یک روایت عاشقانه
اوایل ازدواجمان برای شهادتش دعا میکرد .
میدیدم ك بعد نماز از خدا ، طلب شھادت میکند .
نمازهایش را همیشه اول وقت میخواند ،
نماز شبش ترک نمیشد . .
دیگر تحمل نکردم ؛
یک شب آمدم و جانمازش را جمع کردم و
به او گفتم :
تو این خونه حق نداری نماز شب بخونی
شهید میشی!
حتی جلوی نماز اول وقت او را میگرفتم!
اما چیزی نمیگفت دیگرهم نماز شب نخواند!
پرسیدم : چرا دیگه نماز شب نمیخونی؟
خندید و گفت : کاریو که باعث ناراحتی تو بشه
تو این خونه انجام نمیدم ، رضایت تو برام
از عمل مستحبی مهمتره ،
اینجوری امام زمان هم راضیتره :)
بعد از مدتی برای شهادت هم دعا نمیکرد ،
پرسیدم : دیگه دوست نداری شھید بشی ؟
گفت : چرا ، ولی براش دعا نمیکنم!
چون خود خدا باید عاشقم بشه تا به
شهادت برسم
گفتم : حالا اگه تو جوونی عاشقت بشه
چیکار کنیم ؟ لبخندی زد و گفت :
مگه عشق پیر و جوون میشناسه ؟
روایت : شھید مرتضی حسینپور
https://eitaa.com/wrrtuui
ازمااستخوانهاییمیماند♥️
کههمچنانحسینرادوست
خواهند داشت:)
#دلتنگم
https://eitaa.com/wrrtuui
شبی ملانصرالدین از مسجد بیرون میآمد که دید پیرمردی با صدای لرزان میگوید:
«ای مرد خدا، چراغت را لحظهای بده تا این راه تاریک را ببینم و تا خانهام برسم.»
ملا چراغش را داد و در کنار مسجد نشست.
ساعتی گذشت و پیرمرد برنگشت.
ملا در تاریکی نشسته بود که مرد جوانی او را دید و گفت:
«ملا، تو که اینقدر عاقل هستی، چرا چراغت را به او دادی؟ شاید چراغ را برده باشد!»
ملا آرام گفت:
«چراغ را نداده بودم که راه مرا روشن کند؛ داده بودم که راه او روشن شود.
اگر کسی چراغت را ببرد، تنها یک چراغ از تو میرود؛
اما اگر چراغت را ندهی، روشنایی از دلِ تو میرود.»
جوان گفت:
«پس تو در تاریکی ماندهای…»
ملا لبخند زد:
«ماندن در تاریکی آسانتر از این است که انسان دلش تاریک شود.»
در همان لحظه، پیرمرد با چراغ برگشت. گفت:
«به خانه رسیدم، اما نتوانستم چراغ کسی را که به من اعتماد کرده بود، برای خود نگه دارم.»
ملا چراغ را گرفت و پاسخ داد:
«اگر نیکویی را خالص دهی، خدا آن را کامل برمیگرداند؛
اگر برای معامله بدهی، همانقدر کم میشود.»
کمک واقعی آن است که برای دل انسان باشد، نه برای پاداش.
نیکی که با نیت پاک داده شود، دیر یا زود به شکل کاملتری بازمیگردد.
مراقب باشیم روشنایی را خرج حسابگری نکنیم، چون تاریکی اول از دل شروع میشود...
https://eitaa.com/wrrtuui
شھیدنظامۍمیرھتلفنبزنہ؛
چشمشبہنـامحرممیوفتہ و
فقط سہروزگـریـهمی کنه...!
میگہ:
خدایامننفھمـیدم
چشممبہناموسمردمافتادھ
اینجورےشھیدشدن!(:
حالایہعـدھتارنگحاشیـہقرنیہ
چشمطرفمقابلروهمتہوتوش
رودرنیارنولڪننیستن
-مواظبچشمهامونباشیم
#شهدا |
#تلنگر
https://eitaa.com/wrrtuui
.
میگفت:
توسوريهوقتخوابندارم
وقتیهممیخوام
بخوابمازشدت
خستگینمیتوانم
بخوابم
انگاريکلشكرمورچه
دارندازپاهايمبالامیآيند
حواسمونهست..؟!
شهدااینجوریبرایظهورکارکردن...
ماکجاییم..؟!
#شهید_محمودرضا_بیضایی
https://eitaa.com/wrrtuui
دیدی بعضی وقتا عجله داریم،
میخوایم نمازمون رو زودتر بخونیم
وقتمون بیشتر بشه و
بریمبه کارهای دیگه برسیم؟!
نمیدونیم که همین وقتمون هم دستِ خداست و اگر نخواد مالحظهی دیگه نیستیم.
«هرروز نمازت را با شعوری نو بخوان!»
نمازت روعاشقانه و باتأملوتفکر بخون،
خدا به وقتت هم برکت میده.
#نماز
. 𓂃 . ⋆ . 𓂃 . 𖣥 . 𓂃 . ⋆ . 𓂃 .
https://eitaa.com/wrrtuui
-
ازحجابتهیچگاهخجالتزدهنشو!!
اگرچهنزدکسانیهستیکههیچکدام
حجابندارند...
شـرمنکنوقتیمیگویند:دراینسنوسال
خیلیخودتراشکستهوپیـرکردهای..
یاچرا دین،رابرخودتسختگرفتهای!
بیحجابیهیچگاه،دلیلبرزیبابودن نیست!!
بالعڪس؛بهخودتافتخارڪن
ازاینکهخیلیحرام هارا،بخاطررضایخدا
انجامنمیدهی...!!
صبوریکنوبرحجابتثابتقدمباش...
کهپاداشتـونـزدِخدای متعالاست🩵✨
https://eitaa.com/wrrtuui
سلام به همگی من ساعت ۷ نبودم به جاش الان براتون رمان ارسال می کنم🌱🌱🌱