یه افسانه هست که میگه با هر تصمیمی که میگیری یه جهان موازی بوجود میاد که تو تصمیم دیگه ای میگیری و اون نسخه ات پا به پای تو با بعضی تفاوت ها تو یه جهان دیگری زندگی میکنه...
کاش ی شرور بودم... تو ی کافه میشستم قهوه می خوردم و برنامه ریزی می کردم که چجوری دنیا رو تصرف کنم.
همهٔ ما به طور متفاوتی خونریزی می کنیم. بعضی از طریق زخم، و بعضی از طریق کلمات.....