eitaa logo
✦ روایت‌های طلوع آژور ✦
57 دنبال‌کننده
132 عکس
47 ویدیو
0 فایل
جایی برای بوسیده شدگان سایه، روایت‌گران خسته، نقاشان جسور، نویسندگان خلاق، برای شما. راه ارتباطی میان ما موروی‌ها: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_52bbvtx&btn=ʟᴇᴛʜᴇ̀ رد نامه‌هایتان را اینجا ببینید: https://eitaa.com/write_by_the_heart
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
جام جام این مِیِ مَستانه بِه سَر دادَم و رَفت عَقلِ سَرگَشته به اَفسونِ دِگَر دادَم و رَفت سایه دَر سایه‌یِ شَب، نَغمه‌یِ هَستی می‌خواند دِل به دَریایِ سُکوت و بِه سَحَر دادَم و رَفت _ آسو/رز آبی یا هرآنچه که می‌شناسید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
روز شرلوک هلمز مبارک ✦✦✦
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شَب سَهمِ خودنَمایی سِتارگان اَست؛ آرامِشِ این رَقصِ نور، سَهمِ شُما. تا طُلوعِ آژور، "شَبتون بخیر"
همه جا آبی‌ست. قلبم. صدایم. شکستن. او به ماه می‌ماند. ماهی که بازتابش بر روی سطح شیشه مانند یخ زنده‌ی دریاچه‌ای، در دسترس به نظر می‌رسد. اما زمانی که خیز برمی‌دارم تا تصاحبش کنم، یخ می‌شکند و درون آب سرد فرو می‌روم. غرق می‌شوم. قدم‌هایم روی قلب او اثری گذاشته‌اند. همانند رد پاهای خالی از کفشم که روی یخ مانده‌است، آن اثر نیز با بیشتر باریدن برف از بین می‌رود. شاید هم این‌گونه نیست. شاید این قلب تو نیست که من بر روی آن به قصد گرفتنت راه می‌روم. شاید تو همان سایه‌ی آن سوی دریاچه‌ای که پس از عبور، به آن خواهم رسید. شایدم هرگز تو در بیرون نبودی و همان آبی‌ترین رنگ آسمان‌های شبی. آبی‌ دریایی که در قلبم موج می‌زند. شاید آن گل یخ زده‌ی زیبایی، همانقدر شکننده و دست‌نیافتنی. هرچه باشی می‌دانم تنها برای تو در اعماق آن دریاچه منتظر می‌مانم. برای تو آبی می‌مانم. _ آسو/رز آبی یا هرآنچه که می‌شناسید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا