«روزی میرسه کهآرزوهای قدیمیت رو نگاه میکنی و میفهمی بعضی هاشون فقط برایساختن تو آمده بودند،نه برای رسیدن.»
کاش میشد به عقب برگشت، نه برای جبران اشتباههابلکه برای تکرار بعضی از خاطره ها"
اون بخش از من که از آدما فاصله میگیره و حوصلهی هیچکس و نداره، دیگه داره خیلی کمرنگ میشه"
من اصلا حد وسط ندارم، یا یکیو انقد دوست دارم که رو کوچک ترین کارش حساسم؛ یا اصلا زنده مرده طرف برام اهمیتی نداره.