وقتی بچه بودم روضه حضرت علیاکبر 'ع' خیلی به چشمم نمی امد ولی هرچی بزرگ تر میشم و سنم میره بالاتر تازه انگار میفهمم چی شد و چی گذشت:)
برای همین پروفایل یکی مونده به آخرم حضرت علی اکبره چون وقتی نقاشی شو دیدم انگار یه تکونی خوردم و خواستم همیشه باشه اونجا.
هدایت شده از هِزارویكشَب*
علیاصغر علی اکبر نشد؛
کاش علیاکبر هم علیاصغر نمیشد:)💔
خواهرش خورد زمین، مادرِ اصغر غش کرد
او که افتاد زمین، دور و برش ریخت بهم
قبل از آنکه برادر برسد بالینش
پدرش از نجف آمد، پدرش ریخت بهم
به سرش بود بیاید به سرش ام بنین
عوضش فاطمه آمد به سرش ریخت به هم
نورِخدا؛