eitaa logo
معماری قدرت، نظم، امنیت و بازدارندگی ایران
506 دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
1.3هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از توییتر سیاسی
مهدی محمدی (مشاور رئیس مجلس در امور راهبردی) ✅ ‌آنچه من در مذاکرات دیدم یک مبارزه بی امان بود برای اتصال میدان به دیپلماسی. میدان در اتاق حاضر بود. اصل، جنگی است که درگیر آنیم، مهمات این جنگ گاهی موشک است و گاه کلماتی که در مذاکره بیان می شود. و جنگ ادامه دارد: گاه در اتاق عملیات و گاه در اتاق مذاکره. باید متحد بمانیم. 🔴 به توییتر سیاسی بپیوندید 👇 @PoliticalTwitter
هدایت شده از توییتر سیاسی
علی علیزاده (فعال رسانه) ✅ ‌این حرف اگرچه در ظاهر جذاب اما به شدت خطرناک و متوهمانه و نشان‌دهنده تسری تفکر سازه‌انگارانه‌ی جواد ظریف به بقیه جناح‌های حاکمیت است. دیپلماسی هرگز نمی‌تواند با میدان در یک کفه قرار بگیرد. دیپلماسی و میدان تفاوتی وجودشناختی (ontologic) دارند. میدان محل تولید قدرت و دیپلماسی محل صورت بندی و ترجمه و تغییر شکل دادن قدرت حاصل شده در میدان است. شما می‌توانید قدرت حاصل از جنگ را بواسطه دیپلماسی در قالب قانون تثبیت کنید اما نمی‌تواند بواسطه دیپلماسی صرف، از هیچ جا (ex nihiol) قدرت تولید کنید. هرگونه هم‌ترازی کاذب (false equivalence) بین میدان و دیپلماسی تضعیف غیرمستقیم و ضمنی جایگاه وجودشناختی میدان است. اگر قرار است ایران کشوری قدرتمند شود، همه جناح‌ها، چپ و راست هم ندارد، باید استیلای میدان بر دیپلماسی را به عنوان اصل بدیهی بپذیرند. فارغ از آنکه خودشان و جناح‌شان در آن لحظه خاص در صندلی دیپلماسی نشسته باشد یا میدان. 🔴 به توییتر سیاسی بپیوندید 👇 @PoliticalTwitter
دیروز اسرائیل در عرض ده‌دقیقه 130 حمله‌ی هوایی در لبنان انجام داده است. از این خبر یک پیام نظری برای کسانی که سیاست را فراتر از عملگرایی و حزب‌بازی، عمیق‌تر درلایه‌های نظری و اندیشه‌ای دنبال می‌کنند، مخابره می‌شود. باتوجه به این‌که نتانیاهو چندی‌پیش در میانه‌ی جنگ با ایران گفت: «حضرت عیسی هیچ برتری‌ای بر چنگیزخان ندارد مگر اینکه در قدرت بسیار بی‌رحم، خشن و جدی باشد.» می‌توان گفت اقدامات نتانیاهو بر اساس «دکترین ماکیاوللی» است. ضروری است «تصمیم‌سازان» و «تصمیم‌گیران» جمهوری اسلامی باید «دکترین ماکیاوللی» که «بنیاد نظری» عمل سیاسی دشمن است را خوب مورد مطالعه قرار بدهند و با دغدغه‌ی «کنش سیاسی اسلامی» و «سیاست اسلامی» به مقابله‌ با آن پرداخته و تئوری و تجویز مناسب را به‌منظور استحاله‌ی آن داشته باشند. شهید علی لاریجانی-دبیر سابق شعام- با گرایش فلسفی به کانت فیلسوف پرداخته بود. بنده معتقدم با گرایش «اندیشه و فلسفه‌ی سیاسی»، باید «ماکیاوللی» را به‌طور دقیق خواند. «ماکیاوللی» مانند ارسطو و افلاطون نیست که انتزاعیاتی گفته باشند و تمام شده باشد. او مانند آگوستین نیست که مطلوب‌هایش را در سیاست به تصویر کشانده باشد. بلکه «قواعد و منطق قدرت» را بیان می‌کند. گفته‌های نتانیاهو ثابت می‌کند اگرچه ماکیاوللی قرن‌هاست که مرده است، اما اراده‌ی او کماکان حضور دارد. «ماکیاوللی» با دغدغه‌ی «امنیت ملی» به اصل‌بودن قدرت و حفظ حکومت ولو با خشونت و فریب رسید. «ماکیاوللی» با دغدغه‌ی تأمین «امنیت ملی»، «سیاست مدرن مبتنی بر قدرت» را صورتگری نمود و اندیشمندان سیاسی بعدی مانند «هابز»، «هگل» و... آن را تصحیح و تکمیل کردند. قاطعانه می‌توان گفت یکی از صورتگران «سیاست مدرن» «ماکیاوللی» است و کتاب‌های «گفتارها» و «شهریار»، تجلی اندیشه‌ و یافته‌های سیاسی او در این زمینه است. ✍تفرشی 🆔@political_science14
برخی دوستان نسبت به نشر اخبار از کانال‌های معتبر اعلام نارضایتی کردند و تأکید داشتند تحلیل بنویسم. ان‌شاءالله از امشب به میزانی که فرصت کنم چشم.
⭕️شکست هژمونی نظم آمریکایی: دو نشانه آشکار از گذار به جهان چندقطبی ✍تفرشی در روزهایی که نشانه‌های افول سیطره جهانی ایالات متحده بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می‌دهد، دو خبر مهم از دو سوی جهان، طنین‌انداز شد. 1⃣اروپا در مسیر چندقطبی‌گرایی پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، پس از دیدار رسمی با شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، در توییتی صریح بر تغییر جهت راهبردی تأکید کرد. او گفت: «امروز با رئیس‌جمهور شی جین‌پینگ تأیید کردم که پیوند میان اسپانیا و چین پس از این سفر رسمی تقویت شده بیرون می‌آید. در جهانی که روز به روز نامطمئن‌تر می‌شود، اسپانیا بر یک رابطه اتحادیه اروپا-چین مبتنی بر اعتماد، گفت‌وگو و ثبات شرط‌بندی می‌کند. ما باید به پیشبرد به سوی یک که از احترام و واقع‌گرایی ساخته شده، ادامه دهیم.» این اعلام موضع، نه تنها نشان‌دهنده تمایل یک عضو مهم اتحادیه اروپا به تعمیق همکاری با است، بلکه آشکارا خواستار بر پایه‌ی و به چالش‌کشیدن هژمونی تک‌قطبی گذشته است. 2⃣ضربه به سلطه دلار در مبادلات انرژی در خبری دیگر که مستقیماً به بنیان‌های اقتصادی ضربه می‌زند، چین قراردادهای «پترویوان» با کشورهای خلیج فارس را جایگزین قراردادهای پترودلار اعلام کرد. ضربه‌ای مستقیم به سیستم «پترودلار» - ستون فقرات سلطه مالی و ژئوپلیتیک واشنگتن برای دهه‌ها - محسوب می‌شود. 🔸این دو رویداد، تصویری همگرا و قدرتمند ترسیم می‌کنند: جهان در حال عبور از یک نقطه عطف تاریخی است. صف‌بندی‌های جدیدی در حال شکل‌گیری است؛ جایی که قدرت‌های سنتی غرب، حتی متحدان دیرینه، به تدریج در پی کاهش وابستگی به قطب هژمونیک پیشین هستند. این‌روند، فرآیندی تدریجی از «زوال سیطره» است که اکنون با شتاب بیشتری در حال وقوع است. جهان، طبق پیش‌بینی بسیاری از تحلیلگران، خود را برای معماری جدیدی آماده می‌کند که در آن نظم چندقطبی جدید جایگزین نظم سلطه‌‌گر تک‌قطبی می‌شود. 🆔@world_order
⭕️تحلیل پیروزی ایران در جنگ رمضان 1404 🔸 جنگ رمضان ۱۴۰۴ یک رویارویی ۴۰‌روزه بین جمهوری اسلامی ایران از یک‌سو و ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر بود. هدف اصلی دشمن، «تغییر نظام سیاسی جمهوری اسلامی» و «تجزیه‌ی جغرافیایی کشور» از طریق یک «جنگ ترکیبی» همه‌جانبه بود. اما برخلاف این طراحی، نه تنها این اهداف محقق نشد، بلکه ایران با اتکا به ظرفیت‌های درونی و بیرونی خود، دست برتر را در میدان و دیپلماسی به دست آورد. 🔻نشانه‌های پیروزی ایران: 1⃣شکست راهبرد کلان دشمن: ناکامی در تغییر نظام، تجزیه‌ی ایران و تصاحب نفت 🔸 نظام سیاسی ایران فرو نپاشید، و یا سازشگر نشد، و ساختار حاکمیت با انسجام ادامه یافت. انتخاب رهبر جدید نیز - که خلف شایسته خامنه‌ای شهید است و اهل مقاومت- بر خلاف خواست آمریکایی‌ها بود. 🔸پروژه‌ی تجزیه ایران ناکام ماند و «همبستگی ملی در برابر تهدید خارجی» شکل گرفت. 🔸پروژه‌ی تصاحب نفت ایران شکست خورد و جمهوری اسلامی ایران استقلال خود در امور نفتی را حفظ کرد. 2⃣تثبیت و ارتقای بازدارندگی نظامی ایران 🔸عملکرد ایران در استفاده از «توان موشکی، پهپادی و جنگ نامتقارن» فرضیه برتری قطعی نظامی دشمن را زیر سؤال برد. 🔸بازدارندگی ایران از سطح منطقه‌ای فراتر رفت و ایران به یک قدرت نظامی قابل توجه در معادلات جهانی تبدیل شد. 3⃣نقش بی‌بدیل مردم و سرمایه‌ی اجتماعی 🔸برخلاف هدف دشمن برای ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت، «همبستگی» و «تاب‌آوری اجتماعی» قابل توجهی شکل گرفت. 🔸حضور فعال مردم، حمایت گسترده از نیروهای مسلح و حفظ ثبات در زندگی روزمره باعث شد «سرمایه‌ی اجتماعی» به یک «بازیگر راهبردی» تبدیل شود و از تبدیل جنگ به بحران داخلی جلوگیری کند. 4⃣تقویت جبهه‌ی مقاومت و تعمیق عمق راهبردی 🔸جبهه‌ی مقاومت به یک «شبکه‌ی فعال منسجم» تبدیل شد که در چهار سطح نقش ایفا کرد: - عملیاتی: ایجاد جبهه‌های متعدد. - راهبردی: عمق دفاعی ایران. - سازمانی: نهادینگی و پایداری. - روانی: افزایش روحیه‌ی خودی. این امر جایگاه ایران را به عنوان مرکز ثقل این محور تثبیت کرد. 5⃣ برتری ژئوپلیتیکی و تبدیل تنگه هرمز به اهرم قدرت 🔸ایران با بهره‌گیری هوشمندانه از «مزیت‌های ژئوپلیتیکی»، تنگه هرمز را به «ابزار فشار مؤثر» تبدیل کرد. این اقدام منجر به افزایش قیمت انرژی، نگرانی مصرف‌کنندگان و تبدیل تنگه به «اهرم چانه‌زنی» در مذاکرات سیاسی شد. با این حال، کنترل تنگه هرمز یک «امر مردد» است و ثبات کامل در تسلط بر آن هنوز حاصل نشده است. 6⃣تغییر موازنه در جنگ اقتصادی و تضعیف تحریم‌ها 🔸 تحریم‌ها در شرایط جنگ کارایی خود را از دست دادند. 🔸 افزایش قیمت انرژی به نفع ایران بود و «نیاز بازار جهانی به انرژی» موجب بی‌اثر شدن محدودیت‌های صادراتی شد. 🔸وابستگی اقتصاد جهانی به ثبات منطقه، اهرم فشار جدیدی به ایران بخشید. 7⃣تضعیف جایگاه بین‌المللی آمریکا و رژیم صهیونیستی 🔸جنگ به آشکار شدن «محدودیت‌های قدرت» دشمن و تضعیف نسبی جایگاه بین‌المللی آن‌ها منجر شد. 🔸این تضعیف ناشی از انتقادات داخلی، فاصله‌گیری متحدان، هزینه‌های اقتصادی و مهم‌تر از همه عدم تحقق «اهداف کلان جنگ» بود. 8⃣تبدیل ایران به الگوی مقاومت و قدرت نوظهور چندبعدی 🔸جنگ، ایران را به عنوان یک «الگوی جدید» در «مقاومت» و «قدرت ترکیبی» (ترکیبی از قدرت سخت، نیمه‌سخت و نرم) تثبیت کرد. این الگو برای سایر کشورها «الهام‌بخش» است. 🔸در مجموع، جنگ رمضان نقطه‌عطفی است که نشان داد ایران می‌تواند در شکل‌دهی به نظم آینده جهان «نقش‌آفرین» باشد، اما تداوم دستاوردها نیازمند حفظ «وحدت ملی»، تقویت کارآمدی دولت‌داری است. 🆔@world_order
⭕️جنگ رمضان ۱۴۰۴: چهار پیروزی قطعی، دو امر ادامه‌دار جنگ رمضان یک «پیروزی چندبعدی» در پنج حوزه‌ی استراتژیک برای ایران بود: 🔻 پیروزی‌های قطعی: ۱. عدم تجزیه ایران: کردهای تجزیه‌طلب از فعال‌بودن خارج شدند. عملیاتی‌کردن طرح‌هایشان به‌سختی ممکن می‌شود. ۲. عدم رژیم‌چنج به دو معنا و تثبیت «استقلال سیاسی»: - روی کار نیامدن پهلوی. - سازشگر شدن جمهوری اسلامی سازشکار. امکان تغییر رژیم بسیار سخت است برای دشمن. ۳. عدم تصاحب نفت ایران: در نزاع آمریکا با چین، استقلال در امور نفتی حفظ شد. امکان تصاحب نفت برای آمریکا خیلی سخت است. ۴. رهبری سیدمجتبی خامنه‌ای برخلاف خواست ترامپ. 🔻 امر ادامه‌دار (نه پیروزی، نه شکست): تنگه هرمز: کنترل و تسلط ایران بر تنگه هرمز یک امر مردد است. هنوز ثبات نداریم در تسلط بر تنگه. نمی‌توان قضاوت کرد که پیروز شدیم یا شکست خوردیم. اخراج آمریکا از منطقه: در مرحله کنونی شدنی نیست؛ حتی اخراج نظامی (مربوط به پایگاه‌ها) و اخراج اقتصادی سخت است. رابطه آمریکا با قطر و برخی کشورهای دیگر امنیتی است؛ این‌ها دولت نیستند که ارتش داشته باشند و امنیت‌شان را آمریکا تأمین می‌کند. آمریکا با عربستان و امارات نیز شراکت راهبردی دارد. تنها این اخراج تا حدی در عراق موفق بود (در کردستان عراق هنوز آمریکا حضور دارد). 🔻 نکته مهم درباره جنگ روانی و رسانه‌ای: به نظر من، پیروزی در جنگ رسانه‌ای محقق نشد. 🔻ما در شعارها بخشی را ناشیانه عمل کردیم، مانند نفی مطلق مذاکره و آتش‌بس. الان احساس شکست در برخی از افراد ملت وجود دارد. 🆔@world_order
💢 نامه‌‌ی مهدی خراتیان خطاب به قالیباف و عراقچی ‌بسمه تعالی نامه سرگشاده خدمت جناب آقای دکتر محمدباقر قالیباف، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و رئیس محترم تیم مذاکره‌کننده خدمت جناب آقای دکتر عباس عراقچی، وزیر محترم امور خارجه جمهوری اسلامی ایران ضمن عرض سلام، احتراماً با توجه به شرایط خاص و حساس کشور و با عنایت به تحولات اخیر پیرامون مذاکرات ایران و ایالات متحده، مطالبی را به استحضار می‌رساند. امید است که نکات گفته‌شده مورد توجه قرار گیرد. من باب یادآوری، آخرین بار که این حقیر سیاهه‌ای را خطاب به مقامات عالی کشور نگاشت، یک ماه پیش از جنگ دوازده‌روزه بود که در آن هشدار داده شد با توجه به شرایط و فشار شدید لابی اسرائیل، احتمال جنگ با ایران قابل توجه است و اکنون نیز با توجه به شرایط موجود برآنیم که هشدار دهیم در روند فعلی مذاکرات، باز هم وزن لابی اسرائیل و طرح‌های کلان ایالات متحده و رژیم صهیونیستی برای منطقه غرب آسیا و نقش رقابت استراتژیک چین و ایالات متحده دست‌کم گرفته شده است؛ امری که می‌تواند در بازه زمانی زیر یک سال جنگی مجدد را به کشور تحمیل نماید. پیشاپیش از طولانی شدن این مطلب عذرخواهی می‌کنم. ۱. پر واضح است که جنگ اخیر بر اساس برآوردهای موساد از تاب‌آوری سیاسی و اجتماعی ایران و پیرو آشوب‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ آغاز شده است؛ جنگی ترکیبی که هدف آن فروپاشی رژیم سیاسی نظام جمهوری اسلامی و تغییرات قابل توجه در حدود و ثغور مرزهای ایران است. شواهد و قرائن، من‌جمله اظهار نظر اخیر رئیس موساد در مورد بازه یک‌ساله رسیدن به اهداف جنگ، نشان می‌دهد که این طرح اگرچه در پلن الف خود با شکست مواجه شده، اما همچنان در حال پیگیری است و مذاکرات حال حاضر در اسلام‌آباد در اصل بخشی از پلن ب طرح مذکور است که در افقی یک‌ساله ناآرامی داخلی در ایران و در نهایت یک حمله نظامی تمام‌کننده در ایران را پیگیری می‌کند. ۲. باید توجه کرد که مذاکرات اسلام‌آباد اگرچه بر اساس استیصال ترامپ در بالا رفتن از نردبان تصعید تنش آغاز شد و ترامپ با پذیرفتن طرح ۱۰‌ماده‌ای ایران، عملاً شکست خود را در دستیابی به اهداف جنگ اعلام کرد، اما میز این مذاکرات توسط ایالات متحده و متحدان منطقه‌ای وی (به‌خصوص سعودی) طراحی شده و میزبان این مذاکرات نیز به‌خوبی نشان داده که بیش از آنکه واسطه‌ای بی‌طرف باشد، متحد کشورهای منطقه و آمریکاست و چین در عمل به عنوان متحد پاکستان نقش اندکی در این مذاکرات دارد. به عبارتی پست تروث ترامپ مبنی بر پذیرش طرح ۱۰‌بندی ایران و آغاز مذاکرات اسلام‌آباد، شکست پلن الف ترامپ و آغازی برای پلن ب وی است و اگر تهران با ابتکار عمل و یارگیری در سطح قدرت‌های بزرگ نتواند معادلات را در اسلام‌آباد به نفع خود تغییر دهد، بیم آن می‌رود که نه تنها دستاوردهای مهم در جنگ اخیر را به تدریج از دست بدهد، بلکه گرفتار منازعات داخلی شده و در نهایت در جنگی دیگر گرفتار شود. ۳. به نظر می‌رسد که پیرو واکنش قاطع و تاریخی ایران به تجاوز مشترک ایالات متحده و اسرائیل، و شکست پلن الف، فشار زیادی به اسرائیل و لابی حامی آن در کاخ سفید خصوصاً هگست و روبیو وارد شده و جریان موازی آن در کاخ سفید یعنی شبکه راکبریج (یعنی ونس و حامیان وی) به تدریج وزن بیشتری یافته‌اند، چرا که ترامپ برای مدیریت فضای اقتصاد آمریکا و همچنین انتخابات میان‌دوره‌ای به کمک آنها نیازمند است و از همین‌رو است که ترامپ با حضور ونس در این مذاکرات موافقت کرده است. باید در اینجا دقت کرد که اگرچه ونس تعصبات ایدئولوژیک جریان نئوکان را ندارد و با جنگ‌های خاورمیانه‌ای به شدت مخالف و به دنبال حل مسئله است، اما این به آن معنی نیست که منافع کلان اسرائیل را نادیده خواهد گرفت. مسلماً در صورتی‌که شرایط در انتخابات میان‌دوره‌ای به نفع حزب جمهوری‌خواه رقم بخورد، فرصتی مناسب بین نوامبر ۲۰۲۶ تا نوامبر ۲۰۲۷ پیدا خواهد شد که پرونده ایران «یکسره» و «راه‌حل نهایی» برای آن پیاده شود و هیچ بعید نیست که ونس به منظور حفظ حمایت لابی اسرائیل، در آن مقطع زمانی با جنگ مخالفتی نکند چون فرصت کافی تا زمان آغاز کمپین ۲۰۲۸ وجود دارد. (۱/۳) ادامه 👇 @world_order
۴. یکی از نگرانی‌هایی که به تدریج در حال قوت گرفتن است، وجود نوعی خوش‌بینی بیش از اندازه به ونس و کم‌برآوردی از تحرکات لابی اسرائیل است. اگرچه محذورات زمانی و حفاظتی تیم مذاکره‌کننده قابل درک است، اما تمرکز بیش از اندازه بر مذاکرات با آمریکا و انفعال کامل در قبال مذاکرات با پکن و مسکو، این ظن را تقویت می‌کند. دلیل اصرار بنده و بسیاری از تحلیلگران بر لزوم هم‌زمانی مذاکرات با این دو پایتخت در این نهفته است که اولاً مسئله هسته‌ای ایران راه‌حلی جز یک کنسرسیوم بین‌المللی ندارد که آن‌هم جز با مشارکت قدرت‌های دارنده حق وتو و سلاح هسته‌ای ممکن نیست. ثانیاً حتی اگر ایالات متحده و ایران به راه‌حلی برای مسئله هسته‌ای برسند، و حتی تیم ترامپ به رفع تمامی تحریم‌ها متعهد شوند، لابی اسرائیل تمام تلاش خود را خواهد کرد که ایران به هیچ منفعت مادی از قبال این توافق نرسد، کما اینکه تا کنون چنین بوده است؛ و از قضا این‌بار لابی اسرائیل دارای انگیزه‌ای مضاعف است چون ایران از یک ناآرامی داخلی با خاستگاه‌های پررنگ اقتصادی وارد معرکه جنگ خارجی شده است و با توجه به خسارات سه جنگ در ۱۴۰۴ به اقتصاد ایران (دو جنگ خارجی و یک جنگ داخلی) امیدوارند که مسائلی چون تورم و بیکاری گسل‌های داخلی ایران را با شدتی به مراتب بیش از گذشته فعال کرده، فضا برای یک جنگ داخلی بزرگتر و یک مداخله خارجی جدید هموار شود. اگر اتمام این مذاکرات با یک چشم‌انداز مثبت اقتصادی در حوزه‌هایی چون FDI، فاینانس و اتصال به کریدورها، ائتلاف‌های اقتصادی و زنجیره‌های جهانی تأمین و اتصال به سیستم بانکی جهانی همراه نباشد، در مدت زمان کوتاهی لابی اسرائیل به اهداف خود خواهد رسید. ثالثاً در مورد مسائل یادشده به هیچ قول و تعهد آمریکا نمی‌توان اعتماد کرد و ایران در این حوزه‌ها تنها می‌تواند با کشور چین و تا حدی روسیه به یک نظام مشخص جهت انتفاع در سطح راهبردی دست یابد. یعنی اگرچه مذاکرات با آمریکا برای حل برخی مسائل مهم است و می‌تواند ظرفی را برای توسعه اقتصادی کشور ایجاد کند، اما مظروف آن ابداً از سمت غرب و آمریکا تامین نخواهد شد و اگر این مذاکرات دارای مکمل‌هایی جهت انتفاع اقتصادی ایران نباشد ـ که این امر تنها در مذاکرات راهبردی با چین ممکن است ـ قطعاً کشور به قهقرا خواهد رفت. ۵. اهمیت مذاکرات راهبردی با دو قدرت هسته‌ای فوق علاوه بر نکات فوق در چند محور دیگر نیز متجلی است. ایران منطقاً با توجه به شرایط صنعت هسته‌ای خود نباید تعلیق را بپذیرد؛ تعلیق در این شرایط به معنای پذیرش نابودی تدریجی صنعت هسته‌ای است. این تعلیق و نابودی تدریجی، عملاً میدان را برای فشار بیشتر در حوزه موشکی و منطقه‌ای فراهم خواهد کرد. تنها راه ایران برای حفظ خاکریز صنعت هسته‌ای خود، فعالیت در قالب کنسرسیوم با مشارکت قدرت‌های بزرگ و حفظ تولید سانتریفیوژ در داخل و داشتن مکانیزمی در خاک ایران برای اسنپ‌بک غنی‌سازی در صورت تخلف طرف مقابل از تعهدات خود است، که این مدل در قالب «پیشنهاد غنی‌سازی صفر برگشت‌پذیر» پیشتر ارائه شده است. ۶. بارها عرض شده است که این جنگ ـ که مقدمات آن سال‌هاست در حال فراهم شدن است ـ جنگ نظم منطقه‌ای و امتدادی از رقابت استراتژیک چین و آمریکاست و ایران برای بقای خود ناگزیر است در قالب طرح‌هایی چون BRI، GDI و به‌ویژه GSI به یک هم‌داستانی راهبردی با پکن برسد. همچنین ایران برای رسیدن به یک توازن جدید با کشورهای حاشیه خلیج فارس و کم کردن وزن امنیتی ایالات متحده پس از ضربات جدی به زیربناهای نظامی آمریکا و سنتکام راهی ندارد جز آنکه از ظرفیت پکن و مسکو و طرح‌های آنها برای این منطقه نظیر ابتکار «امنیت جمعی روسیه برای منطقه خلیج فارس» که از حمایت پکن نیز برخوردار است، استفاده کند. به عبارتی اگرچه تهران دارای طرح‌های مخصوص به خود جهت بازتنظیم روابط قدرت در منطقه است، اما باید بکوشد طرح‌های راهبردی چین و روسیه برای منطقه خاورمیانه و خلیج فارس را در جهت منافع خود تغییر جهت دهد، قبل از آنکه ایالات متحده و سایر کشورهای عربی چنین کنند. ۷. ناظر به چین، ایران باید برای فردای پس از جنگ علاوه بر وساطت پکن میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس، در مورد استفاده از ظرفیت هنگ‌کنگ جهت جایگزینی امارات جهت انجام تسویه‌های مالی، اتصال به CIPS، اتصال به کریدور CPEC از طریق ریمدان یا چابهار و افزایش تاب‌آوری اقتصادی ایران از اتصال به BRI و FDI حدود ۸۰ میلیارد دلاری برای ۵ سال در حوزه‌های مختلف به توافق برسد. همچنین مشارکت چین در ایجاد کنسرسیوم هسته‌ای بسیار مهم است و مینی‌راکتورهای چینی می‌توانند در تأمین انرژی پروژه‌های ذیل BRI ایفای نقش نمایند، که میله سوخت آنها توسط کنسرسیوم مذکور تهیه شده است. (۲/۳) ادامه👇 @world_order
۸. در مورد روسیه، علاوه بر حوزه هسته‌ای و مشارکت در بازتنظیم امنیتی منطقه، مسکو می‌تواند به طور خاص در لبنان ایفای نقش کرده و به عنوان نیروی حامی صلح در جنوب لبنان همان نقشی را ایفا کند که در جنوب سوریه سال‌ها بر عهده داشت. ۹. ایران باید در ازای کاهش تدریجی ذخایر هسته‌ای، حمایت کامل امنیتی چین و روسیه در چارچوب پیمان شانگهای (در حوزه مبارزه با تروریسم و اقدامات تجزیه‌طلبانه) و فراتر از آن را دریافت کند. حمایت‌های سیستماتیک و تمام‌عیار (و نه مقطعی و محدود) اطلاعاتی، فناوری و تسلیحاتی باید کف درخواست تهران از این دو کشور باشد. همچنین برداشته شدن تمامی محدودیت‌ها در ارتباطات نظامی و امنیتی تهران و پیونگ‌یانگ توسط پکن و مسکو از خواست‌های مهم تهران جهت افزایش سطح بازدارندگی تهران خواهد بود. ۱۰. به طور خاص ناظر به رژیم جدید تنگه هرمز، تهران نیازمند حمایت پکن و مسکو به عنوان دو دارنده حق وتو است. ایران باید معاملات دوجانبه‌ای را با کشورها جهت استفاده آنها از تنگه ترتیب دهد و بدون شک کشورهای زیادی تلاش خواهند کرد که در قالب پیشنویس قطعنامه‌های مختلف تهران را از این حق خود محروم نمایند که با توجه به وتوی مشترک پیش‌نویس بحرین توسط روسیه و چین، این امکان وجود دارد که ایران بتواند از ظرفیت این دو جهت حمایت حقوقی از این معاملات دوجانبه بهره ببرد. در نهایت اینکه تهران برای نتیجه‌گیری کامل از مذاکرات اسلام‌آباد، چه در حوزه صیانت از حقوق هسته‌ای خود و چه در امور اقتصادی و نظامی، و همچنین ممانعت از به نتیجه رسیدن پلن ب ایالات متحده و اسرائیل، نیازمند مشارکت راهبردی پکن و مسکو است. مسکو بارها از طریق مقامات ارشد خود من‌جمله شخص پوتین، لاوروف و پسکوف تمایل خود را برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن نشان داده و اخیراً لاوروف در سخنانی از تمایل مشترک مسکو و پکن در این مهم خبر داده است. بدون شک انفعال تهران در قبال این دو پایتخت و گذاشتن همه تخم‌مرغ‌ها در سبد واشنگتن و اسلام‌آباد می‌تواند ریسک قابل توجهی را متوجه هر دستاوردی کند که در میدان و دیپلماسی عاید ایران شده است. البته مطالب فوق به این معنا نیست که پکن و مسکو به راحتی وارد معادلات تهران خواهند شد، اما تجربه خط‌شکنی بی‌سابقه این دو پایتخت در حمایت از ایران در موضوع اسنپ‌بک و وتوی قطعنامه اخیر نشان داده که نگاه این دو به معادلات منطقه از نگاه اقتصادی صرف فاصله گرفته و رویکرد امنیتی آنها (که قطعاً جهت‌گیری امنیتی تهران در منطقه خاورمیانه در جهت منافع کلان آنهاست) وزن به مراتب بیشتری نسبت به گذشته یافته است. در پایان برای حضرت عالی و تمامی زحمت‌کشان ملک و ملت طلب به‌روزی و توفیق در صیانت از خون شهیدان و حقوق ملت ایران را دارم. والسلام علیکم و رحمت الله ۲۸ فروردین ۱۴۰۵ (۳/۳) @world_order