eitaa logo
تو فقط لیلی باش... 💚
1.7هزار دنبال‌کننده
215 عکس
86 ویدیو
2 فایل
ـ✨﷽✨ـ 📗داستان واقعی و جذاب زندگی رضوان بانو💜 🌺جهاد زیبای من در خاکریزی به نام خانه، برای فتح الفتوحی به عظمت "لتسکنوا الیها"🌺 📈 ادمین تبلیغات 🏡کانال های دیگر ما @Zendegi_Bakhsh @RezgheSoty پیام ناشناس به ما: https://gkite.ir/es/9700924
مشاهده در ایتا
دانلود
💚بسم الله الرحمن الرحیم💚 ✿ تو فقط لیلی باش ܓ✿ رب اشرح لی صدری... پنجشنبه ها و جمعه ها پیک کاری منه. چون همسرجان خونه ست و دیگه وقتم تماما مال خودم نیست ... این روزها که با طب سنتی آشنا شده ام و سعی دارم مواد غذایی تازه برای غذا مصرف کنم، وقتم خیلی بیشتر از قبل گرفته میشه. قدیمها هر چندماه یکبار سبزی برای فریزر میگرفتم و دیگه خورشها برام جزو غذاهای آسون بود. اما الان جزو وقتگیرترین غذاهاست ... سبزی پاک کن و بشور و خرد کن و تفت بده و ... قشنگ یه پروژه کامله! ... حالا مراحل دیگه مثل گرفتن کف روی گوشت و تقدم و تاخر در ریختن مواد مختلف و ...  چقدر دقت و حوصله می طلبه، بماند! اما می بینم که غذاها چقدر خوشمزه تر و خوش طعم تر میشه و چقدر همسر جان دوست داره. به طوری که اونقدر سر شوق اومده که تازگیها خودش توی مراحل پاک کردن و خرد کردن سبزی کمکم میکنه، و امروز حتی بدون اینکه ازش بخوام سبزی رو سرخ هم کرد! ( نهار جاتون خالی خورش ریواس داشتیم! ) وقتی داشتم ریواسها رو برای غذا پاک میکردم یک لحظه دست نگه داشتم و به خودم نگاه کردم. من! اونهم در حال ریواس پاک کردن! در حال سبزی پاک کردن! در حال شستن و خرد کردن! ... باورم نمیشد این خود من هستم که دارم این کارها رو میکنم. اون هم با شادمانی و بدون احساس کوزت بودن! ... تفاوت به قدری بود که اول خودم رو نشناختم ... اما واقعیت داشت ... وجود همسرجان در کنارم توی آشپزخانه هم حقیقت داشت ... اگه کسی ۴ ماه قبل به من میگفت روزی میاد که تو برای هر خورش یا هر غذا، مواد غذایی تازه میخری و همون موقع آماده میکنی و دیگه طبقات سبزیجات توی فریزرت خالی هست، یا به عقل اون شک میکردم، یا به گوش خودم که درست شنیده باشه! ... اما الان دارم اون کارها رو میکنم، و هیچ ناراحت هم نیستم، تازه کلی هم خوشحالترم! ... تغییر در کجاست؟ بدون شک این تغییر در زاویه دید منه. و در اینکه اولویتهای زندگیم تغییر کرده. اون موقع اولویتم خودم بودم و راحتیم ... اما الان اولویتم خانواده م هست و سلامتی مون و اینکه کنار هم شاد باشیم ... اون موقعها فکر میکردم اگه بتونم یک کار مهم بکنم که همه انگشت به دهان بمونن هنر کرده ام و آدم مفیدی بوده ام: کشفی، اختراعی، نوشتن یک کتاب خفن، یا حتی موفقیت در محیط کار!  و برای همین خانواده م رو به چشم چندتا مزاحم کوچک و بزرگ در راه پیشرفتم میدم! ... اما الان فکر میکنم اگه موفق بشم کاری کنم که هم خودم و هم این موجودات عزیز کوچک و بزرگ، در کنار همدیگه خوشحال و سلامت باشیم هنر کرده ام ... ببین تفاوت راه از کجاست تا به کجا ... تفاوت بزرگ در تغییر نگاه منه. تفاوت بزرگ در بوجود اومدن چیزی در وحود منه به نام پذیرش مسئولیتی به نام همسرداری، و شرح صدر داشتن درباره اون ... بله. این شرح صدر الِمان خیییییلی مهمی در وجود آدم هست که محاله بدون اون آدم بتونه کاری رو با شادی انجام بده. ربطی به دین و مذهب هم نداره. مثلاً آدمی که پذیرفته برای تضمین بودن آینده ش باید توی کنکور رتبه عالی بیاره، دیگه روزی ۱۵ ساعت درس خوندن براش کار شاقی نیست. یا برای اون عروس خانومی که براش مهمه شب عروسیش در سالن بدرخشه، ۱۰ ساعت موندن در آرایشکاه، و زیر انواع و اقسام وسایل و لوازم آرایش رفتن کار شاقی نیست. در صورتیکه برای یه خانوم عادی یک ساعت موندن زیر دست ارایشگر هم عذاب الیم محسوب میشه ... اونها این کارها رو میکنند، چون پذیرفته اند که باید بهای رسیدن به هدفشون رو بپردازند . درواقع یه جورایی در اون مورد شرح صدر پیدا کرده اند و سختیهای مسیر به چشمشون نمیاد.  اما این موضوع درباره دین خیییلی پررنگ تر به چشم میاد، چون اصولاً دین با راحت طلبی و منم منم کردن جور درنمیاد. برای همین میشه گفت پذیرش و تن دادن به دستورات خداوند بدون داشتن شرح صدر تقریباً محاله! اما وقتی انسان با چشم باز راه درست رو انتخاب کنه. وقتی دریچه های قلبش رو به روی حقیقت باز کنه و بپذیره که اونچه خدا خواسته، بر اونچه خودش دوست داره، مقدمه ...اونوقت خداوند به عنوان جایزه چیزی به قلبش هدیه میکنه به نام شرح صدر ... که با کمک اون دیگه انجام دستورهای خدا براش سخت نیست ... و این همون نکته ای هست که خداوند در قران به وضوح بهش اشاره کرده: " فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ ... " (بخش_اول) 💞تو فقط لیلی باش💞 🆔 @WomanArt
🔰🔰🔰🔰 (بخش دوم) کسی که منم منم هاش رو کنار بگذاره و  قلبش رو دربست تسلیم خدا کنه، خداوند بهش شرح صدر میده و اونوقت دیگه انجام دستورهای دین و آنچه خدا می پسنده، براش سخت که نیست هیچ، شیرین و دوست داشتنی هم هست ... اما برای کسی که منم منم های درونش جایی برای شرح صدر نگذاشته، موقع انجام دستورهای خدا، اونقدر سختشه که انگار میخواد فیل هوا کنه! ... انگار یکی گلوش رو گرفته و داره خفه ش میکنه و حاضره هر کاری بکنه، ولی اون کاری که خدا گفته رو نه! ... همونطور که قران میگه : استعینوا بالصبر و الصلوه . و انها لکبیره الا علی الخاشعین ... ( از نماز و صبر یاری بگیرید. و بدانید که نماز کار بسیار شاق و دشواریست، مگر برای خاشعان. ) و من خیلی ها رو دیده ام که همه جور کار خیر میکنن، اما نمازشون رو نمیخونند. حتی از اون بدتر دیده ام توی ماه رمضان روزه هم میگیرن، اما زیر بار نماز نمیرند ... چون ایمانشون به اون حد نرسیده که منم منم هاشون رو کنار بگذارند و بپذیرند که باید دقیقا همونطور که خود خدا خواسته و یادمون داده عبادتش کنند، نه هر طوری که دلشون خواست و راه دستشون بود!   اما اگه روی خودشون کار کنند و بگن خدایا سمعاً و طاعتاً، اونوقت حلاوت نماز بهشون چشونده میشه، و به مقامی میرسند مثل حضرت مادر (سلام الله علیها )، که گفتند از دنیای ما فقط نماز را دوست دارند ... برای همین حضرت موسی وقتی داشتن برای اون ماموریت بالاتر از خطر به دیدن فرعون میرفتن و در واقع داشتن با جونشون بازی میکردن، اولین چیزی که از خدا خواستند شرح صدر بود. چون میدونستن که اگه شرح صدر بهشون داده بشه، کارها خود به خود براشون اسون خواهد شد : قال رب اشرح لی صدری. و یسر لی امری ...  و برای همین بود که حضرت زینب (سلام الله علیها ) بعد از اونهمه فجایع که در کربلا اتفاق افتاد، فرمودند: و ما رایت الا جمیلا ... چون ایشون سختیها رو نمیدید. بلکه فقط این رو میدید که عده ای در راه اطاعت از خداوند تا چه مراحلی پیش رفتند و چطور از جان و مال و هستیشون گذشتند ... حالا حکایت من هم همینه. من با تمام وجودم قبول کرده ام که خدایی که من رو خلق کرده خودش بهتر میدونه من رو برای ایفای چه نقشی در جامعه آفریده. پس باید سعی کنم تمام تلاشم رو روی همون کار متمرکز کنم، نه هر کاری که الان در جامعه مد شده و برای خانمها ارزش به حساب میاد. باورتون میشه که من هنوز کامنتهای خصوصی و حتی عمومی دارم که به نوع نگاه من به همسرداری، کار کردن زن، و حتی مشکلی که با خانوم خانوما داشتم اعتراض دارند ؟! ... ماشاء الله خسته هم نمیشن! ... اما هرچی فکر میکنم نمیفهمم چرا این موضوعها تا این حد براشون مهمه که حتی یک نظر مخالف در این گوشه ناشناس از دنیای سایبر رو هم نمیتونن تحمل کنند! یادم هست قدیمها وبلاگی بود که نویسنده ش از اون توده ایهای دوآتشه بود و به هیچ صراطی هم مستقیم نبود. وقتی نوشته هاش رو میخوندم خنده م میگرفت و با خودم فکر میکردم که طفلکی یه سی چهل سالی دیلی داره. انگار توی اون دهه ۳۰ و ۴۰ که دوره اوج تب افاضات مارکسیستی در ایران بود، در حال یک نطق پرحرارت درون حزبی، فریز کرده بودنش و الان تازه یخش باز شده بود و داشت به حرفهاش ادامه میداد! ... اما یک نکته برام جالب بود: اینکه اون آدم حرف خودش رو میزد و راه خودش رو میرفت و از هیچکس هم خجالت نمیکشید که عقیده ش رو ابراز کنه. و کاری نداشت که دیگه این روزها توده ای بودن تو بورس نیست ...   بعدها که در نهج البلاغه این صحبت از حضرت علی (علیه السلام )  رو خوندم که : آنها در امر باطل خود متحدند و شما در امر حق خود پراکنده اید! ... بلافاصله یاد این آقا افتادم که در باطل خود اینقدر ثابت قدم بود ... درحالیکه بعضیها حرف حقشون رو هم روشون نمیشه بزنند و از اعتراض ادمها میترسند!   *** حالا که صحبت به اینجا رسید، جا داره که یه نصیحت خواهرانه هم بکنم به دوستانی که مدام سعی میکنن بهم بگن راهم اشتباهه و چند صباح دیگه پشیمون میشم که دیره و ...  من به لطف خداوند در درستی راهی که دارم میرم شک ندارم. مگه اونهمه سال که با تفکرات احمقانه فمینیستی زندگی کردم کجای دنیا رو گرفتم؟ حتی یک روز آروم داشتم که بتونم بهش استناد کنم و بگم روزگار خوبی بود؟ ... و اینکه حتی اگه به نظر شما دارم اشتباه میکنم هم جای کسی رو هم در این دنیای بزرگ تنگ نکرده ام. دارم توی خونه و زندگی خودم به اونچه فکر میکنم درسته عمل میکنم و در یه گوشه از دنیای عظیم سایبر درباره افکارم و تجربیاتم از این زندگی تازه مطلب مینویسم. (بخش_دوم) 💞تو فقط لیلی باش💞 🆔 @WomanArt
🔰🔰🔰🔰 (بخش سوم) ما مجبور نیستیم هر چیز رو بخونیم، و اگر خوندیم و باب میلمون نبود هم میتونیم بریم و دیگه برنگردیم. و وقتمون رو صرف خوندن مطالب باب میلمون کنیم ... الحمد لله مطالب باب میل شما هم که این روزها کم نیست. برید و حالشون رو ببرین! اگر انجام دستورات خداوند برای عده ای تا این حد سخت هست که وقتی بهشون میگی خانوم عزیز به تشخیص خداوند، اولین و مهمتریت وظیفه شما همسرداری هست، انگار دارند خفه شون میکنند، که دیگه تقصیر من نیست. من اونچه خداوند به من فرموده رو به یاری خودش و با افتخار انجام میدم. تا الان هم هیچوقت از اطاعت دستورهاش بد ندیده ام ... کاری هم ندارم در اقلیتم یا با اکثریتی که به شهادت قران اکثرهم لا یعقلون هستند ... چون به قول حضرت امیر متقین در آسمان شناخته شده ترند، تا در زمین ... و بالاخره به قول مولانا : بسیار تو را خسته روان خواهد شد و انگشت نمای این و آن خواهد شد گر آدمیی، بساز با آدمیان                 گر خود ملکی، بر آسمان خواهد شد   *** دوستان خوبی که پیگیر جدولم هستید خیییلی ازتون ممنونم. این چند روزه گرفتار مامان بودم و نشد وقت بذارم. این کندی سرعت نت هم مزید بر علت شده بود. امشب هم خونه خواهر همسرجان مهمون هستیم. اما خیالتون راحت که موارد رو توی جدول خودم علامت زده ام و سعی میکنم در اسرع وقت وارد جدول اینجا هم بکنم و کامنتهای پر مهرتون رو جواب بدم ... عجالتاً برم که هزاااااارتا کار دارم ! (بخش_سوم) 💞تو فقط لیلی باش💞 🆔 @WomanArt
💚بسم الله الرحمن الرحیم💚 ✿ تو فقط لیلی باش ܓ✿ Q & A پاسخ سوال آقای پورسینا در بخش نظرات پست قبل : سلام. مطالبتون برام خیلی تامل برانگیز بود و مدتها ذهنم رو مشغول کرد. و اما توضیحات: ۱ – درباره سوال اولتون باید بگم من مشکلی با تحصیل کردن خانوم خانوما ندارم. مشکلم با تحصیل زدگی خانوم خانوماست. یعنی اینکه خیال کنه تحصیل به جای اینکه وسیله باشه، خودش فی نفسه هدفه و صرف اینکه آدم درسش خوب باشه، دلیل اینه که لزوما آدم خوبی هم هست! ... تفکری که متاسفانه الان توی نسل جوان و مخصوصا درسخونهاشون خیلی طرفدار داره. من قبول دارم که زن باید همزمان با انجام وظایف همسرداریش، تا میتونه بخونه و بدونه و چیز یاد بگیره. درست مثل حضرت زینب (سلام الله علیها ) که "بانوی خردمند بنی هاشم" بودند و از سراسر مدینه خانمها برای رفع اشکالاتشون پیش ایشون می اومدند و نمیتونم باور کنم اونهمه هوش و دانایی فقط علوم دینی رو شامل میشده، بلکه فکر میکنم اون بزرگوار تمام علوم عصرشون رو داشته اند ... چون علم ایشون علم لدنی بوده و چشمه فیض خداوند اونقدر سخاوتمندنه جاریه که نمیتونم تصور کنم یه برای سرازیر کردن علم به قلب بنده های برگزیده ش گزینشی عمل کنه. من به هیچ وجه مخالف تحصیل و مطالعه و تحقیق و ... خانمها نیستم. چطور مخالف باشم وقتی امام سجاد علیه السلام در وصف عمه نازینینشون فرموده اند: انتِ بحمد الله عالمه غیر معلمه. شما به لطف خداوند دانشمندی هستید که این دانش را از کسی نیاموخته اید! ... و وقتی یک امام، دانشمند بودن یک خانوم رو تایید میکنن و اون رو فضیلت و کمالی برای ایشون به حساب میارن، دیگه خیال آدم از این بابت راحت میشه و جای هیچ اما و اگری نیست! بله زن باید تا میتونه دانشمند باشه، اما قبول ندارم که زن باید لزوماً بره و از اون علوم در جامعه استفاده کنه. بلکه به نظر من یادگیری اون علوم به این خاطر هست که زن برای انجام ماموریت دیگه ش به این دانشها نیاز داره ... ماموریت مهمی که بطور موازی با همسرداری به دوش زن گذاشته شده : تربیت نسل آینده ... وقتی امام علیه السلام از جوانها میخوان که فرزند زمانه خودشون باشند. مسلماً در بطن این فرمایش، دارند از مادرها هم میخوان که بچه هاشون رو فرزند زمانه خودشون بار بیارند. و این تحقق پیدا نمیکنه، مگر با این که مادر، خودش با اون زمانه آشنا باشه. این خیلی مهمه که بچه اولین نگاه به یک موضوع رو از چه کسی بگیره. مسلماً اینکه یک مادر دانا و آگاه به علم روز با یک نگاه الهی و رحمانی بچه رو با پایه های دانستینهای روزگار خودش آشنا کنه کجا؟ و اینکه بچه خالی الذهن بره سر کلاس و از زبون یک استاد یا معلم یا مربی خیلی خشک و بی احساس اونها رو دریافت کنه، کجا ؟... اشتباه من یاد گرفتن علم نبود. تزریق روحیه علم دوستی به خانوم خانوما هم نبود. بلکه اشتباه من داشتن نگاه مادی به علم، و منتقل کردن همین نگاه به خانوم خانوما بود. اشتباهی که الان دارم سعی میکنم جبرانش کنم و در وجود هم خودم و هم خانوم خانوما جا بندازم که : العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء ... و  انما یخشی الله من عباده العلماء ... پس چون علم از خداست و برای خداست، ما حق نداریم اون رو در اولیت قرار بدیم. بلکه باید اول بنده خدا باشیم و بعد تلاش کنیم تا بنده ی عالمی باشیم. و یک بنده خدا زیبایی زندگی رو در میان کفار جستجو نمیکنه. خصوصاً که تعرب بعد از هجرت به صراحت جزو گناهان کبیره ذکر شده ... و مخصوصا تر اینکه الان که در ایران و با وجود دانشگاههای خوب و وسایلی مثل اینترنت و ... دیگه برای به دست آوردن علم نیازی به حضور فیزیکی در اون جامعه ها و پذیرش اثرات وضعی که ناخودآگاه روی روح آدم میذارن نیست ... اینها نکته های مهم و زیربنایی هستند که نمیتونم ریسک کنم و منتظر بشم تا شاید خود خانوم خانوما بهشون برسه. برای همین مجبورم به لطایف الحیل و با شگردهای مادرانه و در خلال بازیها و حرفهامون بهش منتقلشون کنم و امیدوار باشم که خداوند در تلاشم اثر قرار بده و کاری کنه که بتونم پایه های این بندگی عالمانه رو در وجودش بذارم. دیگه بقیه ش به تلاش خودش بستگی داره و لطف خداوند ...  **** (بخش_اول) 💞تو فقط لیلی باش💞 🆔 @WomanArt
🔰🔰🔰🔰 (بخش دوم) ۲ – درباره مطلب دومتون هم باید بگم کاملاً حق با شماست. من حتی در فامیل همسرم همچین موردی رو دیده ام که خانومی با وجود اینکه تمام عمرش رو برای زندگیش گذاشت، همیشه از طرف همسرش براش کم گذاشته میشد و تازه بعد از ۲۰ سال زن به خودش اومد و خواست حق و حقوقش رو بگیره، و بالاخره کار به طلاق کشید. حالا دیگه اون خانوم از اونطرف بوم افتاده و حتی بعد از ازدواج دوم هم مدام کارش براش در اولویته. جوری که من فکر میکنم این ازدواج دوم هم دوام چندانی نداره! پس من قبول دارم که این خیلی مهمه که آقایون هم به وظایفی که به عهده شون گذاشته شده عمل کنند تا حق هیچکس در زندگی ضایع نشه... و موافقم که باید حکومت اسلامی در این مورد قوانین تضمین کننده وضع کنه... و خانواده ها هم سعی کنند پسرهاشون رو طوری تربیت کنند که کرامت انسانی زن رو به رسمیت بشناسه ... خلاصه اینکه ازدواج یک تعامل دوطرفه ست که محاله با یک طرف قضیه کار به درستی پیش بره ... تمام اینها درست اما ... اما در عین حال فکر میکنم همه چیز لازم نیست با دو دو تا چهارتای ما جور در بیاد. یه جاهایی باید عقل رو کنار بذاریم و با پای دل پیش بریم و نشون بدیم که به خداوند اعتماد داریم. و البته اعتراف میکنم که کار فوق العاده سختی هست و ایمان و یقین بالایی لازم داره. اما ایا مگه ما توی این دنیا نیستیم که ایمانمون رو به کمال برسونیم؟ ... ازدواج و زندگی مشترک بهترین محک برای سنجش میزان عمق ایمان آدمهاست ... چه زن و چه مرد باید ببینند بین خودشون و خدای خودشون چه وظایفی نسبت به طرف مقابل به گردنشون هست و حواسشون رو جمع کنند که چیزی کم نگذارند. بقیه ش دیگه با خداست ... من به عنوان یک زن نباید یادم بره که نفقه هم یکی از بابهای خداوند برای دادن روزی به بنده ها ست. در واقع این وسط مرد فقط یک واسطه ست و اگه زنی به رزاقیت خداوند اطمینان داشته باشه و بجای حرص زدن و دنبال حق و حقوق و روزی دویدن، تلاشش رو روی انجام وظایف خودش متمرکز بکنه، خداوند خودش امورش رو اصلاح میکنه ... همونطور که خدا وعده داده: و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب . من شان دخترهای حقیقتا مومن رو بالاتر از اینها میدونم، اما اگه دختری واقعاً هدفش از کار کردن این باشه که مبادا در زندگی آیده ش همسرش اونطور که باید و شاید تامینش نکنه و جلو جلو دست بکار بشه و بره سر کار، علت اصلیش ضعف ایمانش هست که به رزاقیت خداوند ایمان نداره. و همین باعث میشه از همون اول سنگ بنای زندگیش بر مبنای بی اعتمادی به خدا گذاشته بشه ... و متاسفانه سنت خداوند درباره همچین بنده هایی که به جای توکل به او، به خودشون تکیه دارند اینه که اونها رو به حال خودشون میگذاره و میگه: گر تو بهتر میزنی، بِستان بزن! و در مقابل روایتی هست که : اعتماد به خدا بهای هر چیز گرانبها، و نردبان هر کمال و ترقی است. حالا دیگه با خود ما خانمهاست که انتخاب کنیم به خودمون تکیه میکنیم یا به خدای خودمون ...  *** تذکر مهم: باز هم تاکید میکنم که این مطالب درباره زندگیهای معمولی صادق هست و استثنائاتی که در اونها خانمها به دلایل مختلف، و علیرغم میلشون چاره ای جز کمک خرج خانه بودن ندارند رو شامل نمیشه. (بخش_دوم) 💞تو فقط لیلی باش💞 🆔 @WomanArt
💚بسم الله الرحمن الرحیم💚 ✿ تو فقط لیلی باش ܓ✿ محصول دعا در ره جانانه نهادیم... سلام آقای مهربان من امروز  اولین روز از ماه رجب است ... و هم روز میلاد مبارک جد بزرگواتان امام محمد باقر علیه السلام ... حتماً شما هم امروز روزه هستید. چرا که در وصف شما خاندان گفته اند:  ان ذکر الخیر کنتم اوله و اصله و فرعه ماواه و منتهاه ... هرجا سخن از خیری باشد، شما اولین فرد در انجام آن و اصل و فرع آن و ابتدا و انتهای آن هستید ... حالا بگذریم از اینکه شما اصلاً خودتان اصل نمازید، اصل روزه اید و اصلاً حقیقت تمام عباداتید و بموالاتکم تُقبل الطاعه المُفترضه ... در این روزهایی که سعی کرده ام طوری زندگی کنم که شاید موفق شوم روزهای دوشنبه و پنجشنبه نامه عملم لبخندی بر لبهایتان بنشاند، زندگی آنقدر زیباست که باور نکردنیست. و میدانم که این زندگی من نیست که زیباست، بلکه حضور شما در این زندگی آن را به چشم من زیبا کرده است. وگرنه حتماً دیده اید که همسرجان هنوز هم آستانه تحملش به حد استاندارد نرسیده است ... اما دیگر چه باک وقتی میدانم شما در کنارمید. و من در همان جایی هستم که شما دوست دارید باشم: در خانه . و در حال انجام کارهایی هستم که میدانم شما دوست دارید : همسرداری و تربیت ۲ انسان، برای اینکه لیاقت زندگی کردن در روزگار طلایی ظهورتان را داشته باشند ... حتما یادتان هست که چند روز پیش چشمهای قشنگ خانوم کوچولو را غرق بوسه کردم. اما حتم دارم که شما هم خود بوسه ها را دیدید، و هم آنچه پشت آنها پنهان بود. آن بوسه ها ظاهراً از روی عشق مادری بود، اما من آن چشمها را میبوسیدم چون امیدوار بودم روزی آنها شما را خواهند دید. روزی که شاید من نباشم ... امام مهربان من : وقتی به شما و صبرتان فکر میکنم دلم میخواهد از خجالت آب بشوم و توی زمین بروم. شما که قرنهاست در انتظار این هستید که ما آدمها لیاقت درک حضورتان را پیدا کنیم ... که ما آدمها باور کنیم عقلهایمان ناقص است و نیاز داریم کسی که با عوالم بالا در ارتباط است راه را نشانمان بدهد ... که بتوانیم از منم منم ها و من میگویم و من اینطور فکر میکنم هایمان بگذریم و بگوییم سمعنا و اطعنا !  ... درست مثل آن آقای هارون مکی - یار جد بزرگوارتان امام صادق علیه السلام - که فقط با یک اشاره ایشان بدون لحظه ای تامل یا ترس، کفشهایش را زمین گذاشت و وارد تنور پر از آتش شد و در آن نشست! ... و من همیشه فکر میکنم او کفشهایش را به همان دلیل زمین گذاشت که خداوند به حضرت موسی فرموده بود: فاخلع نعلیک . انک بالواد المقدس طوی ... تنور آتشی که شما فرمان ورود به آن را بدهید، کم از سرزمین مقدس طوی ندارد، و نمیشود بی ادبانه و با کفش به آن وارد شد ... اصلاً خود خود بهشت است ... اگر بفهمیم! آن شب تلخ که همه نگران حمله سلفیها به مرقد عمه ی سه ساله ی نازنینتان بودیم، همان شب که همگی سوره حشر خواندیم، تا نیمه های شب به شما فکر میکردم. شما را تجسم میکردم که در همان حوالی حرم میگردید و اوضاع را تحت نظر دارید. میدانستم که در غیرت، چیزی از عمویتان عباس علیه السلام کم ندارید. میدانستم که فرمانده اصلی گردان " رایه العباس " حزب الله که در تمام این مدت، جانانه از حریم آن حرم دفاع کرده است، خود خود شما هستید ... اما این را هم میدانستم که پرده غیبت دستهایتان را بسته است. درست مثل آن ریسمانی که دستهای جد بزرگوارتان حضرت امیر را بسته بود و مجال دفاع از حریم یاس را نداشت ...  و این بار مقصر این بسته بودن خود ما هستیم و گناهانمان و منم منم هایمان که باعث شده هنوز از میان ما مدعی ها،  ۳۱۳ یار برای ظهورتان مهیا نشده باشد ... نادان هستیم، اما نه آنقدر که ندانیم تار و پود پرده غیبت شما، از گناهان ما و درست زندگی نکردنمان بافته شده است ... که راه ظهور شما از میان خوب زندگی کردنهای ما میگذرد ... شما نمی آیید تا خوب زندگی کردن را به ما یاد بدهید. چون گفتنی ها را کتاب خدا و پدرانتان به ما گفته اند. شما جایزه عمل کردن ما به آن دستورات و درست زندگی کردنمان هستید ... درک لذت بودن در کنار یک انسان کامل، جایزه کمی نیست ... مگر نه این که پدران ما نعمت بودن در کنار انسانهای کامل را داشتند، اما به خاطر گناهانشان لذتش را درک نکردند ... مگر نه این که امام عشق، سید الشهدا علیه السلام در آن روز شوم به آن نادانان فرمود: حرفهای من بر شما اثری ندارد، چون شکمهایتان از حرام پر شده و توان درک سخنان حق را ندارید ... (بخش_اول) 💞تو فقط لیلی باش💞 🆔 @WomanArt
🔰🔰🔰🔰 (بخش دوم) و حالا که خودمان خرابش کرده ایم، خودمان هم باید درستش کنیم ... این ماه رجب بهترین فرصت برای جبران گذشته هاست. ماه رجب ماه توبه است. ماه دروازه های گشاده ی مغفرت خداوند ... ماه توبه کردن از دانه دانه گناهان و درنتیجه پاره کردن دانه دانه تار و پود آن پرده غیبت است ... اما ماه رجب یک ویژگی دیگر هم دارد. یک ویژگی خاص! ... ماه رجب ماه شروع تحولات منتهی به ظهور است. جد بزرگوارتان حضرت امیر سالها پیش این را به ما گفته اند که : " زمانی که خداوند تبارک و تعالی اراده کند تا قائم آل محمد را ظاهر نماید، این امر را با جنگی که آغازش در ماه رجب است شروع میکند. که آن جنگ ابتدای قیام ما اهل بیت است. " و امام صادق علیه السلام برایمان توضیح داده اند که منظور از این جنگ خروج سفیانی ست که در ماه رجب واقع خواهد شد ... آقای من. " کذب الوقاتون " سر جای خود، اما آیا امید اینکه این ماه رجب همان ماه رجب موعود باشد هم گناه است؟ آیا اگر من در مقابل خداوند بایستم و تمام هست و نیست نداشته ام را گرو بگذارم و او را به حق خود شما سوگند بدهم که این همان رجب موعود باشد ، خطا رفته ام؟ ... اگر به سفارش خود شما خدا را به حق عمه تان زینب سلام الله علیها سوگند بدهم که این ماه رجب سرآغاز گرفته شدن انتقام عاشورا باشد، و دیگر اینقدر شب و روز تنمان بابت هتک حرمت حرم بانوان اهل بیت نلرزد چه؟   حالا در ابتدای ۳ ماه طلایی سال ایستاده ایم و من میخواهم کل این ۳ ماهم را ندید به شما هدیه کنم، و ثواب هر عبادتی که در این ماهها توفیق انجامش را پیدا کردم را پیشاپیش به ساحت مقدستان تقدیم کنم، به نیت سلامتی و تعجیل در فرجتان ... تعجیـــــــــل در فرجتان ... تعجیــــــــل در فرجتان ... تعجیــــــــل در فرجتان ... تعجیــــــــل در فرجتان ... تعجیــــــــل در فرجتان و هزار بار تعجیــــــــل در فرجتان ... فرجی که این روزها از هوا برای تنفسمان ضروری تر است ... و از آب برای خوردن ... و عبادت فقط نماز و روزه و قران، و حتی ترک گناه نیست ... حواسم هست که وقتی به خاطر انجام کارهای خانه خداوند با نظر لطف به من نگاه میکند فرصت را غنیمت بشمارم و درجا به عنوان مزدم ظهور شما را از او طلب کنم ... یا وقتی آب به دست همسرجان میدهم و خداوند گناهانم را می آمرزد در آن لحظه های پاک فقط فرج شما را از او بخواهم ... اما ترسم از این است که از کوزه همان برون تراود که در اوست. و از موجود ناقصی مثل من عملی که شایستگی عرضه به بارگاه الهی را داشته باشد صادر نخواهد شد. پس، ای واسطه بین من و خدای من!  عاجزانه تقاضا میکنم، که شما قبل از تحویل اعمال من به خداوند، با کیمیای نظر ولاییتان مس آن اعمال ناقص را به طلای ناب عمل کامل و شایسته تبدیل کنید ... تا شاید امید به اجابت دعایم بیشتر شود. شرمنده ام آقا، اما بضاعت من همین است و این تنها کاریست که از دستم بر می آید ...  پس : ﯾﺎ ﺍﯾﻬﺎ ﺍﻟﻌﺰﯾﺰ!  ﻣﺴﻨﺎ ﻭ ﺍﻫﻠﻨﺎ ﺍﻟﻀﺮ. ﻭ ﺟﺌﻨﺎ ﺑﺒﻀﺎﻋﻪ ﻣﺰﺟﺎﻩ. ﻓﺎﻭﻑ ﻟﻨﺎ ﺍﻟﮑﯿﻞ، ﻭ ﺗﺼﺪﻕ ﻋﻠﯿﻨﺎ ﺍن اﻟﻠﻪ ﯾﺠﺰﯼ ﺍﻟﻤﺘﺼﺪﻗﯿﻦ ... (بخش_دوم) 💞تو فقط لیلی باش💞 🆔 @WomanArt
💚بسم الله الرحمن الرحیم💚 ✿ تو فقط لیلی باش ܓ✿ روزانه های من هفته چهارم اردیبهشت ۹۲ در عکس دوتا جدول هست که برنامه روزانه منه ... اگه دوست دارین تشریف ببرید و یه نگاهی بهشون بندازین ... رمزدار نیست . امام باقر علیه السلام : احب الاعمال الی الله عزوجل ماداوم علیه العبد و ان قل ... محبوبترین اعمال نزد خدا عملی ست که بنده آن را ادامه دهد اگر چه اندک باشد ... و اینکه یادم نره " اونجایی که احساس می کنی وفادار بودن به برنامه داره بهت فشار میاره، اونجایی هست که داره روی روحت تاثیر میذاره و جایی هست که باید استقامت به خرج داد ... " 💞تو فقط لیلی باش💞 🆔 @WomanArt
💚بسم الله الرحمن الرحیم💚 ✿ تو فقط لیلی باش ܓ✿ توصیه های مهتابی (۳) من کلاً آدمی هستم که مهمون برام خیلی مهمه و وقتی قراره یکی بیاد خونمون دیگه حتی تا اعماق کمدها و کشوها رو هم مرتب میکنم ... چند وقت پیش یاد این فرمایش از حضرت علی علیه السلام افتادم که  به امام حسن علیه السلام فرمودند: مراقب باش به بهانه صمیمیت حق نزدیکانت را پایمال نکنی. چون هرکس که به تو نزدیکتر باشد، حق بیشتری بر گردن تو دارد. (نقل به مضمون) از خودم خجالت کشیدم که درحالیکه حق خودم و خانواده م بیشتر از همه باید مراعات بشه، من اینقدر در رعایت حقشون کوتاهی میکنم و اونوقت به خاطر چهارتا مهمون اینطور خودم رو به آب و آتیش میزنم! یادم اومد که حضرت مادر سلام الله علیها هم خیلی در مرتب و تمیز بودن خونه و زندگیشون سنگ تموم میذاشتند و این کارها رو از روی علاقه انجام میدادند، نه اجبار. طوری که حتی وقتی خدمتکار داشتند دلشون نیومد خودشون رو به کل از این کارها محروم کنند و یک روز در میون کارهای خونه رو انجام میدادند ... یا اینکه حتی در روز شهادتشون به سختی بلند شدند و لباسهای بچه ها رو مرتب کردند و دستی به خونه کشیدند. طوری که همه امیدوار شدند که لابد حالشون بهتر شده که دارن به این کارها می پردازند ... از اون روز سعی کردم خونه طوری باشه که برای ما ساکنینش آلودگی بصری نداشته باشه و همه با آرامش توش زندگی کنیم. خدا رو شکر الان اوضاع خیلی بهتره. حال خودم هم خیلی بهتره، چون بیشتر از همه خودم توی خونه هستم و از تمیزیش لذت میبرم ... البته خیلی مونده تا عادت کنم و این کارها برام ملکه بشه، اما خوب بالاخره باید از یک جایی شروع کرد دیگه! با این مقدمه میپردازیم به بحث شیرین نکات خانه داری مهتابانه ... مهمترین نکته در خونه و زندگی مهتاب اینه که هر وقت برین خونه ش مرتبه و جارو زده و گردگیری شده ... یعنی در این فکر کنم ۱۸ سالی که وارد خانواده ما شده، نشده یک بار هم بریم و خونه شون نامرتب باشه. حتی بارها شده که یهو پیش اومده و سرزده رفتیم خونشون اما باز هم انگار از صبح میدونسته ما قراره بریم و همه جا مرتب و گردگیری شده ست. از همه مهمتر اینکه اتاق بچه ها و حتی توی کمدها و کشوهاشون هم مرتبه و این نشون میده اون بچه ها هم نظم توی خونه رو به خوبی یاد گرفته اند و دارند بهش عمل میکنند ... بچه دارهای جمع، خوب میدونند که مرتب بودن همیشگی خونه ای که یه پسربچه پنجساله توش زندگی میکنه، و از اون مهمتر مرتب بودن اتاق اون پسر بچه یعنی چه! و تا چه حد اووووج هنرمندی مادر اون خانواده رو میرسونه!  ;o) و اما شگردها : * دقت که کردم دیدم این مرتب بودن خیلی ربط داره به طرز چیدمان وسایل و اینکه برداشتن و سر جا گذاشتن وسایل آسون باشه. مثلاً یک قسمتی از کمد دیواریهای هر اتاق، قفسه بندی شده بود. با همین قفسه های مشبک که در رنگهای مختلف هست و کف طبقه ها هم که سوراخ بود، MDF برش خورده قرار داده بودند که وسایل از لای سوراخها نریزه ! ... بعد وسیله ها بدون اینکه روی هم تلنبار بشن قشنگ کنار هم چیده شده بودند و اینطوری برداشتن و گذاشتن اونها کاملا ساده بود. اتاق پدرام ( پسر عموی ۵ ساله من ) برام خیلی جالب بود. هرکدوم از وسایل جایی داشت و مهتاب کنار هر کمد یا کشو هم یک لیبل کوچولو زده بود که پدرام خودش با نقاشی وسیله ای که باید توی اون باشه رو معلوم کرده بود. اینطور موقع جمع کردن معلوم میشد هر وسیله باید کجا بره. * هیچ وسیله زیادی توی خونه شون نبود. ظرف الکی توی کابینتهاش نبود. لباسهای توی کمد و کشوها کم، ولی همه شون خوب و قابل استفاده بودن. مهتاب میگفت نمیذاره لباسهای قدیمی بیخودی توی کمد و کشوها تلنبار بشه و اگه ببینه یه لباسی یا وسیله ای به هر دلیلی دیگه مدتهاست استفاده نشده، اون رو میده به جاهایی که برای بندگان خدا کمک جمع می‌کنند.   *** یه چیز بامزه ای که مهتاب یواشکی نشونم داد،  یه سبد بزرگ بود توش فقط چتر دخترش و دوتا از شلوارهای پسرش بود! ... یک کاغذ بزرگ روش چسبونده بودند که معلوم میکرد اسم اون سبد، " سبد آخ آخ ! " هست ... و در اطراف این کاغذ، پدرام و پانیذ تا تونسته بودند علامت خطر و جمجمه و استخوان و ... کشیده بودند و خلاصه معلوم بود خیلی خطریه! مهتاب گفت توی خونه ما هر کس تا شب فرصت داره توی خونه بگرده و وسیله هایی که اینور و اونور جا گذاشته رو زودی بذاره سر جاش. و گرنه من آخر شب هر چیزی که سر جاش نباشه رو برمیدارم و میذارم توی این سبد و اونوقت دیگه دوباره دراومدنش به این سادگیها نیست. هرکس به فراخور حال خودش باید یه جریمه ای بپردازه تا بتونه وسیله ش رو پس بگیره. (بخش_اول) 💞تو فقط لیلی باش💞 🆔 @WomanArt
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ این فیلم را حتما ببینید 👆/ رهبر انقلاب در انتصابات موردی دخالت نمی‌کنند، چه رسد به اینکه بخواهند فتنه‌گران و ضدانقلاب‌ را تأیید کنند. در این برهه، وظیفه‌ی ایشان نیست که از خودشان دفاع کنند، بلکه کسانی که خودشان را منتسب به انقلاب می‌دانند و افتخار سربازی این رهبر الهی را دارند باید به میدان جهاد تبیین بیایند و مانع تحریف و نسبت‌های دروغ به ایشان شوند. خطرناکی که آقای پزشکیان با همراهی و سکوت آقای قالیباف امروز انجام دادند در ادعای تایید کابینه و چند وزیر خاص از طرف امام خامنه‌ای، باید توسط خواص روشنگری شود. فردا روزی هر اتفاقی که بیفتد تمام ناکارآمدی ها به اسم نایب امام زمان و نظام نوشته خواهد شد. مسلم است فردی که نقش پررنگی در فتنه داشته یقینا نگاهبان و‌ وزیر خوبی برای این نظام نخواهد بود. روشنگری کنید. سربازی برای نایب امام زمان و دفاع از حریم ولایت، ولو با غربت و مظلومیت و قلّت عدد صورت بگیرد، برکت می‌کند و جریان نفاق را رسوا خواهد کرد. •┅═✧اللهم عجل لولیک الفرج✧═┅•