#شما
از خوبی مردممون اینو بگم که امروز وقتی دوستم رسید خیابون استاد معین بنزین تموم کرد همونجا پارک کرد یه اقای سنو سال داری اونجا بود گفت تو برو به مراسمت برس من خانممو رسوندم میرم برات بنزین میارم نگران نباش این بنده خدا شماره رفیقمو گرفت وقتی بنزینو اورد گره زد به موتور زنگ زد گفت بنزینو برات گزاشتم داخلشم یه کاغذ گزاشت توش ادرس نزدیک ترین پمپ بنزینو نوشت