کاش مرهم میشدی اگر ذره ذره سوختن ام روانت را درگیر میکرد
کاش لااقل بنزین نمیشدی اگر دود سوختن ام چشمانی را میزد ...
حوصله سر برید. مثل فیلمهای سینما. مثل زندگی با خانوادهی ایرانی. مثل اداهای دهههشتادی. مثل چنلهایی که شاعرانه چرت میگن و تو پلیلیستشون شجریان میذارن. خوابم میگیره از این جماعت.
برای کشف اقیانوسهای جدید، باید جرات ترک ساحل را داشت؛
این دنیا، دنیای تغییر است نه تقدیر.
من ماندهام، بعد از آنها که رفتند و قبل از آنها که میآیند. من همیشه ماندهام. درست همینجا. روی مبل. خیره به سقف. چشمانم کم سو خواهد شد و در نهایت خواهم مرد.
ی فکت شبانه -
بحث بحثه رها کردنه. بسیار نادره که رابطهای در برابر جاذبه زمین مقاومت کنه و مردم رو به جایی ببره که رشد کنن.
میگن: شما واقعاً نمیتونید یه عشق واقعی داشته باشید، مگه اینکه اون عشق بینتیجه باشه.
این حرف یه مقدار خشنه چون که در این صورت، واقعیترینِ شما کسیه که نمیتونید برای همیشه داشته باشیدش.
ولی این دلیل منطقیه که اکثر ادمای موفق به تنهایی موفقیت و کسب کردن
و خود ما، هرچقدر بالغ تر میشیم
آدمای کمتری تو زندگیمون داریم.