🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗
💗🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗
🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗
💗🌸💗🌸💗🌸💗
🌸💗🌸💗🌸💗
💗🌸💗🌸💗
🌸💗🌸💗
💗🌸💗
🌸💗
💗
#رمان_عشق_پاکــ🌱
#پارتششم
دو روز پیش بود که دیگه محسن رو ندیدم اما انگار لحظه شماری میکنم که این دو هفته تموم بشه انقدر این دو روزه فکر کردم که نتونستم درست بشینم پای درس و کتابم مثلا امسال دیگه سال اخر مدرسه هست و باید خیلی بخونم
از تختم امدم پایین و رفتم سمت کتابام تا امتحان فردا رو بخونم اما هرچی سعی میکردم تمرکزمو روی درس بیارم انگار هیچی توی ذهنم نمیرفت
همینجور که چشمم به کتاب بود صدای زنگ خونه امد سریع از پله ها رفتم پایین و توی آیفون نگاه کردم هرچی نگاه میکنم انگار نمیشناسمش داشتم قیافشو تجزیه و تحلیل میکردم که مامان از آشپزخونه گفت
_بچه ها یکی بره ببینه کی داره در میزنه
_مامان من رفتم اما نمیدونم کیه آشنا نیست
_خب مامان جان وایسا الان خودم میرم دم در
مامان اومد سمت آیفون لبخندی روی لب هاش نشست گفتم
_مامان میشناسیش؟
_اره عزیزم
_کیه؟؟
_هیچکس تو برو تو اتاقت بیرونم نیا
_واه مامان اخه براچی؟
_همین که گفتم برو و بگو چشم
_چشم
از پله ها رفتم بالا اما حس کنجکاویم اجازه نداد که برم توی اتاق ایستادم و از همون بالا صدای مامان که گرم احوالپرسی بود امد گوشامو بیشتر تیز کردم که مامان رفت براش چایی بیاره
_خانم سعادتی زحمت نکشید من دو دقیقه میشینم و میرم خیلی وقتتونو نمیگیرم
_چه زحمتی الان میام
یعنی چیکار داره که دو دقیقه بیشتر وقتمونو نمیگیره یعنی چی
مامان امد و کنارش روی مبل نشست بعد از کمی سکوت گفت
_اون هفته که توی هیئت دخترتونو دیدم خیلی به دلم نشستن همون شب نتونستم طاقت بیارم و امدم به خودتون گفتم که شما هم بعد از چند روز بالاخره آدرس خونتونو دادید
صدای مامان با کمی لرزش امد که گفت
_خواهش میکنم لطف دارید اما در این رابطه ما فقط خودمون صحبت کردیم حسنا خانمم باید خودشون نظر بدن هرچی خودشون بگن حرف ما هم همونه
_اونکه بله حتما خودشون باید نظر بدن انشاالله که خیره منم دیگه بیشتر از این مزاحمتون نمیشم دیگه خبر با شما
بعد از کلی تعارف بالاخره رفت از پله ها رفتم پایین و خودمو زدم به اون راه که مثلا از هیچی خبر ندارم امدم برم سمت آشپزخونه که مامان صدام کرد
_عزیزم بی زحمت دوتا چایی بیار کارت دارم
_چشم
وای الانه که این بحثو بگه خدایا من چی جوابشو بدم اخه من دلم نمیخواد حالا ازدواج کنم وقتی دلم پیش کس دیگه ای هست چه جوری به یکی دیگه فکر کنم خدایا خودت کمکم کن
چاییو ریختم و رفتم کنار مامان که با لبخند نگاهم میکرد وگفت
_خب عزیزم ببین مامان جان اون خانمی که امده بود اینجا چند باری شما رو توی هیئت دیده بودن و اومدن بهم درخواست دادن به بابات گفتم مشورت کردیم و گفتیم باید نظر خودتو بدونیم
_خب اخه مامان منکه نمیدونم کی هست و چی هست
_من بهت میگم عزیزم اون آقا پسر اسمش سید علی هست ۲۲ سالشه و توی نیروی انتظامی کار میکنه خیلی هم اقاس همم خانواده دار
خدایا کاش میشد به مامان بگم که من دلم پیش کسی دیگه ای هست اخه الان چه جوری بپیچونم و بگم نه
_خب مامان من میخوام درسمو بخونم فعلا نمیخوام ازدواج کنم
_اتفاقا مامانشم گفت ما مشکلی با درس خوندن نداریم خوبه که!
خدااا خودت کمکم کن
_نه مامان من نمیتونم و نمیخوام
_اخه دختر الکی الکی چرا همه رو میگی نه این چی کم داره؟
_مامان نمیخوام دیگه
_خب دلیلت چیه
_دلیل خاصی ندارم
_پاشو برو فکراتو بکن تا اخر هفته یه جواب درست بهم بده الکی منو نپیچون...
#نویسندگی_منتظر۳۱۳ ✍🏻
کپی رمان بدون ذکر منبع و حذف نویسنده حرام است🔥
https://eitaa.com/wrrtuui
ـ چه زیبا گفت شهید آوینی :
آنان که رفتند،
کاری حسینی کردند،
و آنان که مانده اند،
باید کاری زینبی کنند :)!
https://eitaa.com/wrrtuui
-
اسمـِت که عربیه ، شیراز هم
قبله ی
زرتشتیها نیست ؛
کــُوروش هم
پیامبر
زرتشتیها نبوده ؛ پیامبرشون
زرتشته 🦦
این حجم از اعتمادبهنفس
با اینن
سـَطـح اطلاعات ،
فقط از explore برمـیاد . 🗿
-
https://eitaa.com/wrrtuui
🌱جوانی که دامادی اش روز تشییع پیکرش شد و فرشته ها در آسمان ها برایش کِل کشیدند.🕊
#شهید_مهدی_قهرمانی
[ شهید جنگ تحمیلی ۱۲ روزه ]
💔از نیروهای شجاع بخش موشکی هوافضای سپاه، تنها دو هفته پس از نامزدی، در جریان جنگ ۱۲ روزه علیه اسرائیل به شهادت رسید.💔
نائب شهید او شهید مدافع حرم
#شهید_سید_مصطفی_موسوی بود.
مهدی رفت...
اما راهش ماند
ونامش در دل تاریخ حک شد.
https://eitaa.com/wrrtuui
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یاصاحب الزمان ما رو بپذیر...🥲❤️🩹
https://eitaa.com/wrrtuui
میگفت:
همهمردمنسبتبههمدیگهحقالناسدارن.
پرسیدمینیچیڪهنسبتبههم؟
فرمودن:وقتییڪیزارمیزنهتاامامزمانشروببینه.
یڪیامبیخیالدارهگناهمیڪنه..
اینبزرگترینحقالناسیهڪهباهرگناه
میفتهبهگردنمون.🥲
https://eitaa.com/wrrtuui
مهم نیست که قبلا چه گناهی کردی ؛
این مهمه که خود تو از اون نجات بدی ،
توبه کنی و دیگه سمتش نری !
اونوقته که میشی عزیز دُردونه امام زمان .
هنوزم دیر نشده . 🤌🏻
#تلنگر
أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج..
https://eitaa.com/wrrtuui
مزارت سجده گاه آفتاب است
ولي افسوس ويران و خراب است : )
https://eitaa.com/wrrtuui