خلاصه برگشتیم ولو شدیماااااا ولو. یکم ناهار،چای،چرت و استراحت
عصر یکی از بچه های گروهمون و دوستش از یه دانشگاه دیگه گفتن بازم میخوایم میای. گفتم حله بریم.
اینبار گفتیم با مترو بریم(اولین بارم بود😅و بهمون گفته بودن سوار مترو نشید(خوب کیه که حرف گوش کنه😉))
جلو ایستگاه مترو آب دوغ خیار میدادن🤤ولی تعجب کردم،دوغش گاز دار بود😲به هرحال خوردیم رفتیم سوار مترو شدیم رفتیم مصلی(تجربه جالبی بود)اگه درست یادم باشه چند ایستگاه زودتر پیاده شدیم، چون شلوغ بود.
#خاطراتم