eitaa logo
تَوَسُّل‌بِه‌ امام‌ز‌َمٰان‌وَشهدا🇵🇸
1.9هزار دنبال‌کننده
12.8هزار عکس
5هزار ویدیو
84 فایل
🦋اینجا همه،بچهایِ امام‌زمان ودوستان شهدا محسوب میشن😍 📌اهداف کانال: ✨سهمی درظهورامام زمان عج ✨زنده نگه‌داشتن یادشهـدا 💚فروشگاه‌مون: @ForoshgahMeshkat کانال تبلیغ وتبادل ندارد🚫
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔻 👈این داستان⇦《 فروشی نیست 》 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📎بعد از نماز، آقای مرتضوی صدام کرد ... بقیه رفتن نهار ... من با ایشون و چند نفر دیگه ... توی نمازخونه دور هم حلقه زدیم ... 🔹شروع کرد به حرف زدن ... علی الخصوص روی پیشنهاداتم... مواردی رو اضافه یا تایید می‌کرد ... بیشتر مشخص بود نگران هجمه‌ای بود که یه عده روی من وارد کردن ... و خیلی سخت بهم حمله کردن ... من نصف سن اونها رو داشتم ... و می‌ترسید که توی همین شروع کار ببرم ...⚡️ 🔸غرق صحبت بودیم که آقای علیمرادی هم به جمع اضافه شد ... تا نشست آقای مرتضوی با خنده خطاب قرارش داد... - این نیروتون چند❓ ... بدینش به ما ... 🔻علمیرادی خندید ... - فروشی نیست حاج آقا ... حالا امانت بخواید یه چند ساعتی ... دیگه اوجش چند روز ... - ولی گفته باشم‌ها ... مال گرفته شده پس داده نمی‌شود... 🔹و علمیرادی با صدای بلند خندید ... - فکر کردی کسی که هوای امام رضا رو نفس بکشه ... حاضره بیاد دود و سرب برج میلاد شما بره توی ریه‌اش❓ ... 🔸مرتضوی چند لحظه‌ای لبخند زد ... و جمعش کرد ... - این رفیق ما که دست بردار نیست ... خودت چی؟ ... نمی‌خوای بیای تهران، پیش ما زندگی کنی❓... 💢پیشنهاد و حرفهایی که زد خیلی خوب بود ... اما برای من مقدور نبود ... با شرمندگی سرم رو انداختم پایین ... - شرمنده حاج آقا ... ولی مرد خونه منم ... برادرم، مشهد دانشجوئه ... خواهرم هم امسال داره دیپلم می‌گیره و کنکوری میشه ... نه می‌تونم تنها بیام و اونها رو بزارم ... نه می‌تونم با اونها بیام ... 🔹بقیه‌اش هم قابل گفتن نبود ... معلوم بود توی ذهنش، کلی سؤال داشت ... اما فهمیده‌تر از این بود که چیزی بگه ... و حریم نگفتن‌های من رو نگهداشت ...👌 🔸من نمی‌تونستم خانواده رو ببرم تهران ... از پس خرج و مخارج بر نمی‌اومدم ... سعید، خیلی فرق کرده بود اما هنوز نسبت به وضعش احساس مسئولیت می‌کردم ... و الهام توی بدترین شرایط، جا به جا می‌شد ... 🔻خودم هم اگه تنها می‌رفتم ... شیرازه زندگی از هم می‌پاشید ... مادرم دیگه اون شخصیت آرام و صبور نبود ... خستگی و شکستگی رو می‌شد توش دید ... و دیگه توان و قدرت کنترل موقعیت و بچه‌ها رو نداشت ... و دائم توی محیط، ناراحتی و دعوا پیش می‌اومد ... مثل همین چند روزی که نبودم ... الهام دائم زنگ می‌زد☎️ که ... - زودتر برگرد ... بیشتر نمونی ... ۰۰۰┅═══(✼❉❉✼)═══┅۰۰۰ نویسنده: ـ ـ
🔻 👈این داستان⇦《 آشیل 》 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📎توی راه برگشت ... شب توی قطار ... علیمرادی یه نامه بهم داد ... 🍀- توصیه نامه است برای * ... مرتضوی گفت: تو حیفی با این روحیه و این همه استعداد ... توی مجتمع ما بمونی ... برات توصیه نامه نوشت ... گفت از تهران هم زنگ میزنم سفارش می‌کنم میگم کدوم قسمت بگذارنت ... 🔹نامه توی دستم خشک شد ... - آقای علمیرادی ... - نترس بند پ نیست ... اینجا افراد فقط گزینش شده میرن... این به حساب گزینشه ... حاجی مرتضوی از اون بچه‌های خالص جنگه که هنوزم اون طوری مونده ... خیلی هم از این طرف و اون طرف، اذیتش می‌کنن ... الکی کاری نمی‌کنه ...👌 🔸انتخاب بازم با خودته ... فقط حواست باشه ... با گزینش مرتضوی و تایید اون بری ... هم اونهایی که از مرتضوی خوششون نمیاد سر به جونت می‌کنن و سنگ می‌اندازن ... هم باید خیلی مراقب باشی ... پاشنه آشیل مرتضوی نشی ... 🔻هنوز توصیه نامه توی دستم بود ... بین زمین و آسمون ... و غوغایی توی قلبم به پا شد ... 💢- پس چرا واسم توصیه نوشت؟ ... اینطوری بیشتر روش حساس نمیشن، سر به سرش بزارن❓ ... 🔹تکیه داد به پشتی ... - گفتم که از بچه‌های قدیم جنگه ... اون موقع، بچه‌ها صاف و صادق و پاک بودن و نترس ... کار که باید انجام می‌شد؛ مرده و زنده‌شون انجام می‌داد ... هر کی توانایی داشت، کسی نمی‌گفت کی هستی؟ قد و قواره‌ات چقدره❓ ... میومد وسط، محکم پای کار ... براساس تواناییش، کم نمی‌گذاشت ... به هر قیمتی شده، نمی‌گذاشتن کار روی زمین بمونه ... و الا ملت تازه انقلاب کرده و حکومت نوپا ...🍃 🔸مرتضوی هنوز همون آدمه ... تنهایی یا با همراه ... محکم می‌ایسته میگه این کار درسته باید انجام بشه ... انتخاب تو هم تو همون راستاست ...👌 ولی دست خودت بازه... از تو هم خوشش اومد ... 🔻گفت: این بچه اخلاق بچه‌های اون موقع رو داره ... اهل ناله و الکی کاری نیست ... می‌فهمه حق الناس و بیت المال چیه ... مثل بچه‌های اون موقع که مشکل رو می‌دیدن، می‌رفتن پای کار ... نمی‌شینه یه گوشه بقیه شرایط رو مهیا کنن، این از دور کف بزنه... 🔹تمام مدت سرم پایین بود و به اون نامه فکر می‌کردم ... انتخاب سختی بود ... ورود به محیطی که روی حساب گزینش کننده‌ات ... هنوز نیومده، یه عده شمشیر به دست... آماده له کردن و خورد کردنت باشن ... 🔸از طرفی، اگر اشتباهی می‌کردم ... به قیمت زمین خوردن مرتضوی تموم می‌شد ... ریسک بزرگی بود ... بیشتر از من... برای مرتضوی ... غرق فکر بودم ... - نظر شما چیه؟ ... برم یا نه❓ ... 💢و در نهایت تمام اون حرف‌ها ... و فکرها ... تصمیم قاطع من... به رفتن بود ... ۰۰۰┅═══(✼❉❉✼)═══┅۰۰ نویسنده: ـ ـ
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔆💠🔅💠﷽💠🔅 💠🔅💠🔅 🔅💠🔅 💠 ⁉️چرا بعضيا نماز نمي‌خونن⁉️ 💢کسی جریان نمازخون شدنش رو اینطور بازگو میکنه: 💠یه روز استاد معارفمون سر کلاس از بچه‌ها پرسید: به نظر شما چه کسایی نماز نمی‌خونن؟ 1⃣ شاگرد اولي گفت: آقا اجازه! کسایی که مُرده‌اند نماز نمي‌خونن! 2⃣ شاگرد دومی گفت: آقا اجازه! کسایی که نماز خوندن بلد نیستن، نماز نمي‌خونن! 3⃣ بچه سومی از جاش بلند شد و گفت: آقا اجازه! کسایی که مسلمون نیستن،نماز نمي‌خونن! 4⃣ چهارمی هم گفت: آقا اجازه! کسایی که کافر هستن نماز نمي‌خونن! 5⃣ پنجمی گفت: آقا اجازه! کسایی که از خدا نمی‌ترسن نماز نمي‌خونن! 🤔 همه نظراتشون رو گفتن؛ و من که نماز نمی‌خوندم به فکر فرو رفتم!! ⁉️من که نماز نمی‌خونم جزء کدوم گروه هستم؟! 🔷آیا من مرده‌ام ؟ نخیر زنده‌امم! 🔷آیا من نماز بلد نیستم؟ نخیر بلدم! 🔷آیا من مسلمون نیستم ؟ الحمداللّٰه كه هستم! 🔷آیا من کافر هستم نعوذ بالله؟ نخیر مسلمون هستم! 🔷آیا من از پروردگارم نمی ترسم؟ نخیر، مي‌ترسم! 🤔 پس چرا نماز نمی‌خونم؟! 🔥با خودم گفتم : خُب! اگه شب اول قبر از من سوال كنن که: 🎐زنده بودي! 🎐نماز بلد بودي! 🎐مسلمان بودي! 🎐از خد هم که مي‌ترسيدي! 😤 پس چرا نماز نميخوندي؟! چه جوابی دارم بدم؟! 💥تكونی خوردم و از همون روز تصميم گرفتم كه دیگه نمازهام رو مرّتب بخونم! ✅فقط يه تصميم جدّي ميخاد؛ شما هم حتماً دراین باره فکر کنید!✅ 🎁اگه این پیام شما رو هم به فکر فرو برد، لطفاً منتشرش کنین، شاید درِ رحمتی به روی بی‌نمازی باز بشه إن شاء الله. https://eitaa.com/yadeShohada313 💠🔅💠🔅💠🔅💠🔅
۵ راهکار برای مدیریت مادر شوهر_25-09-23_17-12-59-477.mp3
4.74M
👆۵ راهکار طلایی برای مدیریت که مرتب دخالت میکنه را در ویس بالا گوش کنید👆 ===ویس بالا👆 جواب پیام زیر هست=== سلام آقای حسینی خسته نباشید ببخشید یه سئوال داشتم اونم اینه که وقتی که خانواده ی همسرم به خصوص مادرشوهرم توزندگیم دخالت میکنن من چکار کنم؟مادرشوهرم جوری رفتار میکنه و طوری حرف میزنه که انگار من پسرشو ازش دزدیدم،نمیزاره بشینیم سرخونه و زندگیمون،یکسره به شوهرم زنگ میزنه و میگه چرا نمیای ،فردا بیا،زودباش چهارشنبه بیا،یجوری میگه کاملا مشخصه که نمیخواد ما با هم باشیم فقط این نیست،مادرشوهرم روی مسافرت رفتنمون،مهمونی رفتن و مهمونی دادنمون،خرید کردنمون ،حتی اینکه صبح چی خوردید ،هی زنگ میزنه از شوهرم میپرسه زنت نهار چی درست کرد شام چی درست کرد،(اینو میپرسه که بعدا یه بحثی شد بهم تیکه بندازه که خیلی برای پسرم آشپزی کردی ،هیچ بهش نمیرسی شده پوست استخون) یا اینکه خدا نکنه ما یه نهار بریم خونه ی مادر من(برمیگرده با طعنه میگه آره دیگه باهرکی خوشین بگردین،من که محتاج شما نیستم خودم شوهر دارم) بعدش روشو میکنه اونطرف و الکی بغض میکنه و میگه خیر سرم ۳تا پسر بزرگ کردم و.... شوهرمم میگه غلط کردم و تا یکی دوماه پاشو خونه ی مادر من نمیزاره ================== ❌️۵ راهکار استاد حسینی را در ویس بالا بشنوید❌️ https://eitaa.com/yadeShohada313
1_600117335.mp3
6.62M
پاشو بریم جبهه؛ تو نماز جمعه هی نگو: جنگ جنگ تا پیروزی! جبهه کجاست؟ https://eitaa.com/yadeShohada313
🌹نبی مکرم اسلام (ص) فرمودند: 💫🌟از رنج و غم‌ها به وسیله صدقه جلوگیری کنید تا خداوند رنج‌تان برطرف کند و شما را بر دشمنان‌تان پیروز سازد. 📗نهج‌الفصاحه https://eitaa.com/yadeShohada313
♡السَلامُ عَلَیکُم یا‌اَنصَارَ دینِ‌الله♡ 🌷هدیـه میکنیم ذکـر پربرکت را به روح پاک عزیز 🤲باشد که دعایمان کنند در دنیا، وشفاعت‌مان کنند در قیامت... ✅جهت شرکت در ختم تعداد اذکاری که هدیه میفرمایید را جهت‌ثبت به این آیدی ارسال بفرمایید؛👇 🆔 @Yamahdiadrekni1397 : ساعت۲۲ سه‌شنبه❌ ♡وَلٰا تحسبَن الذیـنَ قُتلوا فـی سبیلِ اللّه امواتا بَلْ احیـٰاءٌ عندَ ربهم یُرزَقون♡ ........ 🦋💫
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا