eitaa logo
اشعارمناجات امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف)
9هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
2.5هزار ویدیو
128 فایل
•﴾‌﷽﴿• براي تعجيل در فرج من بسیار زياد دعا کنيد که آن،فَرَج و نجات شما است.(کمال‌الدين، ج ٢،ص ٤٨٥) امام زمان (عج) هدیه محضر امام زمان عج صلوات اللهم عجّل لولیک الفرج #کانال_اشعار_مناجات_با_امام_زمان_عج https://eitaa.com/joinchat/1169883173C0eef1e04a6
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌الله الرحمن الرحیم کم نکن سایه ی لطفت ز سرم آقاجان گرچه من جنس خرابم بخرم آقاجان آنقَدر فکر و خیالم شده دنیا دیگر از غم و غصه ی تو بی خبرم آقاجان یک قدم محض رضای تو نشد بردارم اصلا انگار فقط دردسرم آقاجان در بساط غمتان مدعی ام اما حیف غافل از ناله و اشک سحرم آقاجان پروبالم شده زخمی به زمین افتادم کمکی کن که به سویت بپرم آقاجان غیر این خانه پناه دگری نیست مرا باز کن دربه رویم پشت درم آقاجان تا به اینجا که رسیدم مدد سلطان است راهی ام کن دم ایوان حرم آقاجان بعد مشهد سفر کرببلا میچسبد یک شب جمعه بیا و ببرم آقاجان در شب اول قبرم به شما محتاجم گر نیایی بخدا در خطرم آقاجان
بسم‌الله الرحمن الرحیم گره افتاده به کارم نگرانم آقا ذکر استغفار دارم بر زبانم آقا خورده ام من به در بسته به هرجا رفتم تو بیا و بده یک راه نشانم آقا خاطر آزرده شدی از بدیِ اعمالم با گناه انس گرفته تن و جانم آقا غافل از لطف و عطایت شده ام شرمندم همه ی عمر تو دادی آب و نانم آقا دل بریدم ز همه آمده ام با گریه تا همیشه در کنار تو بمانم آقا گرد و خاکی ز معاصی به تن من مانده لطف خود شامل من کن بتکانم آقا خوشبحال همه ی سینه زنان ارباب خاک پای همه ی سینه زنانم آقا خبر از حال و هوای دل زارم داری ببرم کرببلا تا که جوانم آقا
بسم‌الله الرحمن الرحیم من که خوشحال از پریشان حالی‌ام سرخوشم با حال و روز عالی‌ام بر سر راه نگاهت مهربان می‌نشینم با دو دست خالی‌ام آبشار جاری لطف خدا یا عزیز الله اوف کیلنا دستهایم را ببین و رحم کن بنده را مولا ببین و رحم کن این اسیر سر به زیر خویش را خسته و تنها ببین و رحم کن ای پناه بی پناه بی نوا یا عزیز الله اوف کیلنا دوست دارم با تو باشم روز و شب تا بسوزم با غمت در تاب و تب دلنوازی دستگیری از شما از من بی دست و پا دست طلب با تمام دردهایم آشنا یا عزیز الله اوف کیلنا آه ... مولایی چه می‌آید به تو حُسن زهرایی چه می‌آید به تو بی سر و پایی چه می‌آید به من رسم آقایی چه می آید به تو ای نگاهت دردمندان را دوا یا عزیز الله اوف کیلنا دامن از دستان آه ما مکش خویش را دور از نگاه ما مکش عاقبت ما هم خدایی می‌شویم دست از اصلاح راه ما مکش آسمان عاطفه روح دعا یا عزیز الله اوف کیلنا
گاه‌گاهی عتاب خواهد کرد بیشتر فتح‌ِباب خواهد کرد بعدِ هر بار گفتنِ «یارب» بنده را «جان» خطاب خواهد کرد او دعاهای توبه کاران را زودتر مستجاب خواهد کرد و فقط ناامید از خود را در جهنم عذاب خواهد کرد بین دل‌های مُرده و غمگین «یا حسین» انقلاب خواهد کرد ره صد ساله را خلاصه کند غوره‌ها را شراب خواهد کرد گریه کردیم، یا کمک کردیم همه‌اش را حساب خواهد کرد نسپاریدمان به شهر و دیار شهر، مارا خراب خواهد کرد سمت هرکس اگر به جز تو رَویم زود مارا جواب خواهد کرد آری آقا به غیرِ تو مارا چه کسی انتخاب خواهد کرد؟ چه کسی جز حسین با ذکرش بین دل انقلاب خواهد کرد؟ چه کسی جز حسین با خونش موی خود را خضاب خواهد کرد؟ چه کسی جز حسین با داغش هر دلی را کباب خواهد کرد؟ فکر طفل رباب افتادم طفل او را که خواب خواهد کرد؟
بسم‌الله الرحمن الرحیم بالابلندی، شانه های مهربان داری بر طاق چشمانت دو ابروی کمان داری بر لب طنین دلنشین نور و الرحمن روی عبایت آیه هایی از دخان داری بارانی و با ابرهای جمعه می باری بارانی و در مشت خود هفت آسمان داری در دست گرچه ذولفقار انتقام اما بر روی دوشت بقچه های آب و نان داری ما عاشقان مدعی هرگز نفهمیدیم حسی که تو به هر کدام از شیعیان داری! گفتیم دوری، بی نشانی، غافل از اینکه هر جا که دلتنگ توایم، از خود نشان داری هر جا که نامت را بخوانم می رسی از راه هرجای دنیا باشم آنجا جمکران داری
بسم‌الله الرحمن الرحیم تا کی نصیب ماست «اَرَی الخَلق» و «لا تُری» کی می‌شود نوای «اَنا المَهدی» تو را ... از سمت کعبه بشنوم ای جانِ جانِ جان «عَجّل عَلی ظُهُورِکَ یا صاحِبَ الزّمان»
بسم‌الله الرحمن الرحیم دنیاست در تلاطم و طوفان کران کران خشم و خشونت و غم کشتار بی‌امان چشمان ماست خیره به تو سمت آسمان ادرکنی ای امید دل، الغوث الامان عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان شرق است در تغافل و غرب است در نفاق هر فصل یک مصیبت و هر آن یک اتفاق یک روز رنج سوریه روز دگر عراق هر لحظه بیشتر شده اندوه شیعیان عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان با ذوق از حقوق بشر حرف می‌زنند یا از گزینه های تشر حرف می‌زنند اوج شرارت‌اند و ز شر حرف می‌زنند دنیای ما پر است از این حرف و داستان عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان خاورمیانه مرکز آوار ماجراست اخبار داغ در پی آمار ماجراست آل سعود باز میاندار ماجراست از پول نفت سرخوش و با خلق سرگران عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان اسلام در محاصره‌ی خون و آتش است داعش دروغ تازه‌ی این قوم سرکش است هر جا که صهیونیسم بخواهد کشاکش است از دست دیو فتنه به لب‌ها رسیده جان عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان در ذهن تار بسته‌ی شب ریشه می‌زنند آتش به هر اراده و اندیشه می‌زنند با نام دین به ریشه‌ی دین تیشه می‌زنند یک روز سهم داعش و یک روز طالبان عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان آقا ببین جنایت آل سعود را سرکوب و سرسپردن و جهل و جمود را اسباب روسفیدی آل یهود را ادرکنی ای عدالت موعود مستعان عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان از نحس کدخدایی این دشمن زبون فریاد دادخواهی هر شیعه غرق خون بغض یمن شکسته و بحرین لاله‌گون از دست ظلم کارد رسیده به استخوان عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان القاعده ز یک سو و سویی "بوکو حرام" "الله اکبر" آتش فرمان قتل عام انبوه مسلمین جهان‌اند تلخ کام آقا نگاه کن که چه شادند دشمنان عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان حال و هوای منطقه مثل محرم است در زینبیه‌ی دل ما شام ماتم است عهد مدافعان حرم با تو محکم است عباس‌های شیعه وفادار و جان‌فشان عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان امروز در حمایت تکفیریان پست تحریم و قصه‌ی عمر سعد باز هست کفر ایستاده است امان‌نامه‌اش به دست در پشت هر بیانیه دارند صد بیان عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان گاهی به تشنگی، به بلا فکر می‌کنم گاهی به کشتگان منا فکر می‌کنم گاهی به وضع کرب‌وبلا فکر می‌کنم آقا بیا گره بزن این بغض را به آن عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
بسم‌الله الرحمن الرحیم از انتظار خسته شده انتظار هم تقویم من تویی , تو نباشی بهار هم تا زنده ام فقط نه تو را جار میزنم گفتم که حک کنند به روی مزار هم خوبی چنانکه عاشقی ات انتخاب نیست عشق تو برده از دل ما اختیار هم من کفتر حریم تو ام گُم نمیشوم این احتمال را نده یک در هزار هم بر عکس مردمان , صدقه دادی و گدا کوچک نشد که هیچ , گرفت اعتبار هم من هرچه گفته ام ز تو , شعر و خیال نیست آورده مجلسی همه را در بِحار هم ...
بسم‌الله الرحمن الرحیم امشب که می خواهد دلم سامان بگیرد باید که چشمانم کمی باران بگیرد وقتی که شعری می نویسم روی کاغذ شاید که بغضی در گلویم جان بگیرد مثل همیشه این غزل تا بیت آخر حال و هوایی مبهم و پنهان بگیرد با چشم گریان ندبه می خوانم برایت شاید دعا با دیده ای گریان بگیرد آقا بیا تا در میان قلب شیعه این زخم کهنه عاقبت درمان بگیرد هر جمعه من روی تو را چشم انتظارم تا اینکه عصر غیبتت پایان بگیرد...
عادتاً دم ز عشقِ یار نزن بی عمل حرفِ انتظار نزن سَر تو گرم بازیِ دنیاست لافِ مجنونِ بی قرار نزن زار زد از گناهِ تو آقا توبه کن از‌ گناه، زار نزن از غریبی درش بیار! انقدر... از غریبی او هوار نزن تا ز هر دامنی نشُستی دست دست بر دامن‌ِ نگار نزن قول دادی! بمان سَرِ قولت زیرِ این قول و این قرار نزن هرچه را از دلت کنار زدی عشق او را ز دل کنار نزن پدر ماست گرچه بد شده‌ایم به دلِ خسته‌اش شرار نزن... کربلا منتهای خوشبختی‌ست پَر سوی غیر این دیار نزن تا نرفتی میانِ صحنِ حسین حرفی از خیر روزگار نزن...
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا