نمیدونم چه حسیه..
ولی وقتی بهش فکر میکنم..
چاییم سرد میشه، نگاهم سرد میشه، غذام سرد میشه، دستام سرد میشه، دلم سرد میشه..
و خیره میمونم به پایین پل.
I thought I was alone
Unaware of what I thought I needed
I drop like a stone...
میدونی ترسناک تر از اینکه نتونی جلوشون از خودت دفاع کنی چیه؟
اینکه بشینی توی تنهاییت و به این فکر کنی که..شاید اونا درست میگفتن
اما بعضی از ما زنده نیستیم مردهایم..
چرا که عشق، آزادی، احساسات، امید، و تعلق را هرگز نیافتیم.