هدایت شده از سبز نعنایی
فیلتر سیگار گوشه لبش را بیرون تف کرد و یک سیگار جدید از بسته بیرون کشید. خودخواهی بود یا هرچه تنها میخواست او مال خودش باشد. نمیتوانست حتی لحظه ای تحمل کند کسی دستش را بگیرد یا کنارش بایستد. حالا تنها در ایوان خانه اش سیگار میکشید. تا عزیز کرده اش بازگردد.
عاشقانه ی: https://eitaa.com/xelize
گرفتار سیاهی بود اما جایی دور در اعماق جانش اندیشهای بلند و تسلیبخش میجوشید.
ساعت یازده شب
با ال استار و موهای ابی و تیشرت بگ ابی
چای به دست ...خیره به ماه
توی خیابون خلوت و تاریک
سیگار و شبونه شروین
تونست شبمو بسازه ...
دلخور از همگان مینشست و به ماه خیره میشد؛ میدانست که او نگاههای تنها را خیلی خوب میشناسد.