eitaa logo
یادداشت های مشاور📚
6هزار دنبال‌کننده
249 عکس
18 ویدیو
1 فایل
مهری محمّدی مادر ⁦♥️⁩ پژوهشگر در حوزه روانشناسی و دین مشاور کودک و خانواده، توسعه فردی، اعتقادی 👩‍🎓 دانش آموخته دانشگاه تهران، دانشگاه رازی، جامعه الزهرا (نشر مطالب بدون لینک کانال شرعی و اخلاقی نیست) من اینجام👇 @moshaver_135
مشاهده در ایتا
دانلود
6.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قبل از اینکه به روانشناس مراجعه کنید مزاج تون رو درست کنید! 🔥❄️ و گر نه از دست هیچ روانشناسی کاری بر نمیاد!! 🪴 😅 یادداشت های مشاور 👇 🖼 @Yaddasht_moshaver
توصیه رهبر انقلاب برای پیروزی.pdf
603.9K
🌸🍀🌸🍀 سلام ایستادگان در طرف راست تاریخ😊 امام سجاد (ع) فرمودند: به راستي که دعا، بلا را برگرداند، آن هم بلاي حتمي را. دعا بلايي را که نازل شده و آنچه را نازل نشده دفع مي‌کند. دعاهایی که مولایمان سفارش کردند رو خوندید؟ هر سه مورد رو در یک فایل قرار دادم که یک‌جا در دسترس باشه! برای دغدغه مندان جبهه حق ارسال کنید. 🖼 @Yaddasht_moshaver
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔆🔅🔆🔅🔆 خیلی از اعضای محترم کانال، مخصوصاً عزیزانی که بنده رو نمی شناسند یا تا به حال از بنده مشاوره نگرفته اند، گمان می کنند ، مشاور طب سنتی هستم😅 🥣🍏🍎🌱🌿 اگرچه بیش از ۵ سال در این رشته مطالعه داشتم و در حال نگارش مقالات علمی پژوهشی مربوط به این رشته هستم. 🤓 اما تخصص بنده مشاوره خانواده و مشاوره فردی است. البته در طبع شناسی و تشخیص مزاج به درجه عرفان رسیدم😂 این هم فقط یک علت داره: بعد از ده سال تجربه دریافتم، امر مشاوره تخصصی، بدون شناخت طبایع تقریباً ممکن نیست! اگر می بینید که درمان های روانشناسی با هزینه‌های سرسام‌آور، معمولاً به طول می انجامد 😵‍💫 و یا بعضی از پروتکل های درمان برای برخی از افراد جواب نمی‌دهد یا دیر جواب میدهد، علت را همین جا باید جست و جو کرد: در بسیاری از موارد تنها مشکلات جسمی عامل اصلی است! افراد در طبع و مزاج یکسان نیستند! یادداشت های مشاور پیشنهاد عضویت👇 🖼 @Yaddasht_moshaver
یادداشت های مشاور📚
🔆🔅🔆🔅🔆 #روشنگری خیلی از اعضای محترم کانال، مخصوصاً عزیزانی که بنده رو نمی شناسند یا تا به حال از بند
روشنگریِ !! 😄 بر همین اساس، با توجه به 🟢 احترام به پزشکانِ متخصص در این رشته 🟢 و تخصصی بودن امر درمان و تجویز دارو بنده ، درمان و دارو را فقط برای خودم و خانواده ام به کار می گیرم. لطف می کنید اگر در شخصی بنده، درمان بیماری ها و تجویز دارو را نخواهید.🌹 برای با اصلاح سبک زندگی مطالب کانال را پیگیری کنید. 🖼 @Yaddasht_moshaver
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔷 اگر نقل کننده ی این ماجرا کسی به جز شهید عارف آیت الله دستغیب بود، شاید با دیده تردید به آن نگاه می کردم. اما این داستان چند روزیست که فکر مرا مشغول کرده و در نهایت امروز که در حال مطالعه ی قرآن بودم به این آیه رسیدم: أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا (کهف/۹) ﺁﻳﺎ ﮔﻤﺎﻥ ﻛﺮﺩﻱ ﻛﻪ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﻛﻬﻒ ﻭ ﺭﻗﻴﻢ ﺍﺯ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﻴﺰ ﻣﺎ ﺑﻮﺩﻧﺪ ؟ ( ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻴﺴﺖ ; ﺯﻳﺮﺍ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﻬﻦ ﺩﺷﺖ ﻫﺴﺘﻲ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﻴﺰﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﻛﻬﻒ ﺍﺳﺖ) بله نشانه های شگفت انگیز تر زیادی وجود داره، مثل همین ماجرا و ماجراهایی که هیچ کسی از آنها با خبر نشده.....و همگی برای غفلت زدگانی چون من مایه ی تذکار است و برای خردمندان نشانه های تجلی اوصاف خداوند! داستان را خلاصه می نویسم: فاضل گرانقدر حاج شیخ محمد حسن مولوی قندهاری سال‌ها در افغانستان و هندوستان به وعظ و تبلیغ خدمت می کردند و ۱۰ سال مقیم نجف بودند. ایشان نقل کردند، سالی در قندهار وبا آمده بود. محمد جمعه بزرگ و کدخدای محل بسیار خیرخواه و دلیر بود و شبها می رفت در قبرستان، برای جنازه وبازده ها قبر حفر می کرد. روزی نزد عموی مادرم میرزا علی گوهر می آید و شکایت می کند که شب‌ها در حین حفر ، حیوان پشمالویی می آید نزدیک و کار مرا نگاه می کند و تا به آن توجه می کنم، فرار می کند و غیب می شود، مرحوم میرزا علی گوهر با چند نفر همراه محمد جمعه در شب می آیند در قبرستان و هر نفری در گوشه ای در کمین آن حیوان آماده می شوند و خودش پهلوی محمد جمعه بوده. محمد جمعه مشغول حفر قبر می شود، آن حیوان پیدا می گردد، میرزا علی گوهر فریاد می زند: او را بگیرید می بینند در سوراخ قبری پنهان شد قبر را می کنند، می بینند یک خشت لحد کم است میرزا علی دستور می دهد خشت ها را به آرامی برمیدارند چراغ می آورند می بینند جسد زنی است که پوسیده، اما یک سینه آن سالم است و از آن شیر تازه می چکد... هر چه می گردند حیوان را نمی بینند ناچار قبر را بیشتر می شکافند، جسد زن متلاشی می شود و صدای نفس تند حیوان را می شنوند... در پست بعدی یادداشت های مشاور 🖼 @Yaddasht_moshaver
👆.... می بینند پایین پای لحد، سوراخی است و حیوان آنجا خزیده خوب در او تأمل کردند، دیدند بچه انسانی است که به نظر چهار ساله می آید ، دو سه نفری او را می کشند، به قدری نیرومند بوده که این سه نفر به زحمت او را بیرون می آورند فریاد زیادی میکند بالاخره او را از قبر بیرون آوردند و به شهر بردند و قند و شیرینی به او می دادند و تا یک ماه همسایه ها از ناله و فریاد آن بچه در فراق قبر و مادر در زحمت بودند و نیز از سر انگشت سبابه اش هر گاه می مکید یا دیگری فشار میداد، شیر بیرون می آمد و خداوند متعال از راه انگشت هم به جز سینه مادرش روزی به او می رساند. بعد از یک ماه به زندگی شهری مأنوس شد و تنها کلمه قندو را یاد گرفت و به قندو شهرت یافت. و تا ۲۵ سالگی زنده ماند. (کتاب داستان های شگفت، آیت الله دستغیب رحمة اللّٰه علیه) یادداشت های مشاور پیشنهاد عضویت👇 🖼 @Yaddasht_moshaver