eitaa logo
یادم باشد
29 دنبال‌کننده
265 عکس
58 ویدیو
3 فایل
کانالی برای ثبت احساس و خاطراتم ناشناس https://abzarek.ir/service-p/msg/4971561
مشاهده در ایتا
دانلود
گچ پیدا نمیکردیم .ماهم بنویسیم🥲هر جوری بود یه چیزی نوشتیم . ولی نوشته ها>>>
برگشتیم بریم سمت دانشگاه انقدر گرم بود اون آدمایی که با آب پاش،آب رو سر مردم میرختن کلی دعا خیر از طرف مردم گرفتن در این حد که میرفتیم میگفتیم آب بپاش رومون😂
برگشت سخت تر بود. هرچقدر می رفتیم نمی رسیدیم. توی راه دوباره هندونه،آب لیمو(مای لاو😔❤️)،آب به راه بود
راستی موقع رفتن به مصلی اینو گرفته بودم
خلاصه برگشتیم ولو شدیماااااا ولو. یکم ناهار،چای،چرت و استراحت عصر یکی از بچه های گروهمون و دوستش از یه دانشگاه دیگه گفتن بازم میخوایم میای. گفتم حله بریم. اینبار گفتیم با مترو بریم(اولین بارم بود😅و بهمون گفته بودن سوار مترو نشید(خوب کیه که حرف گوش کنه😉)) جلو ایستگاه مترو آب دوغ خیار میدادن🤤ولی تعجب کردم،دوغش گاز دار بود😲به هرحال خوردیم رفتیم سوار مترو شدیم رفتیم مصلی(تجربه جالبی بود)اگه درست یادم باشه چند ایستگاه زودتر پیاده شدیم، چون شلوغ بود.
اون یه نفرمون که از یه دانشگاه دیگه بود گفت بریم میدون انقلاب (بهمون گفته بودن زود برگردید و من یکم قانونمندم ولی گفتم یبار میخوام قانون بشکنم بریم،استرس داشتم) (باید اشاره کنم که بیخیال شام هم شدیم؟)