فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 سیدالشهدا دنیا را زنده کرده است.
🔵 پیشکار حضرت قمر بنی هاشم
🟢 سخنان زیبا آیت الله فاطمی نیا از علامه طباطبایی به نقل از آیت الله قاضی درباره اباعبدالله الحسین علیه السلام.
به کانال روشنگری باکلیپهای مستند ومعتبر با ارسالات محدود بپیوندید👇
@Roshangaree1
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 سیدالشهدا دنیا را زنده کرده است.
🔵 پیشکار حضرت قمر بنی هاشم
🟢 سخنان زیبا آیت الله فاطمی نیا از علامه طباطبایی به نقل از آیت الله قاضی درباره اباعبدالله الحسین علیه السلام.
به کانال روشنگری باکلیپهای مستند ومعتبر با ارسالات محدود بپیوندید👇
@Roshangaree1
فرق نگاه روانشناس بزرگ غرب و امام سجاد(علیه السلام) به زن
👤فِروید حدود۱۰۰ سال قبل:
اصولا زن پایین تر از مرد است.
بدبختی و بیچارگی زن زمانی تسکین میابد که بتواند پسری بدنیا بیاورد
👤امام سجاد (علیه السلام)۱۴۰۰ سال قبل:
حق زن اینست که بدانی خداوند او را مایه ارامش و انس تو قرار داده و بدانی که این نعمتی است که خداوند به تو داده پس او را گرامی داری با وی مهربان باشی💞
@NOSANAD2030
⚜️حق فرزند در کلام امام سجاد⚜️
🌱و أَمَّا حَقُّ وَلَدِکَ فَتَعْلَمُ أَنَّهُ مِنْکَ
وَ مُضَافٌ إِلَیْکَ فِی عَاجِلِ الدُّنْیَا
بِخَیْرِهِ وَ شَرِّهِ وَ أَنَّکَ مَسْئُولٌ عَمَّا
وُلِّیتَهُ مِنْ حُسْنِ الْأَدَبِ وَ الدَّلَالَهِ
عَلَى رَبِّهِ وَ الْمَعُونَهِ لَهُ عَلَى طَاعَتِهِ
فِیکَ وَ فِی نَفْسِهِ فَمُثَابٌ عَلَى ذَلِکَ
وَ مُعَاقَبٌ فَاعْمَلْ فِی أَمْرِهِ عَمَلَ
الْمُتَزَیِّنِ بِحُسْنِ أَثَرِهِ عَلَیْهِ فِی عَاجِلِ
الدُّنْیَا الْمُعَذِّرِ إِلَى رَبِّهِ فِیمَا بَیْنَکَ
وَ بَیْنَهُ بِحُسْنِ الْقِیَامِ عَلَیْهِ وَ الْأَخْذِ
لَهُ مِنْهُ وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّه.🌱
🌴🌴🌴🌴
✨و اما حق فرزندت این است که بدانی
او از تو و وابسته به تو است در زندگی
دنیا و خیر و شرش با تو است وتو
مسئولیت سرپرستی او را از حسن تربیت
و راهنمایی او بر خدای عزوجل و کمک او
بر طاعت و فرمانبرداری خدا در مورد تو
و در مورد خودش به عهده داری.
سپس در صورت انجام این مسئولیت،
ثواب می بری و در صورت کوتاهی،
کیفر می شوی.پس درباره او به گونه ای
نیک عمل کن که خوبی اثر او در دنیا
مشهود و در پیشگاه پروردگار عذری
بین تو و او باشد به سبب سرپرستی
خوبی که از او کردی و نتیجه ای که از
او گرفتی و کمکی جز از ناحیه خدا نیست. ✨
رساله حقوق امام سجاد(ع)، حق فرزند
🏴 #امام_الساجدین أسوهٔ تقوا
🅾روز شهادت امام سجاد ۱۸ ، ۲۲ و ۲۵ محرم نقل شده که روز ۲۵ از شهرت بیشتری برخوردار است
🔻بنابراین روایات، امام سجاد علیه السلام ۵۷ یا ۵۸ سال عمر فرمود که :
دو سال آن را در زمان حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام، ده سال را در زمان امامت عموی خود حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام و ده سال را در دوران امامت پدر خود سپری فرموده است و مدت امامت خود آن امام بزرگوار نیز ۳۵ سال بوده است
🅾قاتل امام سجاد علیه السلام:
حضرت علی بن الحسین علیه السلام در زمان خلافت ولید بن عبدالملک به شهادت رسید.
بنا به گفته عمر بن عبدالعزیز، ولید که حاکم جبّار و ظالمی بود، زمین را از جور و ستم لبریز کرده بود.
🔻در دورهی حکومت او، رفتار مروانیان و کارگزاران آنها با دودمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، بنی هاشم و به خصوص امام سجاد علیه السلام بسیار ظالمانه و بیرحمانه بود
🅾والی مدینه - هشام بن اسماعیل - گر چه از زمان عبدالملک بن مروان مسئول اداره شهر مدینه بود، ولی در دوران ولید رفتار ظالمانه ای با حضرت زین العابدین علیه السلام در پیش گرفت و هنگامی که به دلیل بدرفتاری زیاد با مردم مدینه از منصب خود عزل شد، او را در کنار منزل مروان نگه داشتند تا مردم از او تقاص بگیرند
🔻او خود معترف بود که از کسی جز علی بن الحسین علیه السلام بیم ندارد، اما هنگامی که امام با جمعی از اصحاب خود از کنار او عبور کردند، هیچ یک به او متعرض نشدند و از او شکایتی نکردند. این جا بود که هشام فریاد زد: « الله اعلم حیث یجعل رسالته » (خدا میداند رسالت خود را در کدام خاندان قرار دهد)
💠و در روایت دیگری، امام برای او پیغام داد که اگر از نظر مادی در تنگنا هستی، ما تأمینت میکنیم❗️
🅾مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید #مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود
🌹خبر شهادت حضرت زین العابدین علیه السلام که با عملکرد انسانی و الهی خود، همگان را مجذوب خود کرده و با مجاهدت سی و پنج ساله خود، تصویری منور و متعالی از امامت در ذهن جامعه اسلامی ترسیم کرده بود، به سرعت در شهر پیچید و همه برای تشییع جنازه او حاضر شدند.
🌹سعید بن مسیب چنین روایت می کند:
«وقتی امام به شهادت رسید، همه مردم، از نیکوکاران گرفته تا بدکاران، برای تشییع پیکر ایشان حاضر شدند. همه زبان به ستایش او گشوده بودند و سیل اشک از دیدگان همگان جاری بود. در تشییع پیکر مطهر امام همه مردم شرکت کرده بودند و حتی یک نفر در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله باقی نمانده بود»
❇️حضرت زین العابدین علیه السلام شتری داشت که بر اساس بعضی از روایات بیست و دو بار با او به حج رفته بود، اما در تمامی این مدت «حتی یک ضربه» تازیانه هم به او نزده بود! امام در شب شهادت خود سفارش کرد به این شتر رسیدگی شود ...
🔻وقتی امام به شهادت رسید، شتر یکسره به سوی قبر مطهر امام رفت، در حالی که هرگز قبر امام را ندیده بود! خود را به روی قبر انداخت و گردن خود را بر آن می زد و اشک از چشم هایش جاری شده بود!
🔻خبر به حضرت امام باقر علیه السلام رسید.
امام کنار قبر پدر رفت و به شتر گفت:« آرام باش. بلند شو. خدا تو را مبارک گرداند.»
🔻شتر بلند شد و برگشت ولی پس از اندکی باز به قبر برگشت و کارهای قبل را تکرار کرد.
امام باقر باز آمد و او را آرام کرد،
🔻ولی بار سوم فرمود:
« او را رها کنید! او میداند که از دنیا خواهد رفت.»
سه روز نگذشت که شتر از دنیا رفت‼️
🏴 #شهادت_امام_سجاد تسلیتباد🏴
🏴 گاھ نوشٺ هاے یڪ طلبھـ ـ
🍀 @besmellaherrahmanerrahimm
🏴برخی فضائل #امام_سجاد علیه السلام به مناسبت سالروز شهادت آنحضرت
♦️مالک بن انس میگوید: علی بن حسین در شبانه روز هزار رکعت نماز میخواند تا اینکه از دنیا رحلت کرد. لذا به ایشان «زین العابدین» میگویند.
♦️ابن عبد ربّه نیز مینویسد: هنگامی که علی بن حسین آماده نماز میشد، لرزه عجیبی وجودش را فرا میگرفت. از ایشان در این باره سؤال شد، فرمود: «وای بر شما! آیا میدانید که من در برابر چه کسی میخواهم بایستم و در برابر چه کسی میخواهم مناجات کنم؟!»
♦️همچنین از مالک بن انس نقل شده است هنگامی که علی بن حسین احرام بست، لبیک اللّهمّ لبیک را قرائت کرد و در همان لحظه، بیهوش شده و از مرکب خود به زمین افتاد
♦️امام سجاد(ع) بسیار به فقرا و مستمندان کمک میکرد و به آنها شبانه و مخفیانه غذا میداد. در این باره موارد مختلفی گزارش شده است.
♦️از ابو حمزه ثمالی نقل شده است علی بن حسین(ع) شبانه مقداری غذا بر دوش خود میگذاشت و در تاریکی شب به صورت مخفیانه به فقرا میرساند و میفرمود: «صدقهای که در تاریکی شب داده شود، غضب خداوند را خاموش میکند.»
♦️برداشتن کیسههای غذا بر پشت او اثر نهاده بود و چون به جوار پروردگار رفت به هنگام غسل، آن نشانهها را بر پشت او دیدند
♦️گفته شده هنگامی که مستمندی نزد او میآمد، برمیخواست و حاجت او را روا میکرد و میگفت: صدقه پیش از آنکه به دست خواهنده برسد، به دست خدا میرسد. نقل شده امام سالی، قصد حج کرد. خواهرش سکینه توشهای به ارزش هزار درهم برای وی آماده ساخت. چون به حره رسید، آن توشه را نزد او بردند. امام همه آن را میان مستمندان تقسیم کرد
♦️محمد بن اسحاق میگوید: مردمی در مدینه زندگی میکردند و نمیدانستند معاش آنها از کجا تأمین میشود؛ با درگذشت علی بن حسین غذای شبانه آنان قطع شد! همچنین آمده است که مردم او را بخیل میدانستند و چون به جوار حق رفت دانستند که هزینه صد خانوار را عهدهدار بوده است!
♦️امام سجاد(ع) دو بار مال خود را با مستمندان قسمت کرد!
♦️از تلاشهای امام، که هم جنبه دینی داشت و هم جنبه سیاسی، توجه به بردگان بود؛ قشری که بخصوص از زمان خلیفه دوم(عمر بن خطاب) به بعد و مخصوصا در عصر امویان، مورد شدیدترین فشارهای اجتماعی بودند و از محرومترین طبقات جامعه اسلامی در قرون اولیه بهشمار میرفتند
♦️نقل شده است امام سجاد(ع) در حالی که نیازی به بردگان نداشت، آنها را جهت آزاد کردن میخرید! بردگان که چنین نیتی از امام میدیدند، خود را در معرض او مینهادند تا امام آنها را بخرد. امام سجاد(ع) در هر زمان و موقعیتی به آزادی آنها میپرداخت، به طوری که در شهر مدینه عده زیادی، همچون یک لشکر از موالی آزاد شده، از زن و مرد، به چشم میخورد که همگی از موالی امام بودند
منابع:
ابن عبد ربه، عقدالفرید، دار الکتب العلمیه
ذهبی، سیر اعلام النبلاء
شهیدی، زندگانی علی بن الحسین
سید الاهل، زین العابدین
🏴شهادت #امام_سجاد زینالعابدین و سیدالساجدین علیهالسلام تسلیتباد
🏴گاھ نوشٺ هاے یڪ طلبھـ ـ
🍀 @besmellaherrahmanerrahimm
حق بستانکار
. 🔹حق بستانکار این است که اگر دارى حقش را بپردازى و کارش را روا کنى و بى نیازش سازى و این دست و آن دست و امروز و فردا نکنى، که پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود:
🔸«پشت هم اندازى بدهکار توانگر، ستم است»، و اگر ندارى با خوش زبانى دلش را به کف آرى و مهلت بخواهى و با لطف و مدارا او را بازگردانى، نه این که هم مالش را ندهى و هم با او بدرفتارى کنى، که فرومایگى است.
ولا قوة الاّ باللّه
📗رساله حقوق امام سجاد علیه السلام
#حکایت
کنترل خشم و رفتار امام سجاد:
روزى یکى از بستگان امام سجاد(ع ) در حضور جمعى ، بر سر موضوعى بر امام سجاد(ع ) سخنان نامناسب گفت .
امام سجاد(ع ) سکوت کرد، سپس آن شخص رفت ، امام سجاد(ع ) به حاضران فرمود: (( آنچه را این مرد گفت ، شنیدید، و من دوست دارم که همراه من بیایید و نزد او برویم ، تا جواب او را بدهم و شما بشنوید)).
حاضران ، موافقت کردند، امام سجامد(ع ) با آنها رهسپار شدند، در راه مکرر مى فرمود و الکاظمین الغیظ (از صفات پرهى زکاران فرو بردن خشم است ) (آل عمران 134).
حاضران فهمیدند که آن حضرت ، پاسخ درشت به او نخواهد داد، همچنان با آنحضرت حرکت کردند تا به منزل آن مرد بدگو رسیدند، او را صدا زدند، او از خانه خارج گردید، امام سجاد(ع ) به او فرمود: ((اى برادر! اگر آنچه به من نسبت دادى در من هست ، از درگاه خدا، طلب آمرزش مى کنم ، و اگر در من نیست ، از خدا مى خواهم که تو را ببخشد)).
آن مرد، سخت تحت تاءثیر بزرگوارى امام قرار گرفت ، و به پیش آمد و بین دو چشم امام را بوسى د و عرض کرد: (( بلکه من سخنى به تو گفتم که در تو نبود، ومن سزاوار به آن سخن هستم ))
به این ترتیب امام سجاد(ع ) درس بردبارى و حفظ رابطه خوى شاوندى و کنترل خشم را به ما آموخت .
پ ن:
برگرفته از کتاب داستان دوستان شهید مطهری
16.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚩🌴🏴 روضه شهادت امام سجاد علیه السلام
با مداحی سید مجید بنی فاطمه در حضور رهبر معظم انقلاب در ایام کرونا
11.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 #شهادت_امام_سجاد(ع)
♨️جهاد تبیین امام سجاد (ع) در مجلس یزید
👌 سخنرانی بسیار شنیدنی
🎙حجت الاسلام رفیعی
●➼┅═❧═┅┅───┄
با #کانال_کمیل همراه باشید 🌹
⊰᯽⊱≈•🇮🇷•≈⊰᯽⊱
@canale_komail
✍🏽خاطرهای از شادروان دکتر عبدالحسین زرینکوب در ارتباط با امام حسین (ع)و روز عاشورا
🌷🌷🌷
🔹روز عاشورا بود و در مراسمی بهمین مناسبت به عنوان سخنران دعوت داشتم ، مراسمی خاص با حضور تعداد زیادی تحصیل کرده و به اصطلاح روشنفکر و البته تعدادی از مردم عادی، نگاهی به بنر تبلیغاتی که اسم و عکسم را روی آن زده بودن انداختم و وارد مسجد شده و در گوشه ای نشستم.
🔹دنبال موضوعی برای شروع سخنرانی ام می گشتم .. موضوعی که بتواند مردم عزادار را در این روز خاص جذب کند ، برای همین نمی خواستم، فعلا کسی متوجه حضورم بشود، هرچه بیشتر فکر می کردم ، کمتر به نتیجه می رسیدم ، ذهنم واقعا مغشوش شده بود که پیرمردی که بغل دستم نشسته بود با پرسشی رشته افکارم را پاره کرد :
🔹ببخشید شما استاد زرین کوب هستید ؟
🔹گفتم : استاد که چه عرض کنم، ولی زرین کوب هستم
🔹خوشحال شد، شروع کرد به شرح این که چقدر دوست داشته، بنده را از نزدیک ببیند، همین طور که صحبت میکرد، دقیق نگاهش می کردم، این بنده خدا چرا باید آرزوی دیدن من را داشته باشد ؟ چه وجه اشتراکی بین من و او وجود دارد ؟
🔹پیرمردی روستایی با چهره ای چین خورده و آفتاب سوخته، متین و سنگین، اما باوقار
🔹می گفت مکتب رفته و عم جزء خوانده و در اوقات بیکاری یا قرآن میخواند یا غزل حافظ و شروع به خواندن چند بیت جسته و گریخته از غزلیات خواجه و چه زیبا غزل حافظ را میخواند
🔹پرسیدم : حالا چرا مشتاق دیدن بنده بودید ؟
🔹گفت : سؤالی داشتم و سپس پرسید : شما به فال حافظ اعتقاد دارید ؟
🔹گفتم : خب بله ، صددرصد ... گفت : ولی من اعتقاد ندارم !
🔹پرسیدم : من چه کاری میتونم انجام بدم ؟ از من چه خدمتی بر میاد ؟
💥( عاشق مرامش شده بودم و از گفتگو با او لذت می بردم )
🔹گفت : خیلی دوست دارم معتقد شوم، یک زحمتی برای من می کشید ؟
🔹گفتم : اگر از دستم بر بیاد، حتما ، چرا که نه
🔹گفت : یک فال برام بگیر
🔹گفتم ولی من دیوان حافظ پیشم نیست
🔹بلافاصله دیوانی کوچک از جیبش درآورد و به طرفم گرفت و گفت : بفرما
🔹مات و مبهوت نگاهش کردم و گفتم، نیت کنید
🔹فاتحه ای زیر لب خواند و گفت : برای خودم نمیخوام، میخوام ببینم حافظ در مورد امروز ( روز عاشورا ) چی می گه ؟؟
🔹برای لحظه ای کپ کردم و مردد در گرفتن فال
🔹حافظ ...عاشورا ، اگه جواب نداد چی ؟ عشق و علاقه این مرد به حافظ چی ؟
🔹با وجود اینکه بارها و بارها غزلیات خواجه را کلمه به کلمه خوانده و در معنا و مفهوم آنها اندیشیده بودم، غزلی به ذهنم نرسید که به طور ویژه به این موضوعات پرداخته باشد
🔹متوجه تردیدم شد، گفت : چی شد استاد ؟ گفتم : هیچی، الان
🔹چشمان را بستم و فاتحه ای قرائت و به شاخه نباتش قسمش دادم و صفحه ای را باز کردم :
💥زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
💥گر نکته دان عشقی خوش بشنو این حکایت
💥بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
💥یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
💥رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
💥گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
💥در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
💥سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
💥چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی
💥جانا روا نباشد خونریز را حمایت
💥در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
💥از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت
💥از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
💥زنهار از این بیابان وین راه بینهایت
💥ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم
💥یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
💥این راه را نهایت صورت کجا توان بست
💥کش صد هزار منزل بیش است در بدایت
💥هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
💥جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت
💥عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
💥قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
🔹خدای من این غزل موضوعش امام حسین و وقایع روز و شب یازدهم نیست، پس چیست ؟ سالها خود را حافظ پژوه می دانستم و هیچ وقت حتی یک بار هم به این غزل، از این زاویه نگاه نکرده بودم، این غزل ویژه برا همین مناسبت سروده شده !
🔹بیت اولش را خواندم از بیت دوم این مرد شروع به زمزمه کردن با من کرد و از حفظ با من همخوانی و گریه میکرد، طوری که تمام بدنش میلرزید انگار روضه می خواندم و او هم پای روضه ی من بود .
🔹متوجه شدم عده ای دارند مارا تماشا میکنند که مجری برنامه به عنوان سخنران من را فرا خواند و عذرخواه که متوجه حضورم نشده ، حالا دیگر میدانستم سخنان خود را چگونه آغاز کنم .
🔹بلند شدم، دستم را گرفت و می خواست ببوسد که مانع شدم، خم شدم، دستش را به نشانه ادب بوسیدم .
🔹گفت معتقد شدم، معتقد بووودم، ایمان پیدا کردم استاد، گریه امانش نمی داد !
🔹آن روز من روضه خوان امام شهید شدم و کسانی پای روضه من گریه کردند که پای هیچ روضه ای به قول خودشان گریه نکرده بودند .
🔹پیشنهاد میکنم هر وقت حال خوشی داشتید، این غزل را بخوانید.