eitaa logo
معماری قدرت، نظم، امنیت و بازدارندگی ایران
506 دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
1.3هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
🎞 هیئت حاکمه آمریکا واجد شرورانه‌ترین و رذیلانه‌ترین خصلت‌هاست/ این چه دموکراسی است؟ ⛓️‍💥 - شماره ۱: گفتگو با پرویز امینی، استاد دانشگاه و جامعه‌شناس سیاسی(۱): ▪️ 🔴 شما با یک هیئت حاکمه در آمریکا روبه‌رو هستید که می‌توان گفت به‌طور مطلق نه‌تنها از این ارزش‌ها {که مدعی هستند} نمایندگی نمی‌کند، بلکه فاقد هر نوع فضیلتی است که بتوان به لحاظ فرهنگ‌های گوناگون در جوامع مختلف به آن نسبت داد؛ و در عین حال واجد شرورانه‌ترین و رذیلانه‌ترین خصلت‌هاست. ▪️ در عین حال، این هیئت حاکمه خود را محصول یک انتخابات و یک فرایند و سازوکار ظاهراً دموکراتیک می‌داند. بنابراین این وضعیت می‌تواند ما را به این پرسش رهنمون کند که این دموکراسی که ما با آن روبه‌رو هستیم، چه دموکراسی‌ای است که می‌تواند نتیجه‌ای به‌بار بیاورد که انسان را در تجربه تاریخی‌اش از ظهور شرارت و رذالت شگفت‌زده کند؟ ▪️ آنچه درباره مدرسه میناب یا درباره ناو دنا مطرح شد ـ اینکه به‌عنوان نوعی سرگرمی، صدها جوان کشته شدند و بلافاصله نیز دروغ‌گویی در لحظه و در ثانیه به افکار عمومی خود و دیگران صورت گرفت ـ نشان می‌دهد که در این هیئت حاکمه، هیچ پایبندی به اصول اخلاقی و هیچ پرنسیپی وجود ندارد. ▪️ نه‌فقط مردم ایران، بلکه تمام جمعیت ۸ میلیاردی جهان، از منظر این نگاه، فاقد ارزش‌اند و حیات انسان‌ها اهمیتی برای چنین رویکردی ندارد. ▪️ در اینجا این پرسش مطرح می‌شود: این چه نوع دموکراسی است؟ آیا صرف وجود حزب، انتخابات و رقابت سیاسی، به معنای تحقق دموکراسی است؟ یا باید فارغ از عنوان دموکراسی، به نتیجه آن نگاه کرد و پرسید که آیا این سازوکار واقعاً مؤثر است یا خیر؟🔴 ⬅️ بخش‌های بعدی و پس از آن فیلم کامل گفتگو متعاقبا منتشر می‌شود @TasnimNews
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
23.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 ترامپ و کابینه آمریکا محصول «دموکراسی اپستینی» است ⛓️‍💥 - شماره ۲: گفتگو با پرویز امینی، استاد دانشگاه و جامعه‌شناس سیاسی (۲): ▪️ 🔴این میزان تجسم رذالت و شرارت در این هیئت حاکمه، آیا باز اجازه می‌دهد به ما که این نظم موجود را «نظم دموکراتیک» بنامیم؟ به نظر می‌رسد که نه. یعنی نتیجه دموکراسی، فرآورده آن هم مهم است. 🟠 اگر نام این را دموکراسی بگذاریم، این یک «دموکراسی اپستینی» است. ▪️در این صورت، فهم اینکه چرا پدیده‌هایی مانند هدف قرار گرفتن بدن‌های ضعیف کودکان در مدرسه، با خشن‌ترین ابزارهای نظامی رخ می‌دهد، آسان‌تر می‌شود. در چنین چارچوبی، فاجعه‌ای مانند مدرسه میناب دیگر محصولی خارج از انتظار نیست. وقتی دموکراسی به این صورت تعریف شود، چنین رخدادهایی نه شگفت‌انگیز است، نه اعجاب‌آور و نه حتی پرسش‌برانگیز؛ چرا که با طبیعت آن سازگار است.🔴 ⬅️ بخش‌های بعدی و پس از آن فیلم کامل گفتگو متعاقبا منتشر می‌شود @TasnimNews
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
21.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 متون فلسفه سیاسی غرب ادعاست؛ واقعیت آنها همین دموکراسی اپستینی است ⛓️‍💥 - شماره ۳: ▪️ گفتگو با پرویز امینی، استاد دانشگاه و جامعه‌شناس سیاسی (۳): ▪️ 🔴انسان غربی به خاطر قیمت بنزین گریه می‌کند اما کشتار میناب برایشان اهمیت ندارد! ▪️ وقتی می‌گویند نظم سیاسی باید بی‌طرف باشد عاقبتش همین دموکراسی اپستینی و تهی کردن آن نظم سیاسی از اخلاق و فضیلت است. نتیجه‌اش این هیات حاکمه‌ رذل و شریری است که در آمریکا و اسرائیل بر سر کار است! ▪️ چشم باز کنیم؛ این جنگ فرصت مجددی داد تا تمدن غربی را واقعی‌تر ببینیم.🔴 ⬅️ بخش‌های بعدی و پس از آن فیلم کامل گفتگو متعاقبا منتشر می‌شود @TasnimNews
🔻‌وقتی انرژی به مرز هشدار می‌رسد؛ نقش مردم و ظرفیت‌های مغفول ‌✍️ عبداله باباخانی ‌با هر نگاه و سلیقه‌ای که داشته باشیم، ایران خانه مشترک همه ماست. ‌با توجه به آسیب‌هایی که در روزهای اخیر به برخی زیرساخت‌های حوزه انرژی وارد شده و اثرات آن بر بخش‌های مختلف قابل مشاهده است، به نظر می‌رسد توجه به مدیریت مصرف و افزایش تاب‌آوری سیستم انرژی بیش از گذشته اهمیت دارد. ‌در این چارچوب، می‌توان به چند پیشنهاد عمومی و قابل بررسی اشاره کرد: ‌۱- کاهش داوطلبانه مصرف انرژی از سوی شهروندان، شامل برق، گاز و فرآورده‌های نفتی، در حدی معقول (برای مثال تا حدود ۳۰ درصد)، می‌تواند در کوتاه‌مدت به پایداری شبکه کمک کند. ‌۲- استفاده از ظرفیت تجهیزات موجود، از جمله پانل‌های خورشیدی که پیش‌تر برای برخی پروژه‌ها تأمین شده‌اند، و بررسی امکان به‌کارگیری گسترده‌تر آن‌ها برای مراکز حیاتی مانند بخش‌های درمانی، امدادی و حتی خانوارها، می‌تواند به کاهش فشار بر شبکه برق کمک کند. نحوه اجرا و تأمین مالی میتواند با توجه به اهمیت موضوع بصورت رایگان انجام گیرد. ‌بدیهی است مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ در سطح سیاست‌گذاری و مشارکت عمومی می‌تواند در کاهش ریسک اختلالات احتمالی در تأمین انرژی مؤثر باشد. "مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شوید👇 ✅️ @mesle_Beheshti‌
🔻سناریوی خروج از جنگ/۱از۳ ✍️حسین قتیب بعضی از دوستان پرسیده‌اند سناریوی خروج از جنگ از نظر من چیست. این متن کوششی اولیه برای پاسخ به این پرسش است و به‌تدریج می‌تواند تکمیل شود. از آغاز باید یک محدودیت را روشن کرد: من به داده‌های محرمانه و ارزیابی‌های طبقه‌بندی‌شده‌ای که برای فهم کامل موازنه قوا، ظرفیت تحمل طرفین، و شکاف‌های واقعی در فرایند تصمیم‌گیری حیاتی‌اند، دسترسی ندارم. بنابراین آنچه در اینجا می‌آید، نه طرح عملیاتی، بلکه یک چارچوب تحلیلی در سطح روابط بین‌الملل، حقوقی، راهبردی و بازدارندگی است. نقطه آغاز این است که راه خروج از جنگ را نمی‌توان صرفاً با طراحی یک بسته مطلوب برای ایران و ایالات متحده ساخت. بسته‌ای از جنس محدود کردن غنی‌سازی، واگذاری یا رقیق‌سازی ذخایر اورانیوم، باز کردن تنگه هرمز، اعطای یک «پیروزی تلویزیونی» به کاخ سفید، و همزمان امکان اعلام «پیروزی» و کاهش تحریم‌ها در تهران، ممکن است برای بخشی از بازیگران جذاب باشد، اما لزوماً جنگ را پایان نمی‌دهد. دلیل اصلی آن است که این جنگ فقط یک تصمیم‌گیر و فقط یک تابع هدف ندارد. حتی ابتکارهای میانجی‌گرانه اخیر، از جمله چارچوبی که در گزارش‌های رسانه‌ای با میانجی‌گری پاکستان و با تکیه بر آتش‌بس فوری، بازگشایی هرمز، و سپس حرکت به‌سوی توافقی گسترده‌تر مطرح شده، همچنان بر این فرض استوارند که اگر برای واشنگتن یک راه خروج آبرومند ساخته شود، امکان پایان جنگ نیز فراهم می‌شود. اما این فرض، فقط بخشی از مسئله را می‌بیند و نه تمام آن. خطای اصلی این نگاه در فهم نادرست نسبت واشنگتن و تل‌آویو است. تصویر رایج این است که آمریکا «برادر بزرگ‌تر» است و اسرائیل صرفاً در حاشیه آن حرکت می‌کند. اما تجربه دوازده سال اخیر نشان می‌دهد که در پرونده ایران، اسرائیل فقط تابع سیاست آمریکا نبوده، بلکه یکی از نیروهای فعال در شکل دادن به آن بوده است. نتانیاهو در ۳ مارس ۲۰۱۵، در حالی که مسیر دیپلماسی هسته‌ای هنوز باز بود، در نشست مشترک کنگره آمریکا علیه توافق در حال شکل‌گیری سخن گفت. در همان مقطع، AIPAC نیز از کنگره خواست توافق هسته‌ای با ایران را رد کند. با وجود تنش‌های سیاسی میان اوباما و نتانیاهو، دولت اوباما در سپتامبر ۲۰۱۶ تفاهم‌نامه ده‌ساله ۳۸ میلیارد دلاری کمک امنیتی به اسرائیل را امضا کرد. سپس در ۸ مه ۲۰۱۸، دولت ترامپ رسماً مشارکت آمریکا در برجام را متوقف کرد و مسیر بازگشت تحریم‌ها را گشود. این خط زمانی نشان می‌دهد که برای بخش مهمی از ساختار قدرت آمریکا و شبکه‌های حامی اسرائیل، مسئله فقط چند بند فنی برجام یا چند درصد غنی‌سازی نبود؛ مسئله جلوگیری از هر وضعیتی بود که بتواند به کاهش فشار بر ایران و تثبیت موقعیت منطقه‌ای، اقتصادی و ژئوپولیتیکی آن بینجامد. از اینجا یک نتیجه راهبردی مهم به دست می‌آید. اگر با دو بازیگر مواجه باشیم که الزاماً هدف یکسانی ندارند، ارائه امتیازهایی که برای یکی از آن‌ها جذاب است، برای پایان جنگ کافی نخواهد بود. ممکن است ایالات متحده در مقاطعی در پی مهار بحران، اخذ امتیاز هسته‌ای، باز شدن هرمز، یا کاهش هزینه‌های سیاسی و اقتصادی جنگ باشد. اما برای اسرائیل، به‌ویژه در چارچوب راست افراطی حاکم بر آن، تداوم جنگ می‌تواند کارکردی فراتر داشته باشد: فرسایش ظرفیت دولت ایران، تخریب زیرساخت‌های حیاتی، افزایش هزینه حکمرانی، و جلوگیری از هر نوع نزدیکی پایدار میان تهران و واشنگتن. در چنین وضعیتی، راه خروج سیاسی فقط زمانی جدی می‌شود که در تل‌آویو نیز این محاسبه شکل بگیرد که ادامه جنگ پرهزینه‌تر از پایان آن است. تا وقتی این تغییر محاسبه رخ ندهد، باز کردن هرمز، دادن امتیاز هسته‌ای، یا حتی فراهم کردن یک پیروزی نمایشی برای رئیس‌جمهور آمریکا، لزوماً راه خروج نمی‌سازد. در بهترین حالت، فقط یکی از اضلاع بحران را موقتاً مدیریت می‌کند. از منظر نظریه روابط بین‌الملل، مسئله اصلی اینجا «چانه‌زنی زیر آتش» و «ناهم‌زمانی ترجیحات» است. وقتی بازیگران مختلف از تداوم جنگ منافع متفاوتی می‌برند، توافق فقط با تولید یک بسته عقلایی ممکن نمی‌شود؛ بلکه باید ساختار مشوق‌ها و هزینه‌ها برای بازیگری که به مانع اصلی خروج تبدیل شده تغییر کند. به بیان دیگر، دیپلماسی در اینجا تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که با بازدارندگی مؤثر همراه شود. مقصود از بازدارندگی مؤثر، تشدید بی‌محابا یا رفتن به‌سوی منطق جنگ بی‌انتها نیست؛ مقصود آن است که طرف مقابل، به‌ویژه اسرائیل، به‌طور ملموس به این جمع‌بندی برسد که تداوم جنگ دیگر نسبت سود به زیان مطلوبی ندارد. این بخش طبعاً به حوزه طراحی نظامی و امنیتی تعلق دارد و نه به رسانه، و نه من در مقام ارائه جزئیات عملیاتی آن هستم. ادامه در قسمت بعد... "مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شوید👇 ✅️ @mesle_Beheshti‌
🔻سناریوی خروج از جنگ/۲از۳ ✍️حسین قتیب تغییر محاسبه در تل‌آویو نیز با چند لحظه شوک رسانه‌ای یا حملات نمادین به دست نمی‌آید. آنچه محاسبه را تغییر می‌دهد این است که نخبگان امنیتی، اقتصادی و سیاسی اسرائیل به این نتیجه برسند که جنگ فرسایشی، بدون چشم‌انداز پیروزی نهایی و بدون پایان سیاسی روشن، از نظر هزینه، دوام‌پذیری و ریسک داخلی و خارجی دیگر قابل تحمل نیست. بنابراین فشار مؤثر باید متوجه «دوام‌پذیری جنگ» شود: طول زمان، هزینه اقتصادی، اختلال مستمر، فشار سیاسی بر حامیان خارجی، و فرسایش اعتماد به این تصور که می‌توان جنگ را بدون افق خروج ادامه داد. هرچه جنگ بیشتر به یک بن‌بست پرهزینه و بی‌فرجام شبیه شود، احتمال فشار درونی برای مهار آن نیز بیشتر می‌شود. بر این اساس، امید بستن صرف به یک بسته «عقلایی» برای آمریکا، بیش از آنکه راهبردی واقعی برای پایان جنگ باشد، نوعی خوش‌بینی دیپلماتیک است. تنها اگر بتوان به‌صورت فشرده و مؤثر، هزینه‌ای فراتر از آستانه تحمل بازیگر دوم ایجاد کرد و آن را از مانع فعال خروج به یک بازیگر حداقل خنثی تبدیل نمود، آنگاه اصلاً می‌توان از «بسته معامله» سخن گفت. حتی در آن مرحله نیز نباید همه امتیازها در ابتدای مسیر خرج شود. این همان خطای رایجی است که بسیاری از طرح‌های شتاب‌زده مرتکب می‌شوند. در نتیجه، بسته‌هایی مانند محدودیت هسته‌ای، بازگشایی هرمز، عدم تعرض، و همکاری اقتصادی، اگر روزی موضوع مذاکره شوند، نباید به‌عنوان «هزینه ورود به گفت‌وگو» روی میز گذاشته شوند. این‌ها باید محصول یک فرایند مرحله‌ای، متقارن و راستی‌آزمایی‌پذیر باشند. منطق حقوقی و راهبردی چنین فرایندی روشن است: نخست توقف پایدار آتش، سپس تضمین‌های روشن و قابل سنجش، بعد کاهش مشخص و قابل برگشت‌پذیری تحریم‌ها، سپس سازوکار جبران خسارت و بازسازی، و فقط در مرحله بعد ورود به موضوعات سنگین‌تر. هرگونه پیش‌پرداخت یک‌جانبه در ابتدای مسیر، نه صلح می‌سازد و نه بازدارندگی؛ فقط اهرم را از دست بازیگری خارج می‌کند که هنوز هیچ تضمین معتبری دریافت نکرده است. در این میان، کارت هرمز جایگاهی کاملاً راهبردی دارد. در هر راه‌حل جدی، هرمز باید از «اهرم شوک» به «اهرم مشروط» تبدیل شود. بستن یا نیمه‌بستن هرمز به‌تنهایی فشار ایجاد می‌کند، اما اگر این فشار کور، نامتمایز و فاقد منطق سیاسی روشن باشد، کشورهای خلیج فارس را به سمت ائتلاف ضدایرانی هل می‌دهد. گزارش‌های اخیر نیز نشان می‌دهند که اختلال در هرمز در بحران جاری، قیمت برنت را در مارس و آوریل به‌شدت بالا برده و فشارها را به‌صورت نامتوازن توزیع کرده است؛ کشورهایی مانند عراق، کویت و قطر آسیب‌پذیری بیشتری داشته‌اند، در حالی که عربستان به دلیل مسیرهای جایگزین، ظرفیت مانور بیشتری داشته است. بنابراین راهبرد هوشمند این نیست که هرمز صرفاً «بسته» بماند، بلکه این است که به یک رژیم مشروط و مرحله‌ای تبدیل شود: هر درجه از گشایش دریایی، در برابر یک اقدام مشخص، متقارن و راستی‌آزمایی‌پذیر از طرف مقابل. در این صورت، هرمز از یک ابزار صرفاً تخریبی به ابزار چانه‌زنی هدفمند و کنترل‌شده تبدیل می‌شود. این منطق، هم اهرم را حفظ می‌کند و هم امکان تفکیک میان بازیگران مختلف منطقه‌ای و بین‌المللی را فراهم می‌سازد؛ یعنی فشار را از حالت کور خارج کرده و به سمت فشار گزینشی و سیاسی سوق می‌دهد. اما هدف نهایی ایران در مذاکرات نباید صرفاً «بازگشایی هرمز» باشد، بلکه باید «تغییر رژیم حقوقی و امنیتی خلیج فارس» باشد. این شاید مهم‌ترین بخش هر سناریوی واقع‌بینانه خروج باشد. بازگشت ساده به وضع پیشین، فقط بازتولید همان زمینه‌ای است که بحران بعدی از دل آن بیرون خواهد آمد. مسئله اصلی باید تغییر قواعد بازی باشد: آزادی کشتیرانی در برابر عدم استفاده از خاک، آب‌ها و پایگاه‌های منطقه برای حمله؛ ترتیبات شفاف‌سازی امنیتی؛ سازوکارهای جبران خسارت؛ و محدود کردن تبدیل خلیج فارس به سکوی جنگ علیه یکی از دولت‌های ساحلی. در این مدل، هدف فقط این نیست که کشتی‌ها دوباره عبور کنند؛ هدف این است که شرایط عبور، قواعد استفاده از فضا، و نسبت امنیت انرژی با مداخله نظامی از نو تعریف شود. ادامه در قسمت بعد... "مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شوید👇 ✅️ @mesle_Beheshti‌
🔻سناریوی خروج از جنگ/۳از۳ ✍️حسین قتیب از منظر حقوق بین‌الملل و امنیت منطقه‌ای، چنین رویکردی به‌مراتب جدی‌تر از بازگشت صرف به وضعیت پیشابحران است. زیرا در وضعیت پیشین، عبور آزاد انرژی و تجارت عملاً از یک سو مطالبه می‌شد، اما از سوی دیگر همان فضا و همان زیرساخت‌های منطقه‌ای می‌توانستند در خدمت فشار، محاصره، یا عملیات نظامی علیه ایران قرار گیرند. این عدم تقارن، ذاتاً بی‌ثبات‌کننده است. راه‌حل پایدار آن است که میان امنیت کشتیرانی، عدم استفاده تهاجمی از پایگاه‌های منطقه، و مسئولیت جبران خسارت، یک پیوند حقوقی و امنیتی روشن برقرار شود. حتی می‌توان برای ایالات متحده نیز در این چارچوب مشوق اقتصادی تعریف کرد، زیرا نظم باثبات‌تر در خلیج فارس، در نهایت با منافع انرژی، قیمت، تجارت و کاهش هزینه‌های بحران برای بازارهای جهانی نیز هم‌راستا است. "مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شوید👇 ✅️ @mesle_Beheshti‌
هدایت شده از ⚔ Iranian Militarism ⚔
ژنرال دن کین ، رییس ستاد مشترک آمریکا : هر ایرانی که یک اسلحه کوچک داشت ، به سمت بالگرد های ما شلیک کرد. :)) Join us | @Iranian_Militarism
معماری قدرت، نظم، امنیت و بازدارندگی ایران
ژنرال دن کین ، رییس ستاد مشترک آمریکا : هر ایرانی که یک اسلحه کوچک داشت ، به سمت بالگرد های ما شل
قدرت در ایران پخش هست. اسلحه نباید در انحصار دولت باشد. اگرچه انحصار در کاربست آن برای تامین امنیت ضروری است،مگر در مواقع ضروری.
هدایت شده از محسن حمیدی
1_25319203956.pdf
حجم: 99.1K
بیانیه ای به دانشمندان هاروارد،....