیر تهرانی که می خواهند برای حضور در مراسم تشییع و وداع رهبر شهید انقلاب شرکت کند بهتر است در پیام رسان بله در لینک بازوی بله (=ble.ir/bayad_barkhast_bot?start) ثبت نام کنند.
▪️با ثبت نام زائران در این پیام رسان شهرداری میتواند برای اسکان و پذیرایی زائران اقدامات بهتری انجام داده و ساماندهی لازم را انجام دهد، چراکه در زمان ثبت نام شرکت کنندگان برای حضور در مراسم استان یا شهر خود را اعلام میکنند و دقیقا مشخص میشود که بیشترین زائران از کدام مبادی ورودی به تهران وارد میشوند و شهرداری میداند که در کدام ورودیها بیشترین خدمات رسانی را انجام دهد. بنابراین افراد با ثبتنام در این بستر در پیام رسان بله میتوانند از خدمات اسکان بهرهمند شوند و برای هر فرد ثبتنامکننده محل اسکان در نظر گرفته خواهد شد.
▪️حتی زائرانی که برای اسکان به منزل اقوام خود می روند هم بهتر است این ثبت نام را انجام دهند تا شهرداری آمارهای دقیقی برای ارائه خدمات رسانی داشته باشد. شهرداری میتواند با توجه به این اطلاعات برای استفاده از پارکینگ و دیگر خدمات متناسب با مسیر ورودی زائران به تهران اقدامات لازم را انجام دهد.
▪️یکی دیگر از محورهای مهم، ساماندهی داوطلبان است که مسئولیت آن بر عهده ما قرار دارد. در این بخش ثبتنامهای مردمی انجام میشود؛ بهگونهای که برخی افراد آمادگی خود را برای در اختیار قرار دادن منزل جهت اسکان زائران اعلام میکنند و برخی دیگر...