eitaa logo
𝐖𝐫𝐨𝐧𝐠 𝐭𝐢𝐦𝐞|فور؟ چنلم تو چنلته
249 دنبال‌کننده
18 عکس
17 ویدیو
0 فایل
به نام خداوند جان افرین؛ اینجا نه تنها یه داستان رو باهم پیش میبریم، هر شب باهم صحبت میکنیم، اهنگ گوش میدیم، گریه میکنیم و میخندیم... 1405/04/23 Me: @pv_shaya2💘
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
با پرت شدن فنجون، من و پسر به عقب پریدیم. فقط میخواستم به جیک کمک کنم و ببین چیشد! سریع نشستم و مشغول به جمع کردن شیشه ها شدم و تند تند گفتم: وای وای من واقعا معذرت میخوام اشتباه شد حواسم نبود. بر خلاف تصورم که داد بزنه و بخواد بد رفتاری کنه خم شد و شروع به جمع کردن شیشه ها کرد و با مهربونی گفت: لازم نیست اینجا از این اتفاق ها زیاد میوفته. نگاهش کردم، الان میتونستم بهتر ببینمش، چشمای مشکی داشت که در عین حال هم درشت و هم خمار بود، ابرو های پر و بینی کوچیکی داشت، لب های باریک و موهایی فر که تا وسط پیشنویش میومد... نمیدونم چم شده بود ولی قلبم تند میزد و میتونستم قرمز شدن گونه هام رو حس کنم. متوجه نگاهم شد و گفت: حالت خوبه؟ هول شدم و با لکنت گفتم: اره من خوبم تو خوبی؟ تا خواست جواب بده نگاهم به شیشه ی تو دستش افتاد، زیاد تو دستش فشارش داده بود و باعث بریده شدن دستش شده بود! بلند شدم و گفتم دستت! نزاشتم حرفش رو بزنه بیرون رفتم و از کیفم که روی پیشخوان بود چسب زخم و دستمال برداشتم و فورا به اتاق برگشتم. توی همون حالتی که ولش کردم نشسته بود، فورا دستش رو گرفتم و با دستمال خون هایی که ریخته بود رو پاک کردم، چسب زخم رو باز کردم و روی زخم گذاشتم. سرمو بالا اوردم تا ببینم حالش چطوره... @wrongtime2