مــی تـوان پوشـید چـشم از هـرچه مـی آیـدبـه چـشم .
آنـچه نـتوان چـشم از او پوشـید ، بیـداری بـود . .
-
یـاد ِبعـضی نفـرات ؛
روشـنم مـیدارد ( :
قـوتم مـیبخشد .
ره مـی انـدازد .
و اجـاق کـهن سـرد سـرایم . .
گـرم مـی آیـد از گـرمی عـالی دمـشان ،
نـام بعضـی نفـرات ؛
رزق روحـم شـده اسـت ( :
وقـت هـر دلتـنگی . .
سـوی ِشـان دارم دسـت ،
جـراتم مـیبخشد . .
روشـنم میـدارد .
ایـن بـار تـو بـه مـن نـشان بـده دوسـتم داری .
نتــرس!
مـن آسـمان را گـرفته ام تـا بـه زمـین نیـاید ( :