حیف نمیخوام کارای کانالای دیگه پیامرسانای دیگه رو بزارم اینجا وگرنه چیزای باحالی دارم میبینم😂
هدایت شده از 𒉭𝕃𝕆𝕊𝕋
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کمی مکث کنیم...
〘 #MH 〙
『𝑾𝒆𝒍𝒄𝒐𝒎𝒆 𝒕𝒐 @INSIDE_DRAVEN』
دیدین دیشب چه گلی کاشتیم البته که با کمک خدا درغیر اینصورت ما قدرتی نداریم که به خودمون مغرور بشیم. از خدا ممنونم که هنوز داره بهمون نگاه میکنه و مراقبمونه🤲
البته که شهید و زخمی هم داشتیم. ولی اونا آخرتشون رو بردن ما تاریخ رو مینویسیم و فراموششون نمیکنیم.❤️
یکی از کارای عجیبی که بهش علاقه دارم و بقیه ترجیح میدن انجام ندن «میوه پوست کندن»😅😂
به نظرم کار جالبیه
البته که ترجیح میدم درحالی که لباس مهمونی پوشیدم اینکارو نکنم و ترجیح میدم کنار سینک ظرفشویی باشم دستمو بشورم
به دیزاینمم کاری نداشته باشین میدونم جالب نیست🤣فقط به نکته مثبته اینکه یکی براتون میوه پوست میکنه فکرکنید😉
نمیدونم شاید یکی از توانایی هام کندن پوست آد-چیز نه هیچی🤣
#برشیاززندگی 🌤
مود خسته و گرفته ام شروع شده بخاطر همین میتونید این پیام رو بدون خوندن رد کنید چیزی از دست ندید(اون یکی پیام های کانال روهم نخونید چیزی از دست نمیدید)
داشتم فکرمیکردم قبل جنگ چه جوری بودم؟ خوشحال بودم ؟ زندگی خوبی داشتم؟لذت میبردم؟زمانی وجود داره که بخوام بهش برگردم؟و...
انصافی من زندگی خوبی داشتم. خانواده خوب ،شرایط زندگی خوب ، لحظات خوب،شادی های خوب و خیلی خوب دیگه ولی میدونی حس میکنم این خوب هارو دوست نداشتم.
یعنی نه اینکه بگم مثلا دلم نمیخواست خانواده خوب داشته باشم ،نه منظورم این نیست منظورم اینه که این خوب میتونست عالی باشه.
بعدش فکرکردم چی باعث شد که عالی رو نداشته باشم و هرجور حساب میکنم یه دلیل داره:من عالی رو نداشتم،چون من بودم.
شاید بگین این باز شروع کرد به تنفر از خودش و اینا. ولی جدی هرچقدر فکرکردم دیدم تو هر بازه زمانی چیزی درموردم وجود داشته که نمیتونم دوستش داشته باشم.
خانواده ام میگن یه زمانی وقتی بچه بودم دختر خیلی خنده رو شاد و دوستداشتنی بودم ،پس شاید اگه بخوام برگردم بگذشته برگردم اونجا ولی راستش من حتی اون من رو هم خیلی دوستش ندارم. شاید کمتر ازش بدم بیاد ولی اینکه بگم دوستش دارم فکرنکنم.
منظورم از من بودن چیه؟چرا من بودن باعث آزارمه؟
چون من بودم نتونستم مدرسه رو دوست داشته باشم یعنی اون موقع داشتم ولی الان ازش متنفرم
چون من بودم نتونستم دوست صمیمی پیدا کنم
چون من بودم نتونستم دختری باشم که همه بهش افتخار کنن
بعضی وقتا یکم حالم بهم میریزه تو آینه نگاه میکنم و میگم کی این من تبدیل به منی که میخوام میشه؟از این من بودم خسته شدم
قبلنا اینجوری نبودم اون موقع هاهم من رو دوست نداشتم ولی همچنان میخندیدم و بهش توجه نمیکردم .پس چیشد که رفته رفته تعداد دفعات این حالم زیاد شد؟چیشد که الان چند ساعت در روز یا چند روز یبار اینجوری میشم؟چون بهش توجه نکردم؟
اشتباه نکنید من افسرده نیستم ولی از من بودن خسته شدم .
خجالت میکشم با این سنم هر سری میام اینجا جلو۱۴نفر آبرو خودمو میبرم و شاید حتی رو اعصابشون باشم و ناراحتشون کنم یا جو منفی بهشون بدم ولی وقتی اینجا مینویسم یکم اروم تر میشم پس شرمنده
ولی جدی میترسم فردا روزی یکی که میخواد باهم ارتباط داشته باشه بیاد این کانالو ببینه آبروم بره فکرکنم از همون مسیری که اومده برگرده 😂