ازمیان واژـہ ها:!)
اون کتاب اولی که هست؟میخوام امروز معرفیش کنم تابری دنبالش و بخونیش حال کنی
کتاب آقازادهها، . روایتِ دو گونه انسان: آنان که با معاملهی جان برای رسیدن به مال، در دنیای فانی غرق شدند، و آنان که با وفاداری به عهدِ حق، زندگی خود را وقفِ خدمت به مستضعفان کردند.
با همان سنوسال کم، عارفی بود بزرگ. پدر هم نتوانسته بود او را بشناسد.
وصیتنامهاش را که گشود، اشک شوق در چشمانش دوید از آنهمه عظمت پسر.
پسر به چه چیزها اندیشیده بود.
نگران بود که حتی درس خواندنش هم، لطمهای به بیتالمال زده باشد.
با آنهمه مراقبت در کارها و درس خواندن، نوشته بود:
«آقاجان! موتور گازیام را بفروشید و هرچه پول دارم از بانک بگیرید،
تمامش را به بیتالمال تحویل دهید؛
چون شاید با این طرز درس خواندن،
حق من نبود که از بیتالمال مصرف کنم، و من نمیتوانم جواب حقالناس را بگویم…»
قسمتی ازکتاب