eitaa logo
𝐖𝐫𝐨𝐧𝐠 𝐭𝐢𝐦𝐞|زاپاس بیاین
254 دنبال‌کننده
17 عکس
23 ویدیو
1 فایل
به نام خداوند جان افرین؛ اینجا نه تنها یه داستان رو باهم پیش میبریم، هر شب باهم صحبت میکنیم، اهنگ گوش میدیم، گریه میکنیم و میخندیم... 1405/04/23 Me: @pv_shaya2💘 #‌تابع‌قوانین‌ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش واسه کسی که بهتون ارزش میده ارزش قائل شید . 𝓙𝓸𝓲𝓷✨ @wrongtime2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
با تعجب و خنده نگاهش کردم و گفتم: معلومه که نه این چه کاریه دیوونه شدیاااا. نزدیک اومد و ابروهاش رو بالا انداخت و گفت: اره کاملا. از خجالت لپ هام گل انداخت و گفتم: تو چی؟ از خودت بگو. جمله ی من رو تکرار کرد و گفت: سوالی که پرسیدی جوابش خیلی طولانیه! با تقلید از خودش گفتم: من عاشق داستان های طولانیم! ✩✩✩✩✩ فین فین... تئوبا تعجب نگاهم کرد و گفت: دیانا داری گریه میکنی؟ وای خدایا مهم نیس الان که دیگه تموم شده رفته. اشکامو پاک کردم و گفتم: اخه چطوری میتونسته بچه ی 5 سالرو کتک بزنه یا چمیدونم از خونه بندازتش بیرون؟ تئو سعی میکرد احساساتش رو نشون نده ولی معلوم بود که تعریف کردن این اتفاق براش سخته، اروم گفت: بابای من همیشه همین بود ازم متنفر بود و من رو رقیب خودش میدونست، فکر میکرد من باعث شدم مامانم باهاش سرد شه و حتا بعضی وقتا مجبورم میکرد با دوست دختراش بریم بیرون کاراش رو من لاپوشونی کنم. با تعجب نگاش کردم و گفتم: منظورش چیه رقیب چیهههه؟ و گریم اوج گرفت! خندید و نگاهم کرد با گریه گفتم: چیهههه؟ چرا میخندی؟ این کارم باعث شد بیشتر بخنده! با خنده گفت: وای گریه نکن مهم نیس الان سالمم پیشتم هستم خب؟ @wrongtime2
به نشانه ی تایید سر تکون دادم و اشک هامو پاک کردم، بلند شدم و گفتم: پاشو یه جای باحال نزدیک اینجا میشناسم. تئو بلند شد و گفت: بریم، اینجا زیاد میای؟ گفتم: اره شباش خیلی قشنگه! عجیب نگاهم کرد، نگاهی که ترس و خشم و نگرانی رو نشون میداد. بعد چند ثانیه گفت: اینجا شباش خطرناکه و خلوت تنها نیا هر وقت خواستی بیای بگو باهم بیایم. زیاد پیگیر نشدم، چون واقعا شبا اینجا واقعا خلوته و هیچ کس نیست حتما سر همین ترسیده بود. با لبخند گفتم: باشه حتما! با لبخند نگاهم کرد و بقیه ی راه با سکوت گذروندیم... ✩✩✩✩✩ اینجاس! فضای بالای پارکینگ اینجا سکو های بلندی داشت که سمت دیگش شبیه پرتگاه بود و ارتفاع حدودا 15 یا 20 متری داشت. تئو نگاهم کرد و گفت: به عنوان کسی که اینجا زیاد میاد باید بهت بگم تا حالا اینجارو ندیده بودم چقد قشنگه! ابرو بالا انداختم و گفتم: جدی؟ اینجا مکان مورد علاقمه و به سمت سکو ها رفتم، پامو بین درز هاش گذاشتم و ازش بالا رفتم. بادی که میومد باعث میشد موهام تکون بخوره و این بهترین حس ممکن بود. تئو کنارم وایساد و بالا نیومد. مشغول حرف زدن شدیم، درمورد علاقه هامون که خیلی باهم فرق داشتن! دومین قوطی انرژی زا رو هم کنارم گذاشتم و گفتم: وای تموم شد! میای بریم یکی دیگه هم بگیرم؟ و از سکو پایین اومدم. با خنده گفت: باشه بیا بریم. توی راه، باد به صورتم میخورد و موهام رو تکون میداد سکوت عجیبی بینمون بود، که ناگهان صدای جیغ بلندی سکوت رو شکست... @wrongtime2
با شنیدن صدای جیغ نگاهی به هم انداختیم و ناخوداگاه به سمت صدا دوییدیم هرچی نزدیک تر میشدیم صدا واضح تر به نظر میرسید بعد از چند دقیقه به دوراهی رسیدیم و به تئو گفتم: تو از سمت راست برو من از چپ میرم تئو با ایده ام کاملا مخالفت کرد و گفت نه خطرناک... ولی دیگه دیر شده بود و من رفته بودم نفس نفس میزدم پس قدم هام رو اروم تر کردم صدایی اروم و نامفهوم شنیدم که میگفت: مگه نگفتم تا همین امشب وقت داری پول من کجاست؟ کمی جلوتر که رفتم صدا تصویر پیدا کرد. جلوی کامیون بزرگ حدود 5 یا 6 تا مرد کت و شلواری که به شدت قوی هیکل به نظر میرسیدند بود در جلوی اونها مردی حدودا 40 ساله که قد متوسط و موهایی روشنی داشت ایستاده بود, کنار مرد دو سگ بزرگ که معلوم بود به شدت گرسنند، جلوی سگ ها دو زن با دست و پای بسته زانو زده بودند و با چشمهای گریان التماس میکردند: ما بچه داریم... خواهش میکنم فقط یک روز دیگه 2 برابر پول رو بهتون میدیم از ترس پشت ستون بزرگ رفتم دوباره صدای مرد اومد که به افرادش میگفت منتظر چی هستید؟ بکشیدشون فکر میکردم همه ی اینها نمایش یا فیلمه ولی با شنیدن صدای تیر و جاری شدن خون از سر زن ها تازه به خودم اومدم و از ترس عقب عقب رفتم و سعی کردم که فرار کنم ولی تنم به کسی خورد و دستهاش دور کمرم گره خورد و به سمت دیوار کشونده شدم... @wrongtime2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پیدایت میکنم؛ در دیِ دیگر، در جهانی دیگر.. 𝓙𝓸𝓲𝓷✨ @wrongtime2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پیام میدین ناشناس خب من چجوری بزارمممم
478.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادت حال احوال؟! ناشناس داریم با من[شایا]💘:) N:https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_52ee1eg&btn=𝐒𝐡𝐚𝐲𝐚 شاتی،سوالی،سخنی‌و..بود در خدمتم! Us:https://eitaa.com/joinchat/2288387765C4d3f26c50c کویر؟ در شأن شما نیس💁🏻‍♀💗