بهم گفت:تو معمولاً مستقیم به یک نتیجه نمیرسی.
از خاطره به موسیقی، از موسیقی به شعر، از شعر به فلسفه، از فلسفه به مرگ، و از مرگ به هنر میرسی.
در من چیزی کم بود و در این زندگانی
هم چیزی کج بود.
میان ما و زندگانی یک چیزی گُنگ ماند. ما دیر آمدیم یا زود
هر چه بود به موقع نیامدیم. گذشت و بهتر که میگذرد.