eitaa logo
522
20 دنبال‌کننده
14 عکس
7 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
مطمئن بود که آن نگاه ، تمام دنیایش بود و تنها ترسش پایان یافتن صاحبِ آن نگاه بود .
آنچه در میان گلویش مانند تکه های خورد شده ی شیشه جا خشک کرده بود ، بغضی بود که مدت ها سرکوب شده بود .
دنیایشان کوچک بود ! گِرد .. و آنچنان حیرت برانگیز که از تکرار وقایعش بترسد .
موضوع اینه که نمیشه تا ابد منتظر موند تا شرایط مناسب به وجود بیاد از یه جایی به بعد دیگه میگی بیخیال اگر میخواست بشه تا الان شده بود .
" من او را دوست دارم ، حتی در بدترین روزها که او احساس می کند دوست داشتنی نیست . "
نکند باخته بود و نمی‌دانست ؟! برای چه احساس میکرد فاصله ای تا مرگ برایش باقی نمانده است ؟! مرده بود و نمی‌دانست ؟!
میخوام بدونم چقدر طول میکشه تا برگردی .
چیزی نبود که راحت از یادم برود ، مگر آدم زنده می‌تواند فراموش کند که نفس می‌کشد ؟
عذرخواهی وقتی قبول شده‌اس که قربانی بخواد ببخشتت .
باور دارم که دوست داشته شدن ، آدم را زیبا می‌کند .
اگر از افکارش بیرون کشیده نمیشد بدون شک تا دقایقی دیگر در میان اقیانوسِ سیاهی هایش غرق میشد !