eitaa logo
تو فقط لیلی باش... 💚
1.7هزار دنبال‌کننده
215 عکس
86 ویدیو
2 فایل
ـ✨﷽✨ـ 📗داستان واقعی و جذاب زندگی رضوان بانو💜 🌺جهاد زیبای من در خاکریزی به نام خانه، برای فتح الفتوحی به عظمت "لتسکنوا الیها"🌺 📈 ادمین تبلیغات 🏡کانال های دیگر ما @Zendegi_Bakhsh @RezgheSoty پیام ناشناس به ما: https://gkite.ir/es/9700924
مشاهده در ایتا
دانلود
💚بسم الله الرحمن الرحیم💚 ✿ تو فقط لیلی باش ܓ✿ ✨بیماری✨ من برگشتم. از یک سرماخوردگی شدید که در آن حال و حوصله خودم را هم نداشتم، چه برسد به همسرداری و ... ! البته خودم میدانم که این اصلاً چیز خوبی نیست، اما خوب من اصلاً برای همین اینجا هستم تا این بدیهای وجودم را و کنم! در این مدت فهمیدم که وجود من برای آرامش محیط خانه تا چه حد ضروریست. همه کارها روی هم تلنبار شده بود و نه عذای درست و حسابی بود و نه نظافتی و ... یعنی همان حداقلهایی که من انجام میدادم هم نبود، نه این که خانه ما همیشه دست گل باشد  و حالا نه! انتظار داشتم همسرخان در این مدت توجه بیشتری به من کند، اما واقعیت این است که او یا بلد نیست و یا نمیتواند و یا هر چیز دیگری که از مرزهای معمول توجه جلوتر برود. من را دکتر برد، داروهایم را گرفت، به بچه ها سفارش کرد که من حالم بد است و نیاز به استراحت دارم، حتی به خانوم خانوما گفت که برایم سوپ درست کند. اما دریغ از یک جمله یا کلمه محبت آمیز حال مریض جا آور! ... نه این که الان باشد، اصولاً همیشه معتقد است محبت را باید در عمل نشان داد، نه به زیان! در این مدت الیته میفهمیدم از مریضی من ناراحت است، ولی چه فایده که اصلاً درباره اش حرف نمیزد، حتی میتوانم بگویم که تحت تاثیر فضای نابسامان خانه، از قبل هم شده بود. این وسط دردسر این بود که خانوم کوچولو هم مریض بود که مدام سرفه میکرد و نیاز به مراقبت داشت و این خودش یک پروژه بود. نمیدانم اشتباه کارم کجا بود، ولی همسرخان واقعاً از من توقع داشت با وجود مریضیم به او هم برسم. یعنی به زبان میگفت استراحت کن، اما در عمل توقع داشت تا جایی که ممکن است به کارها برسم. البته او هم تقصیری ندارد و بالاخره وقتی بعد از یکروز کار به خانه می آید توقع آرامش دارد ...   💞تو فقط لیلی باش💞 🆔 @WomanArt
💚بسم الله الرحمن الرحیم💚 ✿ تو فقط لیلی باش ܓ✿ ✨بیماری✨ من برگشتم. از یک سرماخوردگی شدید که در آن حال و حوصله خودم را هم نداشتم، چه برسد به همسرداری و ... ! البته خودم میدانم که این اصلاً چیز خوبی نیست، اما خوب من اصلاً برای همین اینجا هستم تا این بدیهای وجودم را و کنم! در این مدت فهمیدم که وجود من برای آرامش محیط خانه تا چه حد ضروریست. همه کارها روی هم تلنبار شده بود و نه عذای درست و حسابی بود و نه نظافتی و ... یعنی همان حداقلهایی که من انجام میدادم هم نبود، نه این که خانه ما همیشه دست گل باشد  و حالا نه! انتظار داشتم همسرخان در این مدت توجه بیشتری به من کند، اما واقعیت این است که او یا بلد نیست و یا نمیتواند و یا هر چیز دیگری که از مرزهای معمول توجه جلوتر برود. من را دکتر برد، داروهایم را گرفت، به بچه ها سفارش کرد که من حالم بد است و نیاز به استراحت دارم، حتی به خانوم خانوما گفت که برایم سوپ درست کند. اما دریغ از یک جمله یا کلمه محبت آمیز حال مریض جا آور! ... نه این که الان باشد، اصولاً همیشه معتقد است محبت را باید در عمل نشان داد، نه به زیان! در این مدت الیته میفهمیدم از مریضی من ناراحت است، ولی چه فایده که اصلاً درباره اش حرف نمیزد، حتی میتوانم بگویم که تحت تاثیر فضای نابسامان خانه، از قبل هم شده بود. این وسط دردسر این بود که خانوم کوچولو هم مریض بود که مدام سرفه میکرد و نیاز به مراقبت داشت و این خودش یک پروژه بود. نمیدانم اشتباه کارم کجا بود، ولی همسرخان واقعاً از من توقع داشت با وجود مریضیم به او هم برسم. یعنی به زبان میگفت استراحت کن، اما در عمل توقع داشت تا جایی که ممکن است به کارها برسم. البته او هم تقصیری ندارد و بالاخره وقتی بعد از یکروز کار به خانه می آید توقع آرامش دارد ...   💞تو فقط لیلی باش💞 🆔 @WomanArt