🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗
💗🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗
🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗
💗🌸💗🌸💗🌸💗
🌸💗🌸💗🌸💗
💗🌸💗🌸💗
🌸💗🌸💗
💗🌸💗
🌸💗
💗
عشق پاکــ🌱
#پارت۱۸
همونطور که حدس زدم حدسم درست بود بعد از خوردن چایی نگاهی به مامان کرد و با لحن خیلی لوسی گفت
_مامان! امروز تولد دوستمه دعوتم کرده برم خونشون میشه برم؟ خواهش میکنم!
مامان نگاهی بهش کرد و گفت
_نخیر! کی تاحالا ما این اجازه رو دادیم به شماها که برید تولد اونم خونه دوستتون!
_مامان همین یه دفعه خونشون نزدیکه اجازه بده برم زود میام قول میدم...
مامان یکم نگاهش کرد و گفت
_به یه شرط میزارم بری!
فاطمه با تعجب پرسید
_چه شرطی؟
_اینکه حسنا هم باهات بیاد و سریع برگردید خونه!
از این شرط مامان تعجب کردم خب اگه میخواد اجازه نده چرا میگه من باهاش برم من اصلا با دوستای فاطمه حال نمیکنم و ازشون خوشم نمیاد
فاطمه کمی مضطرب و دستپاچه گفت
_اخه چرا حسنا اونکه دعوت نیست بیاد!
حالا بچه ها میگن چرا با خودم اوردمش...
مامان بلند شد و گفت
_همینی که گفتم دوست نداری میتونی نری!
منکه از تعجب ابروهام بالا بود نگاهی به مامان کردم و گفتم
_یعنی چی مامان!؟
مامان اروم جوری که فاطمه متوجه نشه گفت
_لازمه که حتما باهاش بری ببینی کجاها میره و میاد خیلی وقته میخواستم اینکارو بکنم!
_اخه مامان...!
مامان اجازه نداد حرفی بزنم هیسی گفت و رفت سمت اتاق
فاطمه که ناراحت گوشه آشپزخونه کز کرده بود نگاهی بهم انداخت و پشت چشمی نازک کرد و بلند شد از کنارم رد بشه اروم جوری که فقط من شنیدم گفت
_مزاحمه سیریش...
بعدش محکم از پله ها رفت بالا و داد زد
_خانم مزاحم اگه میخوای بیای پاشو آماده شو دیرم شده
جوابشو ندادم و رفتم بالا تا لباسامو بپوشم
فاطمه اماده نشسته بود روی تختش و با گوشیش پیام میداد
واقعا تیپی که زده بود اصلا مناسب نبود ته دلم با دیدن ظاهرش خالی شد
_فاطمه خانم بازم تا هفته پیش ارایشت کمرنگ بود الان که بری تو خیابون فکر میکنن عروسی و داری میری محضر عقدت کنن!
فاطمه زیر چشمی نگاهم کرد و گفت
_دوست دارم به تو چه فضول مزاحم هان!
_برو بابا تو ادم بشو نیستی...
_باشه تو خوبی خانم مثبت
حالا هم یه ذره این روسریتو انقدر توی چشمات نکش آبرومو ببری بگن این اُمُل کیه با خودت برداشتی آوردی...
طلبکارانه نگاهش کردم و گفتم
_اها جلو کشیدن روسری من آبرو میبره یا اون ریختی که تو برا خودت درست کردی؟
آبروت پیش دوستات مهمه یا پیش خانواده و فامیل میدونی چقدر به خاطر این قیافت مامان اینا خجالت میکشن هربار میریم بیرون؟!
_اره من اصلا منبع ریزش آبروی شما خوبه؟!
دوست دارم برام مهم نیست بقیه چی میگن مهم خودمم که میپسندم
متاسف سری براش تکون دادم و رفتم تا حاضر بشم....
#نویسندگی_منتظر۳۱۳ ✍🏻
کپی رمان بدون ذکر منبع و حذف نویسنده حرام است🔥
https://eitaa.com/wrrtuui
السلامُعلیـڪیابقیــہاللـہفیارضـہ✨
السلامُعلیـڪیااباعبداللـہالحسین(؏)
قرارعاشقی باشهدا❤️🕊
زیارتنامه ی شهدا هدیه به🌷
شهید مرتضی آوینی
بسم رب الشهدا و الصدیقین
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَولِیاءَ اللهِ وَ اَحِبّائَهُ
، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَصفِیَآءَ اللهِ وَ اَوِدّآئَهُ ،
اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصَارَ دینِ اللهِ ،
اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللهِ ،
اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ ،
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ ،
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ الوَلِیِّ النّاصِحِ ،
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی عَبدِ اللهِ ،
بِاَبی اَنتُم وَ اُمّی طِبتُم ،
وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم ،
وَفُزتُم فَوزًا عَظیمًا ،فَیا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَاَفُوزَمَعَکُم
https://eitaa.com/wrrtuui
ما را هنرئ نیست بهجُز نوکریِ تو
تا بوده چنین بوده و تا هست چنین است ..
https://eitaa.com/wrrtuui
ڪربلارفتنقشنگه؛
ولیکربلاییزندگیکردن
وادامہدادن،قشـنگتره!
طورےنباشیموقتیبرگشتیم
بازهمونآدمقبلیباشیم
بزارامامحسینباخودشبگه
چہمهمونیداشتم🌱..
-دلبر عراقی ¹²⁸
https://eitaa.com/wrrtuui