eitaa logo
Words from & for me
28 دنبال‌کننده
39 عکس
20 ویدیو
1 فایل
اگر قادر به ارائه توضیحات بودم، به رقص درآوردن قلم را آغاز نمی‌کردم. کپی؟ خویشتن را خویشتن باید ساخت. #6997827
مشاهده در ایتا
دانلود
لحظه‌ای که احساس درماندگی می‌کنی اغلب همان لحظه‌ای است که به حقیقت پی می‌بری. وقتی که همه‌چیز اشتباه است، نیاز داریم به ته خط برسیم تا بالأخره تغییری رخ بدهد، ما گاهی باید احساس کنیم گیر افتاده‌ایم تا بالأخره دست بجنبانیم و راهی برای خروج پیدا کنیم. وقتی همه‌چیز آسان است، نمی‌توانیم به قدرت واقعی خودمان پی ببریم. تا زمانی که رادیو خراب نباشد، ارزش واقعی موسیقی را نمی‌فهمیم. گاهی باید همه‌چیز را خراب کنیم تا بدانیم چطور می‌شود درستشان کرد. - مت هیگ
مهم نیست چقدر ببازیم یا زندگی چقدر با ما نامهربان باشد، واقعیت این است که ما هنوز انسانیم. تنها کاری که از دستمان بر‌می‌آید این است که به زندگی ادامه دهیم. - دورین سوکگوا
بعضی وقت‌ها آدم‌ها باید به صورت یکدیگر خیره شوند و سنگ‌هایشان را با هم وا بکنند. - ساناکا هیراگی
گفت: «به‌نظر می‌آد حالت خوب نیست.» گفتم: «کمی سوء‌هاضمه پیدا کردم.» «چی خوردی که نتونستی هضمش کنی؟» «حقیقت.» «پس حالا حالاها توی صف هضم بمون. تازه اول حال خرابیِه پسر جان.» - کارلوس هوئیث ثافون
من خنده زنم بر دل دل خنده زند بر من اینجاست که میخندد دیوانه به دیوانه.. من خنده زنم بر غم غم خنده کند بر من اینجاست که میخندد بیگانه به دیوانه.. من خنده کنم بر عقل او خنده کند بر من اینجاست که میخندد ویرانه به دیوانه.. - وحشی بافقی
گفت این تنها راه زندگی کردنه، اینکه مثل شاعرا باشیم. اگه فقط حقایق رو ببینی، دلت میخواد بمیری. - دورین سوکگوا
...
لذت باید محصول باشد نه هدف و چون هدف واقع شد بی‌ارزش می‌شود و رسیدن به آن دشوارتر خواهد بود. - ویکتور فرانکل
تنهایی انسان را از پا در نمی‌آورد، چیزی که ما را نابود می‌کند راه‌هایی‌ست که برای فرار از آن انتخاب می‌کنیم. - آریا معصومی
در نامهٔ بیست و هشتم خطاب او نوشت: ‌ 1 روز مانده... ‌ امشب در دل آسمان شوری به پاست که تنها من قادر به دیدن آن هستم. شوری که پیامش را خود برای همگان آشکار می‌سازم. او می‌خواهد بگوید: شش ماه و هجده روزی را که در هوای بی‌تو در سوای تو گذرانده‌ام به سر رسیده است.. می‌خواهد بگوید: در سوی دیگری از جهان، جهانی را برای دیگری با خود به همراه آورده‌ای. آری.. کلمات رمق حمل این بار عاطفی را ندارند لیک تو بدان.. از حال آن تپندهٔ در سینه‌ام بدان.
ای عشق، ببین چه کرده‌ای با آن مرد می‌خواست که راه را ببندد، دل بست ... حرّ پشیمان توام یا حسین..