eitaa logo
🔹حیات طیبه🔹
2.1هزار دنبال‌کننده
20.5هزار عکس
14.6هزار ویدیو
437 فایل
•﷽• پرسش و پاسخ اعتقادی مسائل سیاسی اخلاقی سبک زندگی اسلامی ... - کارشناس دینی و سیاسی - استادحلقه های معرفت -و مبلغ دانشگاه •┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈• https://eitaa.com/yamahdiadrekni72 •┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از حوزه انقلابی
همایش ادامه دارد.... حضور نایب رییس محترم مجلس شورای اسلامی جناب آقای قاضی زاده آقای دکتر جاویدنیا: قطع برق را به فال نیک می گیریم و امشب به یاد غربت منزل امیر المومنین و به مناسب شام غریبان یگانه بانوی دو عالم حضرت فاطمه (س) می افتیم 🔥 حوزه انقلابی ╭┅──────────────┅╮ 🕌https://eitaa.com/joinchat/307429376Ccb9b7c02da ╰┅──────────────┅╯
هدایت شده از حوزه انقلابی
💠 قاضی زاده هاشمی هم اکنون در همایش : 🔹چند شرکت داخلی تولید واکسن از مهرماه به مرحله تست انسانی رسیده بودند اما دولت و وزارت بهداشت به آنان تا آذرماه اجازه نداد برای اینکه ما اولین کشور تولیدکننده واکسن نباشیم و محتاج خارج باشیم و آقایان هرروز بیایند گزارش بدهند که ما تحریم هستیم و از بیرون هم به ما واکسن نمی دهند و مردم را در دوگانه سلامت و عدم سازش قرار دهند 🔹چرا ما جایگزین کواکس برای دنیا نباشیم؟برخی نمی خواهند چنین شود 🔹این آقایان بمانند یا نمانند تا آخر، باید پاسخگو باشند و‌ما در کمیسیون اصل۹۰ در مجلس به جدّ پیگیر آن‌هستیم و به قوه قضائیه هم ارجاع داده خواهد شد 🔹اصل۸ قانون اساسی اصل امربه معروف و‌نهی از منکر حق مردم است و باعث رشد جامعه و‌تعمیق امنیت ملی بشود 🔥 حوزه انقلابی ╭┅──────────────┅╮ ،🕌https://eitaa.com/joinchat/307429376Ccb9b7c02da ╰┅──────────────┅╯
48.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واقعا عالیه👆👆👆 🎥 سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمین عالی در دومین شب از مراسم عزاداری فاطمیه در حسینیه امام خمینی(ره). ۹۹/۱۰/۲۶ 🚩 صفحه ویژه مراسم‌های حسینیه امام خمینی 💻 @hoseinie_emamkhomeini 👇 @garargahevelayat
محسن هاشمی (دیروز): "۱۴۰۰ دوراهی رفاه یا ونزوئلا شدن است!" پدر محسن هاشمی: در فرایند توسعه دهک‌های فقیر له می‌شوند و این اشکالی ندارد دوباره نزدیک انتخابات شد و اصلاحاتی‌ها مردم رو از چرت و پرتی به اسم ونزوئلا شدن ایران ترسوندن تا خودشون رای بیارن و مردم رو زیر چرخ توسعه له کنن!
. این مجازاتِ شگفت 🔹تا چند ماه قبل، چه کسی تصور می کرد؛ 🔻دور تا دور کاخ سفید و کنگره آمریکا، حصار امنیتی بکشند تا مانع هجوم مردم شوند؟ 🔻زیرزمین کنگره آمریکا، شبیه پایگاه نظامی عین الاسد، پر از نیروی نظامی شود؟ 🔻در پایتخت آمریکا از ترس مردم، حکومت نظامی اعلام کنند؟ 🔻۲۵ هزار نیروی نظامی در واشنگتن مستقر شود و تعداد نظامیان حاضر در مراسم تحلیف رئیس جمهور جدید، به پنج برابر نیروهای آمریکا در عراق و افغانستان برسد؟ 🔹چه کسی فکر می کرد سر خط خبری رسانه های غربی این عناوین باشد: 🔻سی ان ان: گارد ملی نه به خاطر بن لادن، بلکه برای مقابله با رئیس جمهور به کنگره آمده! 🔻دیلی میل: حضورنیروهای گارد ملی در واشنگتن، این منطقه را شبیه «منطقه سبز» بغداد کرده است. 🔻شبکه آمریکایی الحرّه: پایتخت آمریکا، تبدیل به اردوگاهی نظامی مانند منطقه سبز شده است. 🔹بازدارندگی نظامی هفتاد ساله آمریکا، سال گذشته با حمله موشکی ایران به امن ترین پایگاه پنتاگون در عراق (عین الاسد) شکسته شد. آن روز نظامیان آمریکا در پناهگاه زیر زمینی پنهان شده بودند و یک سال بعد، در زیر زمین کنگره مستقر شده اند. https://b2n.ir/446790 🔹آمریکا آن روز با موشک های قدرتمندی که تور راداری و پدافندیاش را پاره کرده بود، تحقیر شد. اما امروز بدون شلیک موشک، توسط مردم خود و به دست خویش، تحقیر می شود 🔹یازده سال قبل، دموکرات ها خواستند ایران را با حمایت از سران فتنه سبز نا امن کنند؛ و ملت ایران، بساط فتنه را جارو کردند. 🔹حالا اما همان دموکرات ها در واشنگتن و پنجاه ایالت آمریکا تحقیر می شوند و مجبورند مراسم تحلیف بایدن را وسط پایتختی جنگ زده برگزار کنند. دزدانه و هراسان؛ شبیه سفر مخفیانه ترامپ به پایگاه عین الاسد! 🔹دنیا چه قدر کوچک است، آقای بایدن، جناب اوباما! تحلیلگران بسیاری در دنیا می گویند این آمریکا دیگر، آمریکا بشو نیست. آمریکایی که افعی وار در حال بلعیدن دُم خود است؛ 🔹آمریکایی که چند برابر تلفات معمول کرونا در دنیا، تلفات می دهد و رکودشکن شده است. آمریکایی که با 52 میلیون گرسنه مطلق و 22 میلیون بیکار جدید مواجه است. 🔹گویا ابرقدرت، در حال انتقام پس دادن است. در حالی مجازاتی تدریجی و آمیخته با تحقیر. اما نباید همه تقصیر ها را گردن ترامپِ دیوانه انداخت. به قول سارکوزی ئیس‌ جمهور اسبق فرانسه : "محوریت جهان در حال عبور از غرب به شرق است. روی کار آمدن فردی مثل ترامپ، نشانه وخامت شرایط بود، نه علت آن". ♦️سه ماه قبل بود که رئیس پلیس فدرال اعلام کرد: آمریکا در آستانه جنگ داخلی است و نگرانیم تنش‌ها به درگیری مسلحانه تبدیل شود. @IMANI_mohammad
🔴 رهبر انقلاب بعد از منبر آقای رفیعی به وی چه تذکری دادند؟! ## پازل
هدایت شده از سفیر
🚨 ناتوانی در شکر رهبری 🔘 حضرت آیت الله رحمه الله علیه : 💠 اگر ، تسبیح به دست بگیریم وفقط خدا را کنیم ، که خدا چنین را به ما داده است، معتقدم که از عهده شکر این نعمت بر نمی آییم. 📰 ضمیمه ماهنامه امتداد ، خرداد ۱۳۸۹ ، ص۱۱ 🆔 @sireh_agha
هدایت شده از سفیر
36.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥🚨 فیلم کامل مستند | دیدار با راویان دفاع مقدس ✍ با توجه به درخواست های اعضای محترم کانال ، فیلم کامل مستند را نیز در کانال قرار میدهیم . این قسمت ، چند ماه قبل به مناسبت هفته دفاع مقدس منتشر شده بود . 🌐 لینک دانلود این مستند با کیفیت های بالاتر 🆔 @sireh_agha
.* *خيلي وقت است به اين كار مشغولي؟* *بله جناب شيخ. چندين سال است عادت كرده‌ام در اين شهر مرگ و مير زياد است.* *اگر روزي مرده‌اي را در يكي از قبرستانهاي اين شهر خاك كنند و من شب كفنش را ندزدم آن شب خوابم نمي‌برد. كفن‌ها را به بازار مشهد رضا مي‌برم و مي‌فروشم.* *از اين كار توبه كن، خدا از سر تقصيراتت مي‌گذرد.* *آن دو از قبرستان خارج شدند.* *جوان پرسيد:* *از كدام طرف بروم؟* *برو محله مسجد جامع، من همسايه محمد بن يحيي هستم.* *جوان به راه خود ادامه داد. شيخ طبرسي نگاهش را به آسمان و ستاره‌هاي بيشمار آن دوخته بود وخدا را شکر میگفت.* ۲ *علامه طبرسی با کمک خداوند نذرش را ادا کرد و کتاب گرانبهای تفسیر مجمع البیان رانوشت.
*قبر شيخ آماده بود و كنار آن تلي از خاك ديده مي شد. مردم اطراف قبر حلقه زدند.* ‌ صداي گريه آنها هر لحظه زيادتر مي شد. جسد *شيخ طبرسي* را از تابوت بيرون آوردند و داخل قبر گذاشتند. قطب الدين راوندي وارد قبر شد و جنازه را رو به قبله خواباند و در گوشش تلقين خواند. سپس بيرون آمد و كارگران مشغول قرار دادن سنگهاي لحد در جاي خود شدند. پيش از آنكه آخرين سنگ در جاي خود قرار داده شود، *پلك چشم چپ شيخ طبرسي تكان مختصري خورد* اما هيچكس متوجه حركت آن نشد! كارگران با بيل‌هايشان خاكها را داخل قبر ريختند و آن را پر كردند. روي قبر را با پارچه اي سياه رنگ پوشاندند. *آفتاب به آرامي در حال غروب كردن بود.* مردم به نوبت فاتحه مي‌خواندند و بعد از آنجا مي‌رفتند. شب هنگام هيچ كس در قبرستان نبود. *شيخ طبرسي به آرامي چشم گشود.* اطرافش در سياهي مطلق فرو رفته بود. *بوي تند كافور و خاك مرطوب مشامش را آزار مي‌داد.* *ناله‌اي كرد.* *دست راستش زيربدنش مانده بود.* *دست چپش را بالا برد.* *نوك انگشتانش با تخته سنگ سردي تماس پيداكرد.* *با زحمت برگشت و به پشت روي زمين دراز كشيد.* *كم‌كم چشمش به تاريكي عادت كرد.* *بدنش در پارچه‌اي سفيد رنگ پوشيده بود.* آرام آرام موقعيتي را كه در آن قرار گرفته بود درك مي‌كرد. آخرين بار هنگام تدريس حالش بهم خورده بود و ديگر هيچ چيز نفهميده بود. *اينجا قبر بود!* او را به خاك سپرده بودند. ولي او كه هنوز زنده بود. زنده به گور شده بود. هواي داخل قبر به آرامي تمام مي‌شد و شيخ طبرسي صداي خس خس سينه‌اش را مي‌شنيد. *چه مرگ دردناكي انتظار او را مي‌كشيد.* *ولي اين سرنوشت شوم حق او نبود.* *آيا خدا مي‌خواست امتحانش كند؟* چشمانش را بست و به مرور زندگيش پرداخت. سالهاي كودكي‌اش را به ياد آورد واقامتش در مشهد الرضا را. پدرش *«حسن بن فضل »* خيلي زود او را به مكتب خانه فرستاد. از كودكي به آموختن علم و خواندن قرآن علاقه داشته و سالها پشت سر هم گذشتند. *به سرعت برق و باد!* شش سال پيش زماني كه 54 ساله بود، سادات آل‌زباره او را به سبزوار دعوت كرده و شیخ دعوتشان را پذيرفت و به سبزوار رفت. مديريت مدرسه دروازه عراق را پذيرفت و مشغول آموزش طلاب گرديد و *سرانجام هم زنده به گور شد!* چشمانش را باز كرد. چه سرنوشتی در انتظار او بود *ديگر اميدي به زنده ماندن نداشت.* *نفس كشيدن برايش مشكل شده بود.* *هر بار که هواي داخل گور را به درون ريه‌هايش مي‌كشيد سوزش كشنده‌اي تمام قفسه سينه‌اش را فرا ميگرفت.* *آن فضاي محدود دم كرده بود و دانه‌هاي درشت عرق روي صورت و پيشاني شيخ را پوشانده بود.* *در اين موقع به ياد كار نيمه تمامش افتاده و چون از اوايل جواني آرزو داشت تفسيري بر قرآن كريم بنويسد.* *چندي پيش محمد بن يحيي بزرگ آل‌زباره نيز انجام چنين كاري را از او خواستار شده بود.* اما هر بار كه خواسته بود دست به قلم ببرد و نگارش كتاب را شروع كند، كاري برايش پيش آمده بود. *شيخ طبرسي وجود خدا را در نزديكي خودش احساس ميكرد.* *مگر نه اينكه خدا از رگ گردن به بندگانش نزديكتر است؟* به آرامي با خودش زمزمه كرد: *خدايا اگر نجات پيدا كنم، تفسيري بر قرآن تو خواهم نوشت.خدایا مرا از اين تنگنا نجات بده تا عمرم را صرف انجام اين كار كنم.* *ولی شيخ طبرسي در حال خفگی و زنده بگور شدن بود.* *اما به یکباره كفن‌دزد با ترس و لرز وارد قبرستان بزرگ می‌شود.* *بيلي در دست به سمت قبرشيخ طبرسي رفت.* *بالاي قبر ايستاد و نگاهي به اطراف انداخت.* *قبرستان خاموش بود و هيچ صدايي به گوش نمي‌رسيد.* *پارچه سياه رنگ را از روي قبر كنار زد و با بيل شروع به بيرون ريختن خاكها كرد.* *وقتي به سنگهاي لحد رسيد، يكي از آنها را برداشت.* *نسيم خنكي گونه‌هاي شيخ را نوازش داد.* *چشمانش را باز كرد و با صداي بلند شروع به نفس كشيدن كرد. كفن دزد جوان، وحشت زده مي‌خواست از آنجا فرار كند اما شيخ طبرسي مچ دست او را گرفت.* *صبر كن جوان!* *نترس من روح نيستم.* *سكته كرده بودم. مردم فكر كردند مرده‌ام مرا به خاك سپردند.* *داخل قبر به هوش آمدم. تو مامور الهي هستي....* *آیا مرا می‌شناسی؟* بله مي شناسم! شما شيخ طبرسي هستيد که امروز تشييع جنازه تان بود. دلم مي‌خواست، دلم مي‌خواست زودتر شب شود و بيايم كفن شما را بدزدم! *به من كمك كن از اينجا بيرون بيايم.* *چشمانم سياهي مي‌رود.* *بدنم قدرت حركت ندارد.* كفن دزد شيخ طبرسي را بيرون آورده در گوشه‌اي خواباند و بندهاي كفن را باز كرد و به گوشه‌ای انداخت. *مرا به خانه‌ام برسان. همه چيز به تو مي‌دهم. از اين كار هم دست بردار.* *كفن دزد جوان لبخند زد و بدون آنكه چيزي بگويد شيخ را كول گرفت و به راه افتاد.* *شيخ طبرسي به كفن اشاره كرد و گفت:* *آن کفن را هم بردار.* *به رسم يادگاري! به خاطر زحمتي كه كشيده‌اي جوان به سمت كفن رفت. خم شد و آن را برداشت
هدایت فاتح: ✨﷽✨ 💠▫️آیت الله بهاءالدینی فرمودند: ◆✨اگر زنان چادری می خواستند نشانشان می دادم عرقی که در فصل گرما به خاطر حفظ حجاب می ریزند, دانه دانه اش خورشید است. شما خورشید خدا هستید. ◆✨و ایشان این روایت را از ثواب الاعمال نقل می کردند عرقی که زن زیر چادر می ریزد سه جا برای او نور می شود: 📌در درون قبر 📌در بـــــــــرزخ 📌در قیــــــــــامـت ◆✨و اگر زنان بی حجاب از من می خواستند همین الان نشانشان می دادم که این موی سر که به نامحرم نشان می دهند آتش است. آنها در آرایش زیبایی نیستند، بلکه در آرایش آتش هستند. ❣┅┅❀💎❀┅┅❣ @harrozbakhoda