مـن سعـی میـکنم جـدی نـگیرم .
ولـی متـاسفانه ؛
موهـام ، مـعدم ، قفسـه سـینم و سـرم . .
خیــلی جـدی میـگیرن ( :
گـل ِسـرخم چـرا پژمـرده حـالی ؟!
بیـا قـسمت کـنیم دردی کـه داری .
بیـا قسمـت کنیـم ، بیـشش بـه مـن دِه ؛
تـو کـه کوچـک دلـی طـاقـت نـداری ( :
هدایت شده از یادت باشد .
-گفتمش روزی خیالت از دلم بیرون کنم
دل بگفت او با من است من با خیالش میروم . .