درحقیقت همیشه دربارهٔ سنگدلی «حیوانصفتانه» آدمها صحبت میشود؛ ولی این گفته توهین و بیانصافی بزرگی است نسبت به حیوانها. حیوان هیچگاه نمیتواند مانند انسان بیرحم و سنگدل باشد، انسانی که در سنگدلی اینهمه هنرمند و ظریفکار است. ببر فقط گاز میگیرد و میدرد و جز این هم کار دیگری بلد نیست. هیچوقت به فکرش نمیرسد که میتواند گوش آدمها را در سراسر شب میخکوب کرد، حتی اگر هم میتوانست این کار را بکند، نمیکرد.
- فئودور داستایفسکی
نه بیمارم نه خوشحالم، نه ازحالم خبر دارم
گهی با جان گهی با دل، گهی ازهر دو بیزارم
گهی خوشحال و خندانم، گهی از درد بیتابم
گهی بیدار ولی خوابم، گهی در خواب و هوشیارم
گهی بیگانه از خویشم، گهی بیگانه هم خویشم
گهی آنم، گهی اینم، گهی سردر گریبانم
گهی در شور در سازم، گهی با غصه دمسازم
گهی شاد و غزل خوانم، گهی از درد بیتابم
چه غوغاییست در این عالم، که من حیرانِ حیرانم
- نمیدانم
درک زندگی بالاتر از زندگی است، آگاهی از قوانین خوشی بالاتر از خوشی است؛ این آن چیزی است که باید با آن مقابله کرد.
- لئو تولستوی
امید مایهٔ حیات آدمیست. کلمهای چهارحرفی که جان تمامی انسانها وابستهٔ اوست.
برخی از وجود آن اطلاعی ندارند لیک..
تا آن هنگام که آبیفامِ آسمان، رگههای طلایی خورشید، چالههای پر از استعارهٔ ماهِ زیبارو، نفس پاک اکسیژن باشد، پیش تر از آن "امید" حضور خود را به ثبت رسانیده.
تا هنگامی گه در پوشش خواب، به غلفتی کوته میرویم،
تا حینی که آواز رقص پرندگان طنین انداز میشود و مادری میخندد، کودکی میگرید، جوانی خیره به افق غرقهٔ فکر میشود، پیش تر از آن.. امید هست.
امید به بهبود شرایط؟
اندکی.
اصل امید به آن است که به خود آدمی باشد.
امید به توسعهٔ روح
امید به فارغ شدن از حواشی
امید به اجتناب از خودآزاریهای روانی
امید به لبخندی از بن جان برای قلیلی "خود" بودن
امید به "من" های بهتر:)
05/03/30
آیا زندگی به خودی خود خوب نیست، صرفنظر از اینکه محتوای آن را «خوشبختی» بنامیم یا نه؟
- ادگار آلن پو
شازده کوچولو که دیگه دلش برای اون میسوخت، پرسید:
- چی رو فراموش کنی؟
میخواره با خجالت سرش رو انداخت پایین و اعتراف کرد:
- شرمندگیمرو.
شازده کوچولو که خیلی دلش میخواست بهش کمک کنه، پرسید:
- شرمندگی از چیرو؟
- از اینکه یه میخوارهام!
و بعد دیگه حرفی نزد.
- آنتوان دوست اگزوپری
تو گفتی باید بیدار شم، میدونم، ظاهراً اینجوریه که من فقط خیالبافی میکنم و خواب میبینم. اما توی باطنم از شدت بیداری دیوونه میشم. من هر وقت کفشامو پام میکنم، فکر میکنم که زندگی چقدر کوتاهه و من چطوری دارم اونو بیخودی تلف میکنم. اونوقت بدنم میلرزه! آدم اگه نخواد به یه مسافرت طولانی بره دیگه کفش پوشیدن چه فایدهای داره؟
- تنیسی ویلیامز
حالا وقتش نیست که ببینی چه نداری. ببین با آنچه داری چهکار میتوانی بکنی.
- ارنست همینگوی
تو نمیتونی همینطوری اینجا بشینی و منتظر باشی دنیای جدید خودش بیاد سراغت. باید بری بیرون و یه بخشی از اون باشی، با وجود تمام اشتباهات گذشتهات.
- مارکوس زوساک