من مطمئنم امروز حداقل ۵ سانت کوتاه شده بودم، چون محض رضای خدا! نه تنها چادرم، بلکه شلوارم هم قد اضافه کرده بود و رو زمین میکشید.
اولش راهو اشتباه رفتیم، بعد رفتیم دیدیم در سینما بسته اس، بعدش فیلم اول برگامون ریخت، بعد فیلم دوم جالب شد تا آخرش دیدیم، بعد موقع برگشت تو مترو یهو یه آقاهه که تو گیت چسبیده بود به دوستم، بی دلیل شروع کرد به فحش دادن بهمون و من دست دوستمو گرفتم و فقط فرار کردیم چونکه اخه وا؟ و در آخر هم سه بار خط عوض کردیم تا بتونیم در صراط مستقیم قرار بگیریم و با دفعه بعدی که خط عوض کنیم سر جمع میشه چهاربار.
در کل روز خوبی بود🙏🏻
بعد مدتها دوباره برای مدت طولانی بیدار موندم و شب نخوابیدم و پسر، واقعا توی دبیرستان من چجوری زنده میموندم؟ نکنه زامبی چیزی بودم؟ چطور هرشب ساعت ۴ میخوابیدم و ۶ بیدار میشدم میرفتم مدرسه و هنوز نفس میکشیدم؟
خداوکیلی کی ۸ صبح میره مشاوره؟ حتی خود مشاور هم اینجوری بود که باور کن ما تنها مرکز مشاوره ای هستیم که ۸ صبح پاسخگو ایم. واقعا همه داریم غش میکنیم. مطمئنم حتی منشی.